پنج راه برای تغییر احساسات ناخوشایند

68

مقابله با احساسات ناخوشایند

آیا تا به حال برایمان اتفاق افتاده که به خاطر ترس از ناکامی در امتحان حتی از فکر کردن به آن نیز وحشت داشته باشیم و اجتناب کنیم، و هرچه به روز امتحان نزدیک تر شده ایم حالت عصبی و استرس ما بیشتر و بیشتر شده باشد؟ و یا از داشتن برخورد ضعیف در مقابل شخصی به دلیل ترس از درگیری احساس گناه کنیم و این احساس با گذشت زمان کمرنگ نشود؟ یا اینکه خشمگین و عصبانی باشیم و در افکار کینه توزانه خود در مورد کسی گیر کرده باشیم و نتوانیم آن را فراموش کنیم؟

احساسات دردناک همانند خشم، اضطراب، سرخوردگی و یا احساس گناه اغلب در ارتباط با حس نگرانی در مورد عواقب منفی اعمال مان، اهداف ما را با شکست مواجه خواهد کرد، و آنها را به انتقاد گرفته و خودخواهانه به جلو خواهد رفت. شدت احساسات و نگرانی خواهد توانست تا ما را در یک چرخه افکار منفی قرار داده و رشد فزاینده ترس به یکباره بنائی از خشم را برای ما فراهم آورد.

البته احساسات حتی از نوع دردناکش نیز خدمات بزرگی به ما در زندگی خواهند کرد. ترس همانند یک زنگ خطر می باشد. به عنوان مثال ترس ایجاد شده از یک تصادف به دلیل قرار گرفتن در ماشینی که راننده آن از لحاظ روانی حالت طبیعی نداشته است باعث میشود که از بودن در موقعیت مشابه اجتناب کنیم.

شرم و گناه می تواند رفتارهای ما را با توجه به معیارهای اخلاقی جامعه تنظیم نماید، بدین ترتیب که ما برای جلوگیری از احساس شرم و گناه سعی می کنیم به هنجارها و قوانین جامعه پایبند بمانیم. حس خشم نیز می تواند حس مبارزه طلبی ما را در رابطه با موضوعات مهم، برانگیخته و در غلبه بر موانع ایجاد انگیزه نماید.

اما گاهی نیز این احساسات جنبه مثبت نخواهد داشت و ما را درگیر می کنند. ممکن است ترس و نگرانی های ما به موقعیت هایی سوق داده شوند که حافظ جان ما نباشند و یا احساس گناه آنقدر توسعه پیدا کند که ما افکار و اعمالمان را به صورت پنهانی انجام دهیم. این احساسات می تواند ما را احاطه نماید، به روابطمان صدمه بزند و از تجربه یک زندگی مثبت دور نگه دارد.

گاهی اوقات تنها یک راه برای تغییر چنین احساسات دردناکی وجود دارد و آن هم تغییر نوع برخورد ماست. توجه کنیم که در این جمله از عبارت “گاهی اوقات” استفاده شده است. برای مثال قرار گرفتن مجدد در ماشینی که راننده آن حالت روانی مناسبی ندارد نه تنها ترس ما را کاهش نمیدهد بلکه امکان دارد زندگیمان را نیز در معرض خطر قرار دهد. تغییر چگونگی برخورد با موضوع خواهد توانست تا سطح ترس و اضطراب ما از این ماجرا را تغییر دهد.

مثالی دیگر میتواند اضطراب صحبت کردن در جمع باشد. این مورد می تواند با تکرار عمل کاهش پیدا کند. معمولاً ترس ما از انتقاد، بسیار مبالغه آمیز تر از هرگونه بی احترامی است که ممکن است واقعاً با آن مواجه شویم.

و اما در مورد خشم اندکی متفاوت است. مهم نیست که ما دلیل موجهی برای خشم خود داریم یا نه. خشم اغلب توجیه شده است اما سودمند نیست و کمکی به ما نمیکند.

هنگامی که خشمگین هستیم از خود این سوال را بپرسیم: “آیا این احساس خشم برای من مفید است؟”. اگر خشم به ما قدرت ایستادگی دهد و باعث شود که اشتباهی را اصلاح کنیم مسلماً مفید خواهد بود و خشم مان نیز فروکش خواهد کرد. اما اگر خشم به روابط ما صدمه میزند یا مشکلات را بدتر میکند، تغییر برخوردمان خواهد توانست تا بر احساس ما تأثیرگذار باشد.

تغییر واکنش تنها عاملی است که می تواند بر احساسمان تأثیر داشته باشد به شرطی که همزمان هم عکس العمل و هم افکارمان را تغییر دهیم. صحبت کردن در جمع در حالی که همزمان با خود فکر می کنیم: “این افتضاح است”، “من از پس آن بر نمی آیم” یا “وای فاجعه است” قطعاً چیزی از اضطراب ما کم نخواهد کرد. عکس العمل مهربانانه نیز با شخصی که ما را عصبانی کرده تا زمانی که ما در حین برخورد اینگونه فکر کنیم که “چه آدم دورویی” یا “من نمی توانم این شخص را تحمل کنم” هم نمی تواند خشم ما را کاهش دهد. ما باید طرز تفکر خودمان را نیز همانند رفتارمان تغییر دهیم تا به نتیجه برسیم. به عنوان مثال اینگونه فکر کنیم: “من عصبی هستم ولی از پس این کار بر می آیم” یا “با اینکه با این شخص موافق نیستم ولی می توانم بفهمم که چرا چنین کاری را انجام می دهد”.

راههای تغییر احساسات ناخوشایند

۱- احساسات خود را بشناسیم

احساسات می توانند بسیار پیچیده و گیج کننده باشند. فهمیدن اینکه چه احساسی داریم (خشم، ترس، سرخوردگی یا احساس گناه) به تعیