” آشفتگی؛ اغلب در آستانه ی پیروزی حادث می شود” چه معنی می دهد؟

آشفتگی
221

آشفتگی، با شنیدن این کلمه اولین چیزی که به ذهن اکثر ما خطور می کند استرس و نگرانی است. اما آشفتگی می تواند نمود های متفاوتی در افراد مختلف داشته باشد. معمولا همگی ما آشفتگی را حس کرده ایم و احتمالا با شنیدن آشفتگی اصلا به کلماتی مثل هیجان، اشتیاق و خوشحالی فکر نکنیم اما ترس از موفقیت و اشتیاق موفقیت برای بعضی افراد ممکن است حسی شبیه به آشفتگی داشته باشد.

هنگامی که مراحل موفقیت را طی می کنیم و به آخر راه می رسیم، یک حس هیجان ما را فرا می گیرد که خب طبیعی هم‌ هست. بیل گیتس، الن ماسک، آبراهام لینکن، امیلی دیکنسون، چارلز داروین، اوپرا و خیلی از نام های آشنای دیگر افرادی هستند که با آشفتگی به طرز شدیدی دست و پنجه نرم کرده اند. اما این همه ی چیزی نیست که در آن مشترک هستند. همگی آن ها به طرز چشم گیری موفق هستند. نه تنها آشفتگی به موفقیت ربط پیدا می کند، علم نشان می دهد که یک ارتباط مستقیم میان آشفتگی و هوش نیز وجود دارد.

بررسی یک تحقیق در مورد آشفتگی

یک تحقیق که در سال ۲۰۱۲ توسط دپارتمان علوم عصبی در نیویورک انجام شد نشان داد که افرادی که نگرانی بیشتری دارند به طور میانگین از IQ بالاتری هم برخوردار بودند.  حال این حس هیجان برای هرکس به طریقی خاص معنا پیدا می کند. ” چرا بعضی از افراد از موفقیت می ترسند و هیچ ترسی از شکست ندارند؟ چرا برخی از شکست بیشتر می ترسند؟ چگونه یک فرد می تواند یاد بگیرد این احساسات را بپذیرد و تحت کنترل خود در بیاورد؟ این دو ترس از چه جنسی هستند؟ تفاوت میان این دو ترس چیست؟”

ممکن است این سوالات برای همه پیش آمده باشد. طبق یک نظر سنجی، روانشناسان به این سوالات در مورد این موضوع بر خورده اند، سوالاتی که مردم آن ها را پرسیده اند. این سوالات، سوالات فوق العاده ای هستند پس بیایید به آن ها پاسخ دهیم.

واکنش ما نسبت به وقایع متنوع است

همه ی ما متفاوت هستیم و نحوه ای که به موقعیت ها واکنش نشان می دهیم و منتظر نتایج می مانیم بستگی به تعداد زیادی از عوامل فیزیولوژیکی و روان شناسی دارد.

تعداد زیادی که در اصل، می تواند سخت شود که به این عمومیت دهیم که چرا شخصیت های مختلف ممکن است موفقیت و شکست را به این طرق متضاد کنترل کنند.

روان شناسان حوزه ی وقایع و اختلال استرس پس از وقوع حادثه ( PTSD)، به افرادی بر می خوریم که تجربه های گذشته ی آن ها ترس از موفقیت کنونی آن ها را قوت می بخشد. برای آن ها حس اشتیاق موفقیت حسی بسیار نزدیک به احساس آشفتگی ای دارد که در گذشته باعث آسیب روحی آن ها شده باشد. اتفاق یا اتفاقاتی که این ضربه ی روحی را برای آن ها شدت داده باشد. ( این آشفتگی می تواند از جنبه ی جنسی نیز باشد، در مواردی که ضربه ی روحی در اثر چنین وقایعی پدید آمده، اما همه ی موارد این گونه نیستند.)

برسی افرادی که ضربه روحی خورده اند

افرادی که ضربه ی روحی را تجربه کرده اند ممکن است اشتیاق قبل از موفقیت را به واکنش های روانی آسیب روحی ربط دهند و آن ها را شبیه به هم‌ بدانند. آن ها خود را از قرار گرفتن در راس موقعیت های هیجان انگیز دور می کنند که باعث می شود تقریبا نسبت به موفقیت ترس داشته باشند.

لایه ی دیگری نیز برای ترس از موفقیت وجود دارد. بسیاری از ما شرطی شده ایم که باور کنیم راه موفقیت ملزم ریسک هایی مثل ” امیدوار کردن کسی” است، که ممکن است در نهایت به نا امیدی ختم شود‌.

و به تعداد زیادی از ما به خصوص اگر مورد خشونت کلامی قرار گرفته باشیم. گفته شده که در تمام زندگی خود شخصی بازنده خواهیم بود. ما آن حرف ها را هضم کرده ایم و احساس کرده ایم که لیاقت موفقیت را نداریم. حتی تعدادی از ما که مورد خشونت قرار نگرفته اند و آسیب روحی ندارند نیز اغلب موفقیت را به چیز های نا خوشایندی مثل رقابت و برادر شیطانی آن‌، حسادت ربط می دهیم.

به منظور داشتن یک رابطه ی سالم با موفقیت ( و وجه دیگر آن، شکست و نا امیدی،) اولین قدم یادگیری تفاوت احساسات اشتیاق  و ” واکنش روانی ” است.

آشفتگی

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۹۴

اینجا یک تمرین ساده داریم:

یک موقعیت در جوانی خود وقتی که احساس موفقیت یا هیجان داشته اید را به یاد آورید، و به چیزی که در خاطره خود احساس می کنید توجه کنید. آن احساس را تا ۵ دقیقه همراه خود داشته باشید. سپس موقعیتی را به یاد بیاورید که اخیرا در آن احساس موفقیت یا هیجان کرده اید، و به چیزی که درحال احساس کردن می باشید توجه کنید. ۵ دقیقه نیز با این احساس بمانید. حال موقعیتی نا خوشایند را به خاطر بیاورید. پیشنهاد ما این است که با یک موقعیت شدید روحی شروع نکنید، حداقل نه بدون حمایت یک مشاور. با یک چیز شروع کنید که تا حد متوسطی برای شما نا خوشایند است.

حال به تصور قصه ی موفقیت خود باز گردید. تفاوتی احساس می کنید؟

هنگام مواجهه با افرادی از این قبیل، از آن ها خواسته می شود به دنبال واکنش های بدنی به ترس و هیجان بروند و به متخصصان بگویند چه چیزی پیدا کرده اند.‌ معمولا این چیزی است که به آن بر می خورند:

” من به دنبال واکنش بدن به ترس بودم که دیدگ وقتی ما ترس را حس می کنیم، مغز ما سیگنال می دهد و سیستم عصبی ما شروع به عمل می کند، تنفس ما تند تر می شود، ضربان قلب ما بالاتر می رود، عرق می کنیم و از روی غریضه پیش می رویم. وقتی هیجان زده یا خوشحال می شویم آیا سیستم عصبی ما به همین گونه عمل نمی کند؟”

پاسخ این است که بله، واکنش های فیزیکی به استرس و هیحان بسیار شبیه هستند. پس وقتی یک حادثه ی شدید  روحی را تجربه می کنیم – مثل تصادف ماشین یا مورد قلدری قرار گرفتن در مدرسه- بدن ما ترسی که در حال تجربه ی آن هستیم را به احساس روانی مشابهی ربط می دهد که وقتی هیجان زده هستیم بر ما غالب است. وقتی که تعداد کافی ای از حوادث رونی را پشت سر بگذاریم، شروع به دوری از انواع موقعیت هایی می کنیم که آن احساسات و خاطرات ترس را در ما بر می انگیزد. به همین دلیل، قربانیان ضربات و حوادث روحی معمولا میل به دوری از هیجان دارند، و این قضیه می تواند باعث شود که از موفقیت نیز دوری کنند.

استفاده از روانشناسان

روزانه تعداد زیادی از قربانیان  حوادث روحی برای پشت سر گذاشتن احساس ترسشان به روانشناسان مراجعه می کنند. روانشناسان و مشاوران به آن ها کمک می کنند که به ترس خود غلبه کنند و راه موفقیت و بازیابی سلامت را دنبال کنند.

آشفتگی رفتار ما را تحت کنترل قرار می دهد و ما را به حرکت وا می دارد. ما را مجبور می کند به چیز هایی فکر کنیم که حتی قبلا از ذهنمان نیز نمی گذشت. عمل نگرانی باعث می شود که از استرس دوری کنیم و خود را برای آینده آماده کنیم. نگرانی باعث می شود شکی در ذهن ما به وجود بیاید که با همکاران جدی خود مواجه شویم. همکارانی که در غیر این صورت شجاعت مواجهه با آن ها را نداشتیم.

آشفتگی می تواند ابزاری سودمند باشد

نگرانی باعث می شود که سخنرانی خود را یک شب قبل از رویداد بزرگ آنقدر مرور کنیم تا عالی به نظر برسد. گاهی اوقات نگرانی در باره ی نتیجه کار انقدر شدید می شود که نمی گذارد آن چیز به طور کامل استارت بخورد و انجام شود. آشفتگی می تواند ابزاری سودمند باشد که ما را به سمت سطحی از آمادگی و موفقیت روانه می کند. سطحی که در غیر این صورت قادر نبودیم به آن دست پیدا کنیم. اما گاهی ممکن است این حس از کنترل خارج شود.

در حالی که آشفتگی می تواند سخت باشد و ما را به سمت مشکلاتی حل نشدنی روانه کند، می تواند ما را به سمت چیز های عالی نیز سوق دهد. آشفتگی می تواند چیزی باشد که ما را وادار می کند سر گروه بهتری باشیم. آشفتگی می تواند چیزی باشد که باعث می شود ما بتوانیم در زمان مناسب به اهداف خود دست پیدا کنیم. می تواند لنزی باشد چیز ها را در دید ما قرار می دهد. آشفتگی می تواند الهام بخش هم دردی باشد و به قوه ی تفکر و خلاقیت ما قدرتی خارق العاده ببخشد. آشفتگی می تواند ابتدای یک موفقیت بزرگ باشد. برای مقابله با آشفتگی پیش از موفقیت بهترین راه این است که با آن مقابله نکنیم! بهتر است موقعیت های مشابه را به یاد آوریم که چطور تمام شدند و در آخر ما را به هدفمان رساندند.

نتیجه نهایی

آشفتگی معمولا در بین عموم مردم به عنوان یک تشخیص مشکل روانی شناخته نمی شود.  معمولا افرادی نیز وجود دارند که خود را در زندگی روزمره عادی و آرام می دانند اما از درون آشفته هستند و یک دلشوره ی همیشگی همراه آن هاست. این افراد همچنین اذعان دارند که عمل کردشان در وجوه مختلف زندگی کاملا منطقی و عاقلانه است. پس اگر شما نیز آشفتگی قبل از موفقیت را تجربه کرده اید اصلا نگران نباشید. این نوع آشفتگی بیشتر افراد را به سمت موفقیت سوق می دهد تا آن ها را شوک زده در شکست باقی بگذارد. اگر به سطح ماجرا نگاه کنیم، می بینیم که چنین افرادی دوست دارند موفق و آرام به نظر برسند. پس شما نیز با آشفتگی خود آشتی کنید و بگذارید به جای ترس شما را به سمت موفقیت روانه کند‌.

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فروش ویژه دوره "کارشناس جذب شوید"
اطلاعات بیشتر و ثبت نام