چگونه برای آینده خود هدف گذاری کنیم؟

هدف گذاری برای آینده
233

نظریه تنظیم اهداف این مفهوم را ترسیم می‌کند که ایده‌های آگاه ما اقدامات ما را هدایت می‌کنند. (لاک ۱۹۶۸). بنابراین، آیا ما می‌توانیم این فرض را درنظر بگیریم و آن را برای بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اهدافی که احتمالا می‌توانیم برای خودمان تعیین کنیم، اعمال کنیم؟ و برنامه‌ریزی و رسیدن به آن چه معنایی دارد؟ هدف گذاری برای آینده چگونه میسر خواهد بود؟

تحقیقات اولیه لاک به ما فرصت خوبی داده تا زمانی که به هدف موثر می‌رسیم، ادامه دهیم. اما درک نظریه تنظیم هدف تنها یک گام به سوی دستیابی به اهداف زندگی شخصی است. در این مقاله، نگاهی نزدیک‌تر به برخی از ایده‌ها و منابعی خواهیم انداخت که به شما کمک می‌کند در مسیر درست حرکت کنید و برای موفقیت آنها را به کار گیرید.

چه بخواهید، چه نخواهید، همه ی ما لیستی بلند بالا از اهدافی داریم که می خواهیم به آنها برسیم و به دنبال راهی برای انگیزه گرفتن در این راه هستیم.

اما اهداف زندگی چیست؟

اهداف زندگی همان چیزی است که می خواهیم به آن برسیم، و آنها بسیار معنادارتر از آنچه هستند که ما برای زنده ماندن باید به آنها نیاز داریم. برخلاف کارهای روزمره یا اهداف کوتاه مدت، آنها رفتارهای ما را در درازمدت سوق می دهند. هیچ تعریف روانشناختی برای آنها وجود ندارد و آنها کاملاً یک ساختار بالینی نیستند اما آنها به ما کمک می کنند تا آنچه را که می خواهیم از نظر ارزشهایمان تجربه کنیم، تعیین کنیم.

کانال تلگرام پرورش افکار

از آنجا که هدف گذاری برای آینده نوعی جاه طلبی های شخصی محسوب می شود، می تواند اشکال مختلفی را به وجود آورد. نکته ی دیگری که وجود دارد این است که آنها به ما جهت می دهند و ما را موظف به نهایت تلاشمان برای سعادت و زندگی بهتر می کنند.

چرا باید اهداف زندگی را تعیین کنیم؟

خیلی از ما رویاهایی داریم، می‌دانیم چه چیزی باعث خوشحالی ما می‌شود، چه چیزهایی را دوست داریم و میخواهیم امتحان کنیم ، و ممکن است یک ایده مبهم از این داشته باشیم که چطور به آن فکر کنیم. اما تعیین اهداف روشن می‌تواند با چند روش ذکر شده در این مقاله نسبت به افکار واهی مفید باشند. اینجا چند تا ازین روش ها آمده است:.

۱.تعیین اهداف می‌تواند رفتارهای ما را تحت الشعاع قرار دهد

اول و مهم‌تر از همه، نظریه لاک است که اهداف را مستقیما در مرکز رفتار ما قرار می‌دهد (لاک، ۱۹۶۸). عمل هدف گذاری برای آینده و اندیشه هایی که ما در ساخت آن‌ها دخیل هستیم، توجه ما را به این که چرا، چطور، و چه چیزی از آرمان‌های ما پیروی می‌کنند، جلب می‌کند. به این ترتیب، آن‌ها به ما چیزی می‌دهند که بر روی انگیزه مان تمرکز کنیم و تاثیر مثبتی بر روی انگیزه ما می گذارند.

البته، محدودیت‌هایی برای تعمیم دادن این یافته وجود دارد، آن هم این است که فقط تعیین هدف نمی تواند اقدامات منجر به موفقیت را هدایت کرده و پیش ببرد.

ما به زودی به این موضوع می پردازیم ، اما فعلاً کافی است بگوییم که آنها کاری را به ما می دهند که به آنها متعهد باشیم. ممکن است تغییر دادن مشاغل کار ساده ای نباشد، اما برای خودتان تصدیق کنید که این هدف شماست و حداقل می توانید برخی اقدامات مناسب را در این راه انجام دهید.

۲.اهداف مجاز برای بازخورد

زمانی که بتوانیم بفهمیم که کجا می خواهیم باشیم، می توانیم ارزیابی کنیم که اکنون کجا هستیم و اساساً می توانیم پیشرفت خود را ترسیم کنیم. این بازخورد به ما کمک می کند تا رفتار خود را بر این اساس تنظیم کنیم و هنگامی که بازخوردمان نتیجه داشته باشد، مغز ما دوپامین آزاد می کند.

۳.تعیین هدف می‌تواند شادی را ارتقا دهد.

زمانی که هدف گذاری برای آینده براساس ارزش‌های ما هستند، معنی‌دار می شوند.

همراه با احساسات مثبت، روابط، تعامل، و موفقیت، آن چیزی است که ما به عنوان “زندگی خوب” از آن یاد می کنیم.

به عبارت دیگر، اهداف زندگی البته به جز اهداف روزمره ، چیزی را نشان می دهد. آنها به ما این امکان را می دهند که اهداف معتبر خود را انتخاب کنیم و از آنجا که می توانیم به آنجا برسیم، احساس دستاورد را تجربه کنیم. براساس این تحقیقات حتی تلاش برای رسیدن به بهترین چیزی که ما می توانیم به دست آوریم به خودی خود منجر به خوشبختی می شود.

تعیین هدف

۴.اهدافمان ما را ترغیب می کنند از نقاط قوتمان استفاده کنیم.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۹۰

وقتی که ما مهمترین و پر اهمیت ترین موضوع را برای خود در نظر می گیریم، می توانیم با نقاط قوت درونی و همچنین احساساتمان، خود را مستلزم به انجام آنها کنیم. اما استفاده از نقاط قوت ما برای رسیدن به آنجا با یکسری مزایای دیگر همراه است.

مطالعات نشان می دهد که دانستن و استفاده از نقاط قوت ما می تواند اعتماد به نفس ما را افزایش دهد، تعامل ما را تقویت کند، و حتی باعث افزایش احساسات سلامتی و رضایت از زندگی می شود. بنابراین استفاده از آنها در راه رسیدن به اهداف مان موجب سعادتمند شدنمان می شود.

اما چگونه خود عمل هدف گذاری برای آینده را انجام دهیم؟

با انجان مراحل زیر می توانید این کار را انجام دهید.

 ۱- ارزیابی موقعیت کنونی

در صورتی که هر فردی بداند که از آینده اش چه چیزی میخواهد و به چه مرحله و مرتبه ای می خواهد در زندگی اش برسد می تواند برای اهدافش تصمیم گیری کند. همچنین اینکه باید بسنجیم و دقت کنیم که کجای زندگی ایستاده ایم و به چه چیزهایی رسیده ایم. هدف از این کار که به آن ارزیابی می گویند عبارت است از داشتن چشم اندازی از زندگی آینده و دیگر اینکه به شما جهت می دهد برای ادامه راهتان. بنابراین برای انجام این کار مدت زمانی را صرف کنید تا کاملا متوجه موقعیت کنونی تان شوید سپس می توانید کاغذ و قلم بردارید و اهدافتان را روی آن بنویسید و با گذشت مدت میزان پیشرفت خود را دیده و ارزیابی کنید.

۲-تعریف اهدافتان

همانطور که می دانید انسان ها ذاتا کمال طلب هستند، به این معنی که اگر به هدفی که مد نظرشان بود برسند بازهم می خواهند که پیشرفت کردن را ادامه دهند. در واقع آرزوی انسان ها انتها ندارد.

چه اهداف و آرزوهایی دارید؟ این اهداف و آرزوها جزو داشته‌های شما یا آنچه تا کنون انجام داده‌اید نیستند. اما چیزهایی هستند که شما می‌خواهید داشته باشید یا انجام بدهید. تا به‌حال واقعا نشسته‌اید به ارزش زندگی خود فکر کنید و تصمیم بگیرید واقعا از زندگی چه می‌خواهید؟

سعی کنید فکرتان را روی اهدافتان تمرکز کنید. این کار شما را به وجد می آورد. در واقع کار احساسات شما را تحریک میکند و از طرفی دیگر به قوی شدن انگیزه تان کمک بسیار شایانی میکند. مثلا به خود بگویید برای داشتن زندگی خوب چه کارهایی دوست دارید انجام دهید؟ یا برای ارضا شدن نیازهایتان به چه موقعیتی می خواهید برسید؟ در زندگی از خودتان چه چیزی می خواهید و چه کارهای ناتمامی دارید؟ در این راه چقدر توان و انرژی می توانید بگذارید؟ چه چیزهایی شما را به وجد می آورد. با پرسیدن این سوالات از خودتان و جواب دادنتان به آنها حس بسیار خوبی پیدا خواهید کرد که تجربه کردن این حس بدون دانستن خواسته هایتان میسر نیست.

یک راه دیگر

راه دیگری که می توانید امتحان کنید و بسیار مفید می باشد این است که خواسته ها و اهدافتان را روی کاغذ بیاورید حتی اگر به نظرتان اهدافتان غیر معمول و سخت دست یافتنی هستند هم روی کاغذ آنها را بنویسید. پس از اینکه این کار را انجام دادید سعی کنید که اهدافتان مرحله به مرحله برای خود تداعی کنید و به آنها اولویت دهید. برای این کار می توانید از خود بپرسید که کدامشان مهمتر است و کدام یک اهمیت کمتری نسبت به بقیه دارد.

یا اینکه ببینید کدام اهدافتان پیش نیاز هدفی دیگر است. مثلا فرض کنید که شما دو هدف دارید. اول این که در دوچرخه سواری مهارت خوبی پیدا کنید. هدف دیگرتان این است که مقام کشوری دوچرخه سواری را بدست آورید. کاملا مشخص است که پیدا کردن مهارت مناسب، پیش نیاز قهرمانی و مقام آوردن است. پس آن را در اولویت قرار می دهیم. نکته ی بسیار مهمی که در این راه وجود دارد این است باید اراده بسیار قوی داشته باشید و فقط فکرها را در سرتان پرورش ندهید و عمل کردن به آنها را فراموش کنید.

۳- تعیین کردن اهداف منطقی

منظور از اهداف منطقی اهدافی هستند که با عقل جور در می آیند. یعنی اهدافی که بتوانید به آنها دسترسی پیدا کنید و واقع بینانه باشند. به عنوان مثال شما ممکن است استعداد بسیار خوبی در ریاضیات داشته باشید ولی در آشپزی هیچ گونه استعدادی ندارید و هدفتان رسیدن به درجه ی استادی در رشته های مرتبط با ریاضیات است. این هدف شدنی است و با تلاش فراوان قطعا به آن می رسید. اما اگر هدفتان را رسیدن به درجه ی والایی در آشپزی تعیین کنید قطعا دست نا یافتنی است این هدف و حتی اگر هم در این راه پیشرفت کنید، به درجه ی بالایی نمی رسید چون استعداد آن در شما وجود ندارد.

در واقع می توان گفت جهت هدف گذاری برای آینده به طور کلی باید به سه نوع هدف توجه کرد. اهداف ویژه، اهداف قابل اندازه گیری، اهداف قابل دستیابی

اهداف ویژه آنهایی هستند که بدون شک میدانیم که چه چیزی میخواهیم و هیچ گونه شک و تردیدی در آن نداریم.

اهداف قابل اندازه گیری اهدافی هستند که با ویژگی های درونی ما سازگار بوده و در واقع قابل سنجش هستند.

اهداف قابل دستیابی اهدافی هستند که با توجه به توانایی هایمان پیش بینی می کنیم که می توانیم به آنها دست یابیم.

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.