زندگینامه محسن هشترودی – ریاضیدان

بیوگرافی محسن هشترودی,پروفسور محسن هشترودي,دكتر محسن هشترودي
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 30 امتیاز : 4.3]

بیوگرافی محسن هشترودی

شرح حال بزرگ مردی ایرانی که نگاه تیز بین او فراسوی هر پرده مات و کدری را در مییافت و وقتی به دنیا می نگریست به قدری آن را خوب میشناخت که درک نوع نگاه او به دنیا به بررسی بسیار نیاز دارد.

در زندگی نامه دکتر محسن هشترودی اینگونه آمده است که : محسن هشترودی در سال 1286 خورشیدی در شهر تبریز در خانواده ای فرهیخته متود شد، پدر وی همچون اکثر آذریها مردی بود کوشا و با همت که 14 سال در نجف اشرف تحصیل کرده بود. یک روحانی وارسته و پرهیزگار که چون از نجف به تبریز برگشت اشراف و اعیان شهر برای او هدیه های بسیار فرستادند و او که انسانی وارسته بود هیچکدام از هدایا را قبول نکرد حتی هدیه صولت السلطنه را. و با این شیوه به آنان فهماند که وابستگی به یک طبقه و دلسوزی برای طبقه دیگر باهم منافات دارد، این بود که در کنار ستارخان سردار ملی کشورمان به مبارزه پرداخت و در دور اول و دوم به نمایندگی مردم تبریز به مجلس شورا راه یافت. او مرد پارسا و سخت کوشی بود که از مال دنیا چیزی نیندوخت و همواره سعی میکرد 4 فرزند پسرش را پارسا و سخت کوش و دانش دوست بار آورد و در این امر نیز موفق بود به گونه ای که هر 4 فرزندش به نحوی در زمینه کاری خود موفق بودند.

4 روز که از حضور محسن در خانواده آنان گذشت خانواده هشترودی به تهران رفتند. محسن هشترودی تحصیلات آغازین خود را در مدارس سیروس و اقدسیه گذراند. او مرد بسیار سخت کوشی بود و از کلاس هفتم بدون معلم به فراگیری زبان فرانسه همت گماشت و در آن خصوص چنان پیشرفت نمود که خیلی زود شروع به خواندن کتابهای فرانسوی کرد. محسن هشترودی از کلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت و چون سطح مدرسه دارالفنون از بقیه مدارس بالاتر بود، بطور معمول هر دانش آموز تازه واردی را در کلاسهای گوناگون می سنجیدند. به همین علت بود که معلم هندسه از محسن خواست قضیه ای را ثابت کند آن روز هیچ کس نمی دانست که روزی همین دانش آموز یکی از ریاضیدانهای بزرگ جهان خواهد شد.

بیوگرافی محسن هشترودی,پروفسور محسن هشترودی,دکتر محسن هشترودی

محسن هشترودی در آنروز معلم هندسه را مات و مبهوت نمود و معلم در شگفت فرو رفت که او چگونه این قضیه را بدون استفاده از راههای مطرح شده در کتاب ثابت نموده است؟ از محسن پرسید این راه را از کجا آموخته ای؟ و دور از ذهن نبود که محسن هشترودی با این همه کلنجار رفتن با کتابها این راه را خودش ابداع کرده باشد. دیری نپایید که از پرتو آوازه نام محسن هشترودی در مدرسه نام دیگر شاگردان برجسته مدرسه کم رنگ شد و او کانون توجه معلمان و شاگردان مدرسه شد. پروفسور محسن هشترودی دوران دبیرستان را که به اتمام رساند. تحصیل در رشته پزشکی را شروع کرد، پس از مدتی تحصیل در این رشته آن را رها نموده و به فرانسه بازگشت تا در رشته مهندسی مکانیک تحصیل نماید، اما این رشته نیز با ذوق او موافق نبود. این بود که دوباره به تهران برگشت و در دارلمعلمین عالی به تحصیل در رشته ریاضی ادامه داد.

ریاضی با روح ذوق پروفسور هشترودی موافق بود و او با عشق تمام به تحصیل پرداخت. پس از دریافت درجه لیسانس به فرانسه بازگشت و در دانشکده علوم پاریس مشغول به تحصیل در رشته ریاضی شد و سپس به دانشگاه سوربن رفت و در آن دانشگاه تحصیلات خود را در دوره دکتری ریاضی به اتمام رساند. پروفسور هشترودی در سال 1315 در سن 29 سالگی به ایران بازگشت و با سمت دانشیاری در دانشکده علوم و دانشسرای عالی مشغول به تدریس شد و پس از 5 سال به درجه استادی رسید.

