چرا باید رازدار باشیم

چگونه راز دار خوبی باشیم,چگونه رازدار باشم,چگونه رازدار باشيم
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 6 امتیاز : 4.8]

رازداری چیست؟ چگونه راز دار خوبی باشیم؟

راز و البته حفظ آن مقوله ای است که همیشه با آدمی بوده است

تا دلمان می‌ گیرد به دنبال بهانه کوچکی می‌ گردیم تا با اطرافیان‌ مان درد و دل کنیم و با حرف زدن، کمی از بار روانی مشکلات‌ مان کم کنیم، اما گاهی همین درد و دل‌ های ساده و خودمانی کار دست مان می دهد. وقتی درد و دل می کنیم یادمان می رود بعضی حرف ها نه تنها از دلمان بلکه نباید از چاردیواری مان بیرون رود.

رازم را نگهدار

راز و البته حفظ آن مقوله ای است که همیشه با آدمی بوده است. این که فرد رازش را به چه کسی بگوید و به چه کسی نگوید، دغدغه ای است که همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است. یکی از دشوارترین مواقع در زندگی آدمی وقتی است که بفهمد رازش فاش شده و دشوارتر از آن وقتی است که بفهمیم این راز از سوی فردی خودی فاش شده که زمانی محرم اسرارمان بوده است.

حریم خصوصی را چگونه تعریف می کنید؟ 

براساس منابع علمی، حریم خصوصی یعنی یک فرد یا گروه بتواند خود یا اطلاعات مربوط به خود را مجزا کند و در نتیجه بتواند خود یا اطلاعاتش را با انتخاب خویش در برابر دیگران آشکار کند. ریشه و اساس مشکل حریم خصوصی مربوط به افشاگری نامناسب و بدون کنترل داده های شخصی است. 

برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند.

و به قول سعدی:

“خامشی به که ضمیر دل خویش – به کسی گویی و گویی که: مگوی”

“ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند – که چو پر شد، نتوان بستن جوی”

راههای رازداری:

چگونه راز دار خوبی باشیم,چگونه رازدار باشم,چگونه رازدار باشیم

راز حق الناس است 

این حرفی که درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان کنم؟ شکل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟  

اگر بدانید که یک لحظه بی‌ ملاحظگی به ظاهر ساده ما در نگه نداشتن یک راز تا چه حد می‌ تواند خطرناک باشد، احتمالاً مثل نارنجکی که به کمر ماست مواظب ضامن آن خواهیم بود. راز، یکی از انواع حق‌ الناس محسوب می‌ شود. 

پس همانطور که از فاش‌ شدن اسرار زندگی خصوصی خودمان می‌ ترسیم، از گفتن راز مردم بترسیم و خیالمان جمع باشد که کاملاً ترس بجایی داریم. این خطر را جدی بگیریم و با ضامن این نارنجک هیچ‌ وقت بازی نکنیم.

زبان ما، ضامن نارنجک است 

امیر مؤمنان زبان را مانند تیری که به خطا می‌ رود خطرناک می‌ شمرد و اینگونه وصفش می‌ کند: «احذروا اللسان فانه سهم یخطی؛ از زبان بترسید که آن تیری است که (بسیار) به خطا می‌ رود.»

آنقدر این صفت‌ شناخته شده است که بسیاری از کنایه‌ ها مثل اینکه “فلانی دهان لق است”، “دلش در و طاقچه ندارد” و “سفره‌ دلش را هر جایی باز می‌ کند” یا “حرف کسی را این طرف و آن طرف می‌ برد” و نظایر آن اشاره به همین صفت زبان دارند. 

کمتر حرف بزنیم

برای اینکه بتوانیم مراقب زبان خود باشیم باید در قدم اول کمتر حرف بزنیم. کسی که پر حرفی می‌ کند دقت در پردازش حرف‌ هایش را از دست می‌ دهد. به همین‌ خاطر است که افراد پر حرف برای رازداری چندان قابل اطمینان نیستند. اگر می‌ خواهیم رازدار باشیم کمتر حرف بزنیم تا‌ چیزی که نباید بگوییم، ناگهان از دهانمان بیرون نپرد. مطمئن باشیم ضرر نمی‌ کنیم.

با شیوع غیبت بجنگیم

اگر کسی با اشتیاق، برای گفتن راز دیگران به‌ سراغ ما می‌ آید و با بی‌ میلی ما به شنیدن آن راز روبه‌ رو شود و به در بسته بخورد، حتماً دفعه بعد به‌ دنبال مشتری دیگری خواهد بود. نه زبانی باشیم برای گفتن راز دیگران و نه گوشی برای شنیدن اسرار خلق خدا از زبان دیگری. اگر همه اینطور باشیم حلقه شایعه خواهد شکست و بازار آبروبری و غیبت کساد خواهد شد. 

مواظب عادت‌ های غلط باشیم

یکی از چیزهایی که باعث افشای یک راز، چه راز  خودمان و چه راز دیگری می‌ شود عادت‌ های غلطی است که ممکن است برای ما گران تمام شوند. مثل دادن اطلاعات غیرضرور به افرادی که نمی‌ شناسیم یا گفتن بی‌ دلیل هر حرفی حتی به کسانی که می‌ شناسیم. تا زمانی که سری در اختیار ماست او اسیر ماست اما وقتی آشکار شد ما اسیر او هستیم. حضرت امیر می‌ فرمایند: «من کتم سره کانت الخیره بیده؛ کسی که راز خویش را حفظ کند اختیار خود را در دست دارد.»

اگر ما رازدار نباشیم از گروههای دوستی و فامیلی حذف خواهیم شد.

چند مورد از اثرات نامطلوب عدم رازداری 

برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند.

و به قول سعدی:

“«خامشی به که ضمیر دل خویش  به کسی گویی و گویی که: مگوی”

“ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند  که چو پر شد، نتوان بستن جوی”

– پرورش شخصیت منفی

– شیوع اختلالات روانی از جمله افسردگی و اضطراب

– شیوع بدبینی در جامعه یا پایین آمدن مشارکت عمومی

– کاهش درجه ایمان و اعتقاد به خدا

– غفلت و انحطاط اخلاقی

– اشاعه زشتی

چگونه رازدار باشیم,رازدار باش,رازدار باشیم

پس عادت کنیم قبل ازگفتن هر حرفی 3 سؤال از خودمان بپرسیم:

چه می‌ گویم؟ 

این حرفی که درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان کنم؟ شکل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟ 

برای چه می‌ گویم؟ 

دلیل من برای بیان این حرف چیست؟ آیا دلیل معقولی برای آن دارم؟ مطمئن باشیم اگر دلیل معقولی برای بازگو کردن حرف خود پیدا نکنیم حتماً بیان آن حرف، احتمال اشتباه کردن‌ مان را بالاتر می‌ برد.

به که می‌ گویم؟ 

آیا شنونده و مخاطب خودم را خوب می‌ شناسم؟ آیا دقیقاً خصوصیات اخلاقی او را می‌ شناسم؟ آیا می‌ دانم ممکن است بعد از شنیدن حرف‌ های من چه عکس‌ العملی نشان بدهد؟ بسیاری از مشکلات از جایی شروع می‌ شوند که ما به‌ اصطلاح سفره دلمان را پیش هرکس و ناکسی باز می‌ کنیم و بعد نتایج زیانبار آن دامان خودمان را هم می‌ گیرد.

نکته آخر 

راز سخن گفتن طوطی‌ ها هم برملا شد.پس از همین امروز تصمیم بگیریم،طوطی نباشیم، طوطی‌ ها در تقلید آواها و صحبت کردن انسان باشد، بی نظیر هستند و برای مردم جذاب، در صورتی که اگر ما رازدار نباشیم از گروههای دوستی و فامیلی حذف خواهیم شد. 


3 نظر در مورد مقاله “ چرا باید رازدار باشیم
  1. پرورش افکار :

    به نام برنامه ریز مقتدر جهان هستی.سلام خدمت اقای شریفی عزیز…. راستش خانوم سولماز یک سوالی پرسیده بودن که شما گفتید چند هفته منتظر بمونن ….و متاسفانه نموندند….. من خیلی دوست دارم بدونم چه راهکاری میخواستید بدید…..اخه سوالشون انگار ابهام ذهن منم بود …..یه خواهشی داشتم…..گفتید براتون زحمت داره اون مصاحبه رو انجام بدید…..اما شما بگو یک ماه من منتظر میمونم…….میشه بهم کمک کنید؟؟؟؟؟؟من نمیدونم سوال خانوم سولماز چی بوده …..ولی با پاسخی که شما دادید و گفتید فقط علمیه…..خیلی خیلی مشتاقم بدونم بقیشو……………….توروخدااااااااااااا…..دوستون دارم …..نفیس


  2. پرورش افکار :

    سلام اقای امیر شریفی واقعا این متن عالی بود واقعا به نظرم لازم بود که تو همچین موقعیتی از زندگی خودم این مطالب برای من مرور شه واقعا مچکرم. امیدوارم که روزی برسد که تمامی مردم این راه و روش رو ادامه بدهند و دنیا گلستان خواهد شد چون اینجور دیگه حتی کینه ای هم وجود نخواهد داشت.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *