عمل گرایی بهتر است یا احساس گرایی؟

عمل گرایی و احساس گرایی

جنبش های فلسفی بسیاری امروزه تمام‌ جوامع بشری را درگیر کرده است.‌ هر یک از این جنبش ها به روش خود فعالیت می کنند و پیروان زیادی هم برای خود دارند.‌ یک جنبش می تواند حتی از واژه ای کوچک یا حرکتی کوچک تر شروع شود. از این رو جنبش ها بر مبنای زیر بنای خاص خود پی ریزی می شوند. در این مقاله قصد داریم تفاوت های بین عمل گرایی و احساس گرایی را به گونه ای با تعاریفشان بیان کنیم‌ تا بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که عمل گرایی بهتر است یا احساس گرایی؟ پس در ابتدا باید به تعریف این دو بپردازیم.

عمل گرایی چیست؟

در کاربرد های رایج امروزه، رفتار عمل گرایانه مخصوص کسی است که همیشه به سمت عملی کردن چیزها و رفتار فکر می کند و نگران هیچ‌ نظریه یا ایدئولوژی نیست.‌ در فلسفه، عمل گرایی یک‌ مکتب فکری است که از بینش این که کلمات ابزار هستند، شروع می شود. کلمات از بدو تولد معنای ذاتی ندارند بلکه با استفاده مکرر معانی خود را به دست می آورند.‌ به طور مثال هیچ کس از اول تصمیم‌ نگرفته بود که خرس به معنای موجودی خزدار با دندان های سخت باشد. با گذشت زمان، مردم دریافتند که این هجا برای نشان دادن موجودات خطرناک است و همین هجا به آن ها برای زنده ماندن و شکوفایی کمک کرد.

عمل گرایی و احساس گرایی

در مورد مفاهیم مهم نظری مانند قدرت، آزادی یا حقیقت نیز همین موضوع صادق است. برای پراگماتیست ها هیچ کدام از این اصطلاحات معنای اساسی ندارند. این اصطلاحات فقط ابزاری هستند که انسان برای ادامه زندگی خود و تحقق اهداف خود از آن ها استفاده می کند.

پراگماتیست

پراگماتیست ها به طور گسترده ای فلسفله را به این دلیل که اصطلاحات معانی ذاتی دارند و سعی در فهم آن ها دارند، نقد می کنند. برای مثال فیلسوفان سیاسی اغلب این سوال را مطرح کرده اند که “قدرت چیست؟ ” و این برای فردی عملگرا، سوال بدی است: قدرت به طور خاص هیچ‌ چیزی نیست. فقط اصطلاح کلی است برای مجموعه ای از ساختار ها و تجارب مختلفی که بشر در زمان های مختلف، برای داستان خواندن و بحث و گفتگو به آن احساس نیاز کرده است. با دیدن نحوه استفاده از این کلمه در یک مکان و زمان مشخص، می توانید قدرت را درک کنید اما اگر سعی کنید آن را به خودی خود درک کنید، هرگز به موفقیت نخواهید رسید.

عمل گرا ها جست و جوی انسان برای حقیقت را مشابه جست و جوی پزشک برای تشخیص می دانند. پزشک هرگز با اطمینان کامل نمی داند که شما چه بیماری دارید. اما برای معالجه شما، او باید تصمیم بگیرد، بنابراین با اطلاعات موجود، بهترین تلاش خود را می کند و سپس بر اساس آن شما را معالجه می کند. به همین ترتیب، عملگرایان، سعی می کنند هر چیزی را به بهترین شکل ممکن درک کنند که سپس عمل کنند.

در کل بهتر است بدانید که اصطلاح پراگماتیسم برای اولین بار حدود یک قرن پیش مورد استفاده قرار گرفت. ویلیام جیمز این کلمه را تحت عنوان ” برداشت های فلسفی و نتایج عملی” در دانشگاه برکلی ارائه داد. اما یکی از افرادی که بیشترین تاثیر را در جامعه عملگرایان داشت، جان دیوی بود. نوشته های گسترده او تا مدت زمان نیم قرن تاثیر قابل توجهی در زندگی روشنفکران آمریکایی داشته است. اما پس از دیوی، عمل گرایی بخش عمده ای از حرکت و فعالیت خود را از دست داد.

احساس گرایی و رفتار و تصمیم بر مبنای احساس چیست؟

بگذارید از همین ابتدا بگویم. شما انتخاب های سختی خواهید داشت.‌ این انتخاب ها می تواند زندگی شما را به میزان قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.‌ هر وقت فکر کردید که می توانید چیزی را حل و فصل کنید، گزینه دیگری پیش روی شما قرار خواهد گرفت و به سمت آن سوق پیدا می کنید. در واقع شما یک نوع قرعه کشی انجام داده اید. آیا لازم است که لیست های کامل و دقیق تری درباره جوانب مثبت و منفی هر عمل یا تصمیم تهیه کنید و از منابع معتبر مشاوره بگیرید؟ یا صرفا باید با احساس گرایی پیش بروید؟ بسیاری از افراد گزینه دوم یعنی احساس گرایی را مطرح می کنند.

 آن ها می گویند باید به احساس یا قلب خود گوش دهید. این افراد عقیده دارند که فقط آن چه حس می کنید درست است را انجام دهید. این روش راهنمایی ایمن برای ارائه شماست، زیرا اگر تصمیم‌گیرنده به سمت اشتباهی بزرگ‌ برود و تصمیم نادرستی بگیرد، حداقل ماجرا این است که احساس خوبی خواهد داشت.‌ اما طبق تحقیقات جنیفر لرن استاد سیاست و مدیریت عمومی دانشگاه هاروارد، روش احساس گرایی، روشی بسیار نادرست برای پیشبرد اهداف است.

تحقیقات

در سلسله مطالعاتی که اخیرا کریستین ما کلامز از دانشگاه لارن در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر کرده است، او دریافت که در کاری که مدیران در تلاش بودند تا احساسات مصاحبه شونده را تشخیص دهند و بر مبنای آن اوضاع را دقیق تر ارزیابی کنند، دقیقا وقتی فکر می کردند به نتیجه رسیده اند، متوجه شده اند که اشتباه کردند و صرفا به شهود اعتماد کرده اند. در واقع تحقیقات او نشان می دهد که چگونه احساسات می تواند در تصمیم‌ گیری تاثیر بگذارد و به دنبال نتیجه بهتر بودن برابر با استفاده از روش احساس گرایی نیست.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۲۵

ابعاد منفی احساس گرایی

احساس گرایی تا جایی که به انعکاس احساسات شما می پردازد، ممکن است شما را به اشتباهاتی سوق دهد. مطمئنا تعجب نمی کنید که احساسات در تصمیم‌ گیری در وضعیت های عاطفی خاص تاثیر می‌گذارد. چند بار از تصمیم‌ گیری در وضعیت های عاطفی خاص پشیمان شده اید؟ احتمالا متوجه شده اید که وقتی احساس خوشبختی می کنید، بیشتر مستعد ابتلا به حالات روحی ناگوار خواهید بود، در حالی که غم و اندوه باعث تاثیر متضاد می شود.‌

احساس گرایی یک میانبر ذهنی است که به افراد امکان می دهد تصمیم گیری کنند و مشکلات را سریع و کارآمد حل کنند. در واقع می توان در یک‌ جمله خلاصه کرد که احساسات نقش مهمی در تصمیم گیری دارند. فرایند احساس گرایی زمان تصمیم‌ گیری شما را کوتاه می کند و به افراد امکان می دهد بدون نیاز به جست و جوی مداوم در مغز خود برای اطلاعات مختلف، عمل کنند و عملکردهای خود را شکل دهند.

این روش به سرعت و ناخواسته است و در پاسخ به یک محرک رخ می دهد. بسته به احساسات مثبت یا منفی که با یک محرک با آن ها ارتباط برقرار می کنیم، احساس گرایی اکتشافی، معمولا زمانی ایجاد می شود که خطرات و فواید را بررسی کنیم.‌ در واقع احساس گرایی می گوید که بر اساس آن چه قلبتان ابراز می کند، عمل کنید.

تاثیرات احساس گرایی

محققان می گویند اگر احساسات شما به چیزی مثبت باشد، احتمالا خطرات را کم‌ کم ‌ارزیابی کرده و مزایا را بیش از حد می دانید در حالی که ممکن است این گونه نباشد. در نقطه مقابل اگر احساسات شما نسبت به یک فعالیت منفی باشد، بیشتر احتمال دارد که خطر ها را بیش از حد ارزیابی کنید و مزایا را دست کم‌ بگیرید. اعتقادات ما باعث ایجاد احساس گرایی می شود. توجه داشته باشید که در تجربه زنجیره ای احساس گرایی که شامل باور- احساس- رفتار می شود، جایی برای منطق وجود ندارد.

احساسات و غرایز ما برای رفتار و تصمیم ‌گیری در قسمت های ابتدایی تر مغز نسبت به کارکرد های عقلانی بالاتر یافت می شوند. بنابر این اگر بپذیری که بر اساس احساس گرایی تصمیم گیری می کنید، باید خود را وارد چالش های عمیقی کنید. حال می خواهیم بدانیم از بین عمل گرایی و احساس گرایی کدام یک بهتر است؟ در قسمت بعدی مقاله به پاسخ این سوال می پردازیم.

عمل گرایی و احساس گرایی؟ کدام یک بهتر است؟

تا این قسمت از مقاله به بررسی تعاریف عمل گرایی و احساس گرایی، تا حدودی تاریخچه شان و نکات بسیاری که در بطن وجود خود دارند پرداختیم. با استفاده از همان تعاریف و دقیق شدن در آن ها هم می توان متوجه تفاوت های بین آن ها و این که کدام یک بهتر است رسید. اما در این بخش از مقاله به توضیح دقیق آن می پردازیم.

با استفاده از این توضیح دقیق می توان به پرسش این پاسخ اساسی مقاله دسترسی پیدا کرد. هر کدام از آن ها یعنی عمل گرایی و احساس گرایی می توانند خوبی ها و بدی هایی داشته باشند.‌‌ مزایا و معایبی برای هر کدام ذکر شده است. نمی توان گفت عمل گرایی بهتر است یا احساس گرایی. بهترین گزینه ایجاد تعادل میان این دو است.‌‌

تفاوت عمل گرایی و احساس گرایی

اگر بر مبنای احساس گرایی عمل کنید، تمام اعمال و رفتار خود را به گونه ای برانگیخته از احساسات انجام می دهید و من این باور را به شما می دهم که روش احساس گرایی شما را خوشحال نخواهد کرد. مثلا زمانی که از ترس و عصبانیت برانگیخته می شوید، در حقیقت بازخوردی منفی نشان داده اید و در غم و اندوه فرو رفته اید. با تکرار این گونه اتفاقات شما در اضطراب زندگی خواهید کرد و افکارتان حال و آینده تان را می خورند‌. و تا زمانی که از تجربیات درونی خود کاملا آگاه نشوید، تضمین می دهم که احساسات بر شما حاکم‌ خواهند شد. و اما مشکل اصلی عمل گرایان این است که آن ها خود را چنان به علم و علوم‌ اجتماعی متصل می کنند که شیوه های بینش ارائه شده توسط علوم دیگر مانند الهیات و ادبیات را فراموش کرده اند. این روش زندگی منجر به جهان بینی ای کم عمق خواهد شد.

پراگامتیست ها غالبا شکست می خورند زیرا سعی می کنند روند های خاص فکری خود را برای نوع افکار دیگر هم‌ به کار ببرند‌. آن ها سعی می کنند هنگام تصمیم گیری از شر احساسات رها شوند زیرا احساسات ممکن است آن ها را گمراه کند. در حالی که این روش باعث انفعال آن ها می شود.‌ از این رو باز هم به عنوان نکته آخر بهترین روش تعادل بین احساس گرایی و عمل گرایی است.

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوره پرمخاطب موفقیت ( کارشناس جذب شوید )
اطلاعات بیشتر و ثبت نام