محسن هشترودی نیز چون همه انسانها از محیط و افراد پیرامون خود تأثیر پذیرفته بود، اما چند فرد به گفته خود او بیش از همه بر وی تأثیر گذاشتند. در درجه اول برادر بزرگترش محمد ضیا هشترودی که دکتر هشترودی بنیان تعلیم خود را از او می دانست. محمد ضیا مردی خود ساخته بود تا کلاس یازده در دارالفنون خواند و چون معلومات او بیش از حد کلاس و گاهی بیش از سواد معلمان بود مرتب بر معلمان خرده میگرفت. سرانجام او را از مدرسه اخراج کردند، او در شهرهای مختلف به معلمی پرداخت و تا پایان عمر معلم بود. زبان فرانسه را بسیار خوب فرا گرفته بود به گونه ای که فرانسویان تحصیل کرده را شگفت زده میکرد. زبان عربی را نیز خوب می دانست و مطبوعات عربی و ادبیات آن زمان را مطالعه میکرد، ریاضیات را در حد عالی می دانست و این همه را خود آموخته بود.

به ادبیات فارسی عشق می ورزید و خط خوبی داشت. شبانه روز مطالعه مینمود و این عادت تا پایان عمر با او همراه بود. می بینیم که خطوط اصلی سیمای فرهنگی دکتر محسن هشترودی نیزهمین موارد بود. از برادر که بگذریم استادانی که بر دکتر محسن هشترودی تأثیر فراوان گذاشته اند غلامحسین رهنما، عبدالعظیم قریب ،دکتر سیاسی والی کارتان فرانسوی بنیانگذار ریاضیات جدید را میتوان نام برد.

پروفسور محسن هشترودی نیز همچون پدرش انسانی وارسته بود وارسته و آزاد از بسیاری قید و بندهای دست و پا گیر، قید و بندهایی که درصد بسیار زیادی از توان افراد را به خود اختصاص میدهد و همین امر یکی از رمزهای موفقیت او بود. بیشتر پول و وقتش را صرف مطالعه میکرد و مطالعه او هیچگاه به یک زمینه خاص محدود نمیشد. علاوه بر ریاضی در ادبیات و بسیاری زمینه های دیگر نیز مطالعه داشت. هر شبانه روز سه تا چهار ساعت میخوابید و باقیمانده زمانش را وقت صرف مطالعه و کارهای اجتمای و فرهنگی میکرد. استاد محسن هشترودی پا به پای تدریس در دانشگاه در سال 1321 رئیس فرهنگ تهران، در سال 1330 رئیس دانشکده علوم تهران شد.

زندگی نامه دکتر محسن هشترودی,محسن هشترودی,محسن هشترودی

محسن هشترودی و همسرش

روش خاص پروفسور محسن هشترودی در هنگام کار بر روی یک موضوع توجه عمیق و تمرکز کامل بر روی آن بود او وقتی به یک موضوع خاص میپرداخت تمام ذهن و حواسش را بر روی آن متمرکز میکرد به گونه ای که در هنگام کار وقتی او را صدا میزدند متوجه نمیشد و بعد از چند بار صدا زدن برای چند لحظه ای به طرف صدا خیره میشد. درست شبیه فردی که از خوابی عمیق برمیخیزد. از دیگر ویژگیهای هشترودی در هنگام کار دست کشیدن از بقیه کارها و اختصاص دادن تمام توان خود به یک کار واحد میباشد. نقل است از همسر وی رباب هشترودی که وقتی کاری را آغاز میکرد تا به نتیجه دلخواه دست نیافته بود از خواب و خوراک خبری نبود و گاهی اوقات حتی چند وعده پشت سر هم غذا نمیخورد. از دیگر ویژگیهای برجسته محسن هشترودی نگاه تیز بین او بوده است، نگاه او چنان تیز و متمرکز بود که همگان را به حیرت وا میداشت.

