چگونه با انگیزه زندگی کنید

انگيزه چيست,انگیزه چیست؟,انگیزه‌ ی درونی
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 10 امتیاز : 4.6]

چطور با انگیزه زندگی کنیم (قانون جذب)

احتمالاً برای ما هم پیش آمده است که گاهی اوقات انگیزه‌ ی خود را از‌ دست داده ایم، قدرت نهفته در وجودمان را نادیده می‌ گیریم و نمی‌ دانیم چطور دوباره این نیروی جادویی را فعال نماییم. اگر عاداتی را که افراد با انگیزه‌ ی بسیار زیاد دارند بدانیم، ما هم علاوه‌ بر اینکه می‌ توانیم کارهای به‌ مراتب بیشتری انجام بدهیم یا ریسک‌ های بیشتری بکنیم و به‌ خوبی از پس روزهای سخت برآییم، می‌ توانیم الهام‌ بخش خود و دیگران برای انجام کارهای فوق‌ العاده باشیم. این نوشته را بخوانید تا مشاهده کنیم که چگونه با انگیزه زندگی کنیم.

انگیزه چیست؟

تعریف مورد علاقه‌ ی من از انگیزه‌ دادن “روح تازه‌ ای دمیدن” است. بنابراین داشتن انگیزه‌ ی مؤثر یعنی در هرکاری که انجام می‌ دهیم بتوانیم مدام روح تازه‌ ای بدمیم. دو نوع انگیزه وجود دارد : انگیزه‌ ی درونی و انگیزه‌ ی بیرونی.

انگیزه‌ ی درونی بیشتر مربوط به پیداکردن محرک درونی‌ مان است و انگیزه‌ ی بیرونی براساس پاداش و مجازات کار میکند. کلید اصلی انگیزه‌ داشتن این است که علاقه‌ ی درونیمان را به‌ شکلی مثبت (و از طریق پاداش‌ دادن) تقویت کنیم.

در ادامه به هفت عادت افراد بسیار با انگیزه اشاره خواهیم کرد. عاداتی که به‌ زمان خاصی محدود نیستند و ما هم می‌ توانیم با استفاده از آنها زندگی‌ مان را از یکنواختی خارج کنیم:

۱- چرایی خود را بیابیم

افراد با انگیزه هرکاری را با چرا شروع می‌ کنند. چرا این کار را انجام می‌ دهیم؟

اگر صرفاً به این علّت که کوهی برای بالا رفتن وجود دارد، کوهنوردی می‌ کنیم، وقتی به بخش سخت داستان برسیم، احتمالاً نخواهیم توانست ادامه دهیم. امّا اگر بدانیم چرا این کار را انجام می‌ دهیم و این کار برای ما بسیار با ارزش باشد، در هر موقعیتی می‌ توانیم توانایی‌ های خود را بروز دهیم.

برای نمونه چرایی من ساده است: می‌ خواهم تا جایی که می‌ توانم سطح کیفیت زندگی انسان ها را بهبود بخشم. من این چرایی را به کار روزمره‌ ام مرتبط کرده‌ ام، حین کار تلاش میکنم اطرافیانم پیشرفت کنند و مشتریانم به بهترین شکل کارشان راه بیفتد!

انگیزه چیست,انگیزه چیست؟,انگیزه‌ ی درونی

۲- عقاید خود را درباره‌ ی ممکن‌ ها تغییر دهیم

اغلب مردم کمبود انگیزه ندارند، بلکه باورهایی دارند که بسیار محدود کننده است. آنها اغلب کارها را نشدنی می‌ پندارند. به همین علت مشاهده‌ ی داستان زندگی افراد موفق می‌ تواند بسیار قدرتمند باشد، زیرا این داستان‌ ها چشم ما را به دنیایی از امکانات جدید باز خواهد کرد.

اگر می‌ خواهیم بدانیم که انسان‌ ها چه توانایی‌ هایی دارند، سری به کتاب رکوردهای گینس بزنیم. می‌ توانیم در اطراف خود انسان‌ هایی را پیدا کنیم که به‌ طرز شگفت‌ انگیزی غیرممکن‌ ها را ممکن کرده‌ اند. امّا اگر این چنین انسان‌ هایی را پیدا نکردیم متوقف نشویم، با کتاب‌ ها، فیلم‌ ها و داستان‌ های این چنینی به‌ خود یادآوری کنیم که چه‌ قدرتی در ما نهفته است.

۳- باورهای محدود کننده‌ مان را تغییر دهیم

باورهای محدود کننده به روش‌ های موذیانه‌ ای به ذهن ما خطور می‌ کنند. برای مثال ممکن است زیر لب به خودمان بگوییم: نه، من نمی‌ توانم! من از عهده‌ ی انجام این کار برنمی‌ آیم.

داستان جالبی وجود دارد که در آن یک کک را درون ظرفی شیشه‌ ای قرار می‌ دهند و سر ظرف را می‌ گذارند. کک تمام روز بالا و پایین میپرد تا بتواند از ظرف خارج شود، امّا بالاخره خسته میشود. وقتی سر ظرف را برمی‌ دارند، کک فقط داخل ظرف بالا و پایین میپرد و بیشتر از آن جهشی انجام نمیدهد.

آیا الان کک می‌ تواند از ظرف بیرون بپرد؟ بله امّا به‌ شرطی که باور محدود کننده‌ ی فعلی‌ اش را کنار بگذارد.

پس باورهای محدودکننده‌ ی خود را کنار بگذاریم و مانند کک درون ظرف شیشه‌ ای نباشیم.

اهداف کوچک‌,چطور با انگیزه زندگی کنیم,چگونه با انگیزه زندگی کنیم

۴- زمان بیشتری را صرف ارزش‌ هایمان کنیم

با انجام این کار با یک تیر دو نشان می‌ زنیم! هم انگیزه‌ ی خود را بالا خواهیم برد، هم از زندگی‌ مان لذت می‌ بریم.

پیش از هرچیز باید ارزش‌ های خود را بشناسیم. با شناسایی ارزش‌ هایمان می‌ توانیم میان آنها و کارهای روزانه‌ مان ارتباط برقرار کنیم. برای مثال ماجراجویی، یادگیری و برتری‌ داشتن برای من با‌ ارزش هستند. بنابراین زمانیکه پروژه‌ ای به من داده میشود، من فقط پروژه را انجام نمیدهم، بلکه یک ماجراجویی فوق‌ العاده را تجربه میکنم.

وقتی پروژه‌ ای دارم که از انجام آن لذت نمیبرم، راهی پیدا میکنم تا بتوانم از آن پروژه چیز جدیدی یاد بگیرم. از همه‌ ی اینها بهتر به‌ دنبال کسی می‌ گردم تا میانبرهایی برای انجام بهتر، سریعتر یا ارزان‌ تر آن پروژه به من نشان بدهد. ساده‌ ترین ارزشی که می‌ توانم پیدا کنم، بهترشدن است.

۵- دراطراف‌ مان انسان‌ هایی داشته باشیم که به ما انگیزه می‌ دهند

همان‌ طور که بعضی کارها از انرژی ما می کاهند و بعضی دیگر به ما انرژی می‌ بخشد، بعضی افراد هم هستند که انگیزه‌ ی ما را کم می‌ کنند و برخی دیگر به ما انگیزه‌ ی مضاعف می‌ بخشند.

پیش از هرچیز این را بدانیم اولین فردی که می‌ تواند به ما انگیزه بدهد، خودمان هستیم. مربی خود باشیم، نه منتقد. وقتی شکست می‌ خوریم مدام خود را سرزنش نکنیم، در عوض به‌ دنبال درس‌ گرفتن باشیم. از خود نپرسیم: “چرا مرتکب این اشتباه شدم؟” در عوض بپرسیم: “چطور می‌ توانم دفعه‌ ی بعد بهتر عمل کنم؟”

به‌ دنبال چیزهایی باشیم که به‌ حرکت روبه‌ جلوی ما کمک بکند و بهترین شکل را از ما نمایان کند.

نیازی نیست در این‌ مورد زیاد فکر بکنیم. کافی است افرادی را که به‌ طریقی به ما انرژی می‌ بخشند و کمک می‌ کنند قدرت درون خود را آزاد کنیم، بیابیم. ممکن است این افراد از‌ طریق تمرکز روی استعدادهای خاص ما این کار را بکنند. ممکن است چیزهایی را ببینند که دیگران به آنها توجه نمی‌ کنند. یا حتی با گفتن جملاتی آن‌ چنان ما را تشویق بکنند که دوباره بلند شویم و بخواهیم دنیا را فتح کنیم!

داشتن انگیزه‌,زندگی با انگیزه,سطح کیفیت زندگی

۶- چرخه‌ ی بازخورد بهتری طراحی کنیم

پیشرفت هرچقدر هم کم باشد، پیشرفت به‌ حساب می‌ آید. اگر بتوانیم روی پیشرفت‌ کردن تمرکز کنیم، هم خوشحال‌ تر خواهیم بود و هم انگیزه‌ ی بیشتری خواهیم داشت. این یک عادت بسیار قدرتمند است.

برای اینکه بتوانیم بازخورد بهتری از فعالیت‌ هایمان بگیریم، موارد زیر را درنظر داشته باشیم:

واقعی باشد: هرچه بازخوردی که می‌ گیریم به فعالیت فعلی نزدیکتر باشد، بهتر است.
دقیق و مرتبط باشد: اگر بازخوردی که می‌ گیریم مربوط به آن فعالیت نباشد، اشتباه است و اگر دقیق نباشد هیچ کمکی به ما نمیکند.
کاربردی باشد: اگر بازخوردی که می‌ گیریم هیچ راه‌ حل عملی برای بهبود فعالیت به ما ندهد، هیچ فایده‌ ای ندارد.

تا به‌ حال برای ما پیش آمده است که درانجام کاری به بن‌ بست بخوریم و ناگهان فردی قطعه‌ ی گمشده‌ ی کار را برای ما نمایان بکند؟ این‌ جاست که ما به‌ خاطر این کشف جدید حسابی هیجان‌ زده می‌ شویم و می‌ خواهیم هرچه سریعتر آن‌ را امتحان کنیم!

سعی کنیم با بازخوردگرفتن از دوستان‌ مان راجع به کارهایی که انجام می‌ دهیم، از این لحظات بیشتر و بیشتر در زندگی خود ایجاد کنیم.

۷- با ایجاد اهداف هیجان‌ انگیز خود را به‌ جلو هل بدهیم

اهداف ما باید به‌ شکلی باشد که به‌ طور خودکار ما را به سمت خود بکشندف اهدافی‌ که تصور به حقیقت‌ پیوستن‌ شان ما را حسابی هیجان‌ زده میکند.

اگر احساس می‌ کنیم تحت فشار هستیم، یعنی یک جای کار می لنگد. ممکن است ارزش‌ ها و علایق (درونی یا بیرونی) ما باهم درتضاد باشند. شاید این فشار به‌ خاطر ترس ماست. ممکن است نیاز به اهداف کوچک‌ تری داشته باشیم تا با رسیدن به آنها، انگیزه‌ ی مضاعف پیدا کنیم یا شاید به هدفی بزرگ و جسورانه نیاز داریم تا انگیزه‌ ی بیشتری به ما بدهد.

اگر هدفی به ما تحمیل شد، آن را به‌ عنوان ارزش نپذیریم، بلکه به آن به چشم یک هدیه نگاه کنیم و به‌ دنبال چالشی باشیم که به‌ ما انگیزه بدهد. مسیر رسیدن به این هدف را به چشم یک ماجراجویی لذت‌ بخش ببینیم که پر از فراز و نشیب و چالش‌ های مختلف است. با این دید پی می بریم که شغل‌ ها چقدر می‌ توانند به انسان انگیزه بدهند و الهام‌ بخش باشند. ما برای انگیزه‌ داشتن، نیازی به دیگران یا شرایط اطرافمان نداریم، بلکه باید یاد بگیریم که چطور از طریق پیشرفت و مهارت‌‌ آموزی، بیشترین انگیزه را برای خودمان ایجاد نماییم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *