تاثیر اعتماد به‌نفس بر زندگی مشترک

اعتماد‌ به‌نفس

طبق تحقیقات انجام شده، ارتباط بین اعتماد‌ به‌نفس بالا و رضایت از زندگی مشترک کاملا تعیین کننده و بارز است. اعتماد‌ به‌نفس و رضایت از روابط زناشویی نه تنها بر روی طرز تفکرمان درباره خودمان تاثیر مثبت دارد بلکه بر میزان عشق و محبتی که از دیگران دریافت می کنیم و نحوه رفتارمان با دیگران، بخصوص در روابط آسیب پذیر در زندگی مشترک تاثیرگذار است.

سطح اعتماد به‌نفس اولیه یک شخص قبل از ورود به یک رابطه یا زندگی مشترک می تواند تا حدودی میزان رضایت و موفقیت او را در زندگی متاهلی پیش بینی کند. در حالت عادی و معمولا در بین تمامی زوجین، میزان شادی و رضایت اولیه در زندگی به مرور زمان کمی کاهش پیدا می کند اما این موضوع درباره افرادی که با اعتماد به‌نفس بالاتری وارد یک رابطه می شوند صدق نمی کند. شدیدترین میزان کاهش رضایت و خورسندی از زندگی مشترک مربوط به افرادی است که دارای عدم اعتماد به‌نفس هستند و یا با میزان اعتماد به‌نفس پایین تری وارد یک رابطه می شوند.

اگرچه داشتن یا فراگیری مهارت های اجتماعی، عواطف و احساسات و استرس همگی بر روی رابطه در زندگی مشترک تاثیرگذار است ولی تجربه قبلی این افراد و گذشته آنها بخصوص در دوران کودکی و ویژگی های شخصیتی این افراد بر نحوه کنترل و مدیریت این مهارت ها و احساسات نیز تاثیر می گذارد و باعث نتیجه نه چندان مثبت می شود.

ریشه یابی رفتارهای نادرست ناشی از عدم اعتماد به‌نفس در زندگی مشترک

وقتی شخصی در یک خانواده ناسالم و با تفکرات افراطی و سرزنش آمیز رشد پیدا می کند، به ناچار دچار تخریب حس اعتماد به‌نفس شده و یا حتی کاملا اعتماد به نفس و ارزش و احترام به خود را از دست می دهد. والدین در این نوع خانواده ها معمولا خودشان هم دارای اعتماد به‌نفس پایینی هستند و با هم با خوشحالی و رضایت زندگی نمی کنند. آنها در زندگی مشترک شان نه خودشان دارای مهارت های ارتباطی خوبی هستند و نه الگوی مناسبی برای یادگیری این مهارت ها در اطراف خود دارند. رفتارهای این نوع والدین از نوع رفتارهای ناسالمی مثل سوء استفاده گر، بی تفاوت، شیفته و گرفتار، سلطه گر، مداخله گر، فریبکار و بی ثبات است. آنها احساسات، عواطف ونیازهای روحی و گاها جسمی کودکان خود را مورد سرزنش قرار می دهند.

درنتیجه کودکی که در چنین خانواده هایی پرورش پیدا می کند از نظر عاطفی احساس بی پنهاهی و رهاشدگی می کند و بنابراین همیشه با خود چنین استدلال و برداشتی دارد که مدام دچار خطا و اشتباه است و به اندازه کافی نمی تواند خوب رفتار کند تا مورد قبول والدین خود باشد. درنتیجه نوعی شرم و حیای سمی در کودک درونی می شود و کودک در واکنش به این سم درونی خود دچار احساس ناامنی، خشم و اضطراب می شود.

عدم اعتماد به نفس در زندگی

مشکلات کودکان با اعتماد‌ به‌نفس پایین در بزرگسالی و زندگی مشترک

کودکانی که با این شرایط رشد پیدا می کنند، در بزرگسالی، فاقد مهارت های ارتباطات اجتماعی هستند و در ایجاد و حفظ روابط شان بخصوص با همسرشان با مشکلات زیادی مواجه می شوند. کسی که ارتباطات کمی داشته باشد و یا در برقراری و حفظ ارتباط مشکل داشته باشد دچار عدم اعتماد به‌نفس مضاعف می شود زیرا وقتی شما صدایی برای بیان افکار و عواطف خود نداشته باشید، کسی شما را جدی نمی گیرد. عدم داشتن مهارت در بیان احساسات، عواطف، افکار و نظرات، توقعات از اطرافیان و غیره از زمان کودکی و به دلیل رفتارهای نادرست خانواده در کودک نهادینه می شود و باعث شکل گیری رفتارهای کنشی نادرست در زمان بزرگسالی و بخصوص در زندگی مشترک می شود.

هم‌ وابستگی از اختلالات عدم اعتماد‌ به‌نفس

هم وابستگی که نوعی بیماری ناشی از عدم اعتماد به‌نفس است که فرد مبتلا به این ناهنجاری نیازهای خود را نادیده می گیرد و تنها به تامین نیازهای همسر خود اهمیت می دهد، باعث بروز مشکلات زناشویی زیادی هم برای خود آن شخص و هم همسر او می شود. اینگونه افراد به طور آگاهانه و از روی عمد در روابط خود و بخصوص در اختلافات و مشاجره ها، افکار و احساسات خود را سرکوب می کنند تا مبادا باعث خشمگین شدن و یا عدم رضایت همسر خود نشوند و از هرگونه انتقادی به رفتار همسرشان، حتی رفتارهای غلط او اجتناب می کنند و درنتیجه دچتر نوعی وابستگی افراطی به او می شوند.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۹۰

ترفند آنها در چنین مواقعی به جای برقراری ارتباطی مستقیم و سالم، استفاده از میانبرهایی مانند خواندن افکار همسر خود، دروغگویی، سرزنش، بی توجهی و یا فرار از مشاجره احتمالی و یا کنترل همسرشان است. زیرا آنها در دوران کودکی خود و از والدین خود در خانواده، تنها همین ترفندها را به عنوان مهارت ارتباطی آموخته اند. اما این ترفندها نه تنها باعث حل مشکلات و حفظ و بهبود روابط نمی شوند بلکه منجر به تشدید اختلافات و حتی دوری زوجین از هم می شوند. اگر این اختلافات و مشکلات اولیه و کوچک در ارتباط زناشویی حل نشوند، به زودی پای فرد سومی به این ارتباط دو نفره باز می شود.

مرزها و محدودیت ها

خانواده های ناسالم با اعمال محدودیت ها و مرزهای نادرست و آزاردهنده باعث ایجاد اختلال های شخصیتی در فرزندان خود می شوند. این خانواده ها ممکن است از فرزندان خود برای برآوردن نیازها و منافع شخصی خود استفاده کنند، احساسات خود را بر آنها تحمیل کنند، سطه گر باشند و به شخصیت کودک خود بی احترامی کنند. این رفتارهای نادرست وناهنجار باعث ایجاد عدم اعتماد‌ به‌نفس و احترام و ارزش به شخصیت خود در کودک می شود. درنتیجه، این کودکان هم در بزرگسالی سعی در کپی کردن و تکرار این محدودیت های غلط در زندگی زناشویی خود می کنند. بنابراین در پذیرش تفاوت های همسر خود دچار مشکل می شوند و یا سعی در مداخله در حریم خصوصی آنها می شوند. اینگونه افراد مدام تمایل به قبول مسئولیت احساسات، نیازها و رقتارهای دیگران دارند که این خود منجر به ایجاد تشدید طنش در روابط زوجین می شود.

رابطه به شدت نزدیک یا به شدت دور 

افراد بااعتماد‌ به‌نفس پایین با نوعی احساس شرمساری، عدم امنیت عاطفی بزرگ می شوند و درنتیجه در بزرگسالی دچار ناهنجاری هایی مثل عدم احساس امنیت، پنهان کردن احساسات، اضطراب، وابستگی شدید و یا دوری از دیگران می شوند. دو ویژگی کنشی مهم آنها در حفظ میزان فاصله در ارتباط است، به شکلی که یا مدام به دنبال ایجاد فاصله با همسر خود هستند و یا کاملا به او نزدیک و وابسته شده و دنبالگر می شوند. این افراد در بدترین شرایط، قادر به حفظ تعادل در حفظ فاصله در رابطه خود نیستند؛ به این معنی که نه می توانند فاصله بسیار نزدیک به همسر خود را تحمل کنند و نه دوری از او و تنهایی را می پذیرند و هر یک از این حالت ها باعث رنجش آنها می شود.

عدم اعتماد‌ به‌نفس باعث عدم احساس امنیت درونی می شود و شخص ممکن است تحت تسلط همسر خود قرار گیرد و یا کاملا به او وابسته شود، چون ترس از دوری همسرش از خود را دارد. بنابراین، چون نیازهای شخص در رابطه برآورده نمی شود، شخص دچار عدم رضایت و ناخشنودی از زندگی مشترک خود می شود.

اعتماد‌ به‌نفس پایین باعث می شود تا شما حقیقت درونی تان را پنهان یا سرکوب کنید تا مبادا باعث ایجاد موجی منفی در رابطه تان شوید درحالی که این اتفاق، خود منجر به ایجاد طنشی واقعی می شود. حتی ممکن است شما نسبت به هر کسی از اطرافیان تان که مورد توجه همسرتان قرار می گیرد، دچار حسادت شوید و درنتیجه با تکرار این رفتارها و تلاش های مکررتان برای ایجاد اعتماد و اطمینان دوباره به همسرتان، به طور ناخودآگاه باعث آزاردادن او و درنتیجه دور شدن او از خودتان شوید.

دوری کردن از همسر

از جمله ویژگی های دیگر افراد با اعتماد‌ به‌نفس پایین، دوری کردن از همسرشان در زندگی مشترک است. این افراد از نزدیکی زیاد به همسرشان فراری هستند و با رفتارهایی مثل تصمیمات یکجانبه، نادیده گرفتن همسرشان، اهمیت ندادن به احساسات و نیازهای او، بحث و جدل زیاد و غیره باعث سرد شدن عواطف زناشویی خود می شوند. این افراد گریزان از ارتباط در زندگی مشترک، به شدت نسبت به تلاش همسرشان برای کنترل و یا محدودکردن رفتارهای شان حساس شده و درنتیجه این واکنش ها هم باعث دورتر شدن خود از همسرشان می شوند.

بنابراین شخصی که دارای اعتماد‌ به‌نفس قابل قبول و یا اعتماد به‌نفس بالایی در زندگی مشترک خود است، دچار اینگونه مشکلات نمی شود چون نسبت به نیازها و احساسات و رفتارهای خود احساس ارزشمندی دارد و دربیان و ابراز آنها تردید به خود راه نمی دهد و درنتیجه رفتاری شفاف و روشن با همسر خود دارد. بنابراین همسر او هم در رابطه خود با این شخص دچار سردرگمی و تشویش نمی شود. کسی که دارای اعتماد‌ به‌نفس بالایی باشد، با احترامی که برای افکار، احساسات و نیازهای خود قائل است، هیچ گاه سعی در کنترل رفتار همسر خود و یا سرزنش و تحقیر او نمی کند.

اگر شما در زندگی فردی خود دچار حس اعتماد به‌نفس یا ارزش و احترام پایینی نسبت به خود هستید، سعی کنید قبل از ورود به هر گونه ارتباطی، این مشکل ره برطرف کنید و با یادگیری مهارت های خاص، آن را تقویت کنید. اگر متاهل هستید و عدم اعتماد به‌نفس در زندگی مشترک برایتان مشکل ساز است، می توانید با رجوع به روانشناش و یا حتی مطالعه کتاب های مهارت آموزی، با یادگیری ترفندهای افزایش و تقویت اعتماد به‌نفس، میزان رضایت و خشنودی خود و همسرتان را از زندگی مشترک افزایش دهید.

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوره پرمخاطب موفقیت ( کارشناس جذب شوید )
اطلاعات بیشتر و ثبت نام