از دیگر صفات و ویژگیهای پروفسور هشترودی حافظه بسیار قوی او بود، حافظه یک دارایی خدادادی میباشد اما استفاده بهینه از آن به خود شخص بر میگردد. پروفسور محسن هشترودی هیچگاه از حافظه اش برای مسایل پیش پا افتاده استفاده نمیکرد، تنها موضوعاتی را به خاطر میسپرد که ارزش به خاطر سپاری را داشته باشند. این ویژگی در اکثر دانشمندان وجود دارد، یعنی توجه به آنچه ارزش توجه کردن داشته باشد و بی توجهی نسبت به سایر امور، از این روست که مرم عادی بعضی وقتها دانشمندان را به حواس پرتی متهم میکنند.

محسن هشترودی زندگینامه,محسن هشترودی وهمسرش

این دانشمند بزرگ بیش از صد مدال جهانی دارد. بطور خلاصه می توان ویژگیهای پروفسور هشترودی که از عوامل اصلی موفقیت او بودن را چنین فهرست نمود:

  • وارستگی و ساده زیستی که از پدر خود به ارث برده بود.
  • سخت کوشی و تلاش مستمر.
  • توجه به ذوق و استعداد خود در انتخاب رشته تحصیلی.
  • توجه و تمرکز عمیق بر روی موضوع مورد نظرخود و بی توجهی نسبت به موضوعات باز دارنده.
  • حافظه قوی و استفاده بهینه از آن.
  • نظم در کارهایی که می پذیرفت.
  • ارج گذاشتن به انسان در کل و توجه خاص به معلمان و جوانان، نازک دلی و احساسی پاک و لطیف داشتن.

پروفسور هشترودی همواره بر این اعتقاد بود که با شکوفا کردن استعدادها و جهت دهی صحیح به آنها میتوان از لحاظ علمی جایگاه شایسته ای در دنیا بدست آورد. او همواره در تلاش بوده است تا مسئولین را متقاعد نماید که پژوهشگاه بزرگی در ایران تأسیس نماید تا تمامی استعدادها در آن گرد آیند و در جهت شکوفا نمودن جامعه تلاش نمایند. امکانات پژوهشی در آن جمع آید، جوانان علاقه مند و مستعد در شهرها و روستاها بی هیچ تبعیضی شناسایی شوند و این امکانات را در اختیار آنان بگذارند تا استعدادها به موقع شکوفا شود و پژمرده نگردد. بر سر هر کوچه باید کتابخانه ای باشد و فراخور محل کتابهای مقدماتی همه علوم و هنرها را در آن گرد آورند. جوانان را باید به کتابخانه و مراکز فرهنگی کشاند، تنها از این راه است که دانشمندان و هنرمندان بسیاری از جامعه سر بر می آورند و ایران جایگاه شایسته و دیرین خود را در دنیای علم بدست خواهد آورد.

حاصل زندگی پر بار دکتر محسن هشترودی را نمیتوان به سادگی با معیارهای کمی مقایسه نمود، وی طی سالهای استادی خود شاگردان برجسته ای تربیت نمود که هر کدام راه او را پیش گرفتند و مایه سر بلندی ملت ایران شدند. آیا تعلیم انسان آن هم انسانهای برجسته و بزرگی که پرتو وجود هر کدام از آنها به تنهایی روشنی بخش قسمت وسیعی ازجامعه است را میتوان به آسانی سنجید و با معیارهای موجود ارزیابی کرد؟ حاصل 69 سال زندگی پر ثمر علاوه بر کارهای فرهنگی، علمی و مدیریتهای فرهنگی مقاله ها و کتابهای بسیاری است که مشهورترین آنها به قرار زیر می باشد:

  • نظریه اعداد
  • دانش و هنر
  • تمرینهای ریاضیات مقدماتی
  • سایه ها
  • سیر اندیشه بشر
  • LES CONNEXION SNORMAL AFFINES ET WEYLIENNES
  • SUR LESS ESPACES DE RIMANN DE WEYL ET DE SCHOUTEN

سر انجام پروفسور محسن هشترودی در روز 13 شهریور سال 1355 چشمان تیز بین و کنجکاو خود را بر این جهان پر فسون بست و این چنین خلأی دردناک و سنگین در میان جامعه علمی ایجاد گردید. او در حالی این جهان را بدرود گفت که همچنان به کار با جوانان عشق می ورزید و آرزو میکرد ای کاش سنت جاری اجازه میداد تا جسدش در دانشگاه دفن شود تا باز خاک نشین قدم جوانان باشد.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *