چرا قانون جذب برای عده ای عمل نمی​ کند

افكار مثبت,افکار مثبت,افکار منفی
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 12 امتیاز : 4.3]

گاهی اوقات وقتی تمام تلاشمان را برای رسیدن به کاری انجام می دهیم و نتیجه ای نمی گیری، زیر لب زمزمه می کنیم:”قانون جذب یک دروغ بزرگ بیش نیست”! اما بگذارید همین حالا خیالتان را راحت کنم که این تنها مشکل شما نیست و میلیون ها مردم دیگر مانند خودتان نمی توانند به درستی از قانون جذب استفاده نمایند.

اما ما به شما با دلیل و مدرک ثابت خواهیم کرد مشکل فقط خود شما هستید نه قانون جذب!

1- هیچ کس بدشانس نیست

کمتر کسی را می توانیم پیدا کنیم که از ثروتمند شدن خوشش نمی آید. هنگامی که قانون جذب برای اولین بار مطرح شد و میلیونرهای موفق پرده از این راز بزرگ برداشتند، هرکس وسوسه گردید تا برای یک بار هم شده از این قانون در زندگی شخصی اش استفاده کند. حتی آنهایی که در ظاهر مخالف این موضوع بودند در خلوت خودشان عبارات تأکیدی را مثل یک اکسیر جادویی به زبان می آوردند تا با چشم های خودشان از صحت این موضوع باخبر شوند.

بر اساس قانون جذب، ما می توانیم هرچیزی را در زندگی مان جذب نموده و برای این کار تنها کافی است چشم هایمان را ببندیم و جذب کنیم. جذب کردن با تکرار عبارات تأکیدی مثبت و تجسم کردن راهی میانبر برای رسیدن به رؤیاهایی بود که همیشه سرکوبش می کردیم. حتماً ما هم برای یک بارهم که شده این کار را انجام داده ایم اما جز موارد جزئی نتوانستیم نتیجه شگفت انگیزی که قانون جذب از آن صحبت میکرد را به دست بی آوریم و نتیجه این شد که دیگر خودمان را از گروه دوستداران قانون جذب کنار کشیدیم و باز هم با کسالت و از سر ناامیدی گفتیم:” آدم باید کمی شانس داشته باشد” این جمله ما و خیلی از افرادی است که دیگر اعتقادی به قانون جذب ندارند. اما نتیجه مطالعات دکتر “بروس لیپتون” روانشناس، نشان داده هیچگونه اشتباهی در قانون جذب اتفاق نیفتاده است، بلکه گره اصلی این معمای پیچیده ذهن ناخودآگاه خود ماست.

2- رازی که میخکوب مان می کند

من علاقه زیادی به میلیونر شدن دارم و شب و روز به این موضوع فکر میکنم. قانون جذب به من یاد داده که خودم را در خانه زیبا و اتومبیل های مجلل تصور نمایم و با تکرار عبارات تأکیدی مثبت رؤیای میلیونر شدن را سوی خودم جذب کنم. چیزی نمی گذرد، ناگهان در محیط کاری من اتفاقی جدید می افتد. رئیس بخشی که در آن کار میکنم، سمت من را به سمتی بالاتر تغییر میدهد و حقوق من به همین اندازه افزایش پیدا میکند. اما پس از اینکه در سمت جدیدم مشغول به کار شدم آنچنان از این وضعیت متعجب و شگفت زده هستم که بیشتر از اینکه به تثبیت کارم فکر نمایم، ترس از دست دادن سمت جدیدم جایگزین همه افکار مثبت من خواهند شد تا جایی که حتی خودم را لایق درآمد بیشتر نمی بینم و به همین علت بعد از مدتی سمت جدیدم را به راحتی از دست میدهم. این مثالی است که دکتر لیپتون میزند. در واقع ۹۹% (به این رقم دقت کنیم) زندگی ما در دست ذهن ناخودآگاه ما قرار دارد و حقیقت تلخ این است که بخش عمده ای از ذهن ناهوشیار ما توسط افکار منفی مزاحم پر شده است که تنها با تصویرسازی رویاها و تکرار عبارات تأکیدی نمی توانیم آنها را از ذهنمان پاک نماییم. مثل این می ماند که هوا کاملاً تاریک است و ما مدام تکرار می کنیم “هوا روشن است.” در این شرایط تکرار عبارات تاکیدی در مورد روشن بودن هوا نمی تواند اصل موضوع را تغییر دهد پس کمی به آن فکر کنیم.

افکار مثبت,افکار مثبت,افکار منفی

3- فرمول جادویی رویاها

دکتر بروس لیپتون می گوید:”ذهن ناهشیار میلیون ها برابر قوی تر از ذهن هوشیار است. اگر ذهن ناهوشیار با خواسته های ذهن هوشیار ناهماهنگی نداشته باشد هیچ مسئله ای پیش نمی آید، چون در این شرایط قانون جذب به صورت خودکار عمل میکند و هیچ نیازی نیست کاری کنیم که قانون جذب را در زندگیمان خلق نماییم اما اگر این ۲ ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه ما با یکدیگر هماهنگ نباشد، قانون جذب هیچ تدثیری ندارد. برای نمونه ما آگاهانه می خواهیم که حسابمان پر از پول باشد و با تکرار عبارات تأکیدی سعی می کنیم این حس را به وجود بیاوریم اما اگر در ذهن ناخودآگاه ما این عقیده وجود داشته باشد که ما لایق آن همه پول نیستیم، هرگز ثروتمند نخواهیم شد. ذهن ناخودآگاه ما شبیه یک ضبط صوت عمل می نماید و همیشه تمایل دارد که موزیک های قدیمی مان را پخش کند، به خصوص همان ترانه هایی که از دوران کودکی والدین بارها و بارها برایمان تکرار کرده اند. ما ترانه های ضبط صوت ذهنی مان را در شش سال اول زندگی با جملات منفی پر کرده ایم.

جملاتی مانند: “تو به اندازه کافی خوب نیستی”،”تو لیاقتش را نداری” یا “آدم های دیگر بهتر از تو هستند و تو مجبوری بهتر از دیگران باشی” و… چه این پیام ها مستقیم به ما رسیده باشد چه غیرمستقیم، بعد از سالها که در چنین موقعیت های مشابهی قرار می گیرید آن نوارها دوباره تکرار خواهند شد و مشکل اینجاست، ما روی نواری که در حال پخش است عباراتی دقیقاً مخالف را به زبان می آوریم و در این حالت هیچ نتیجه ای دریافت نخواهیم کرد. ما خودمان را فریب داده ایم که فرد مثبتی هستیم، چون در تمام لحظاتی که در حال تکرار جملات مثبت و تصویرسازی برای رؤیاهایمان هستیم، نوار منفی ضبط صوت ذهن ناهوشیارمان درحال پخش ترانه های ناامیدکننده و دلسردکننده است.

4- فوت آخر

به عقیده دکتر لیپتون تنها راه حل استفاده از قانون جذب آن هم به صورتی مفید و نتیجه بخش، پیش از هرچیز خاموش کردن افکار منفی است و این کار تا زمانی که افکار منفی مان همچنان در ذهن ناهوشیارمان در حال تکرار است، نتیجه بخش نیست، زیرا عبارات تاکیدی که آگاهانه از سمت ما تکرار می شود جزو ذهن هوشیارمان است و ذهن خودآگاه ما تنها یک درصد روی زندگی ما تأثیر می گذارد. اما این موضوع انکار تأثیر تکرار عبارات تاکیدی نیست بلکه مشکل اصلی بیشتر افراد این می باشد که هیچ شناختی از افکار خود ندارند. برای این کار بهتر است قبل از هرچیز جای آرامی را در نظر بگیریم و بدون اینکه در مورد خودمان و افکارمان فکر و قضاوتی کنیم، اجازه بدهیم افکار منفی مان خودش را آشکار کند. بعد از اینکه به ذهن ناخودآگاه مان و جملات منفی این ضبط صوت مجازی دست پیدا کردیم سعی کنیم دکمه خاموش آن را برای همیشه بزنیم و اگر باز هم با جملات منفی مواجه شدیم تنها به عنوان یک تماشاچی به آن نگاه کنیم نه یک تحلیل گر! بعد از این کار حالا نوبت جایگزین کردن عبارات تاکیدی مثبت و تصویرسازی است.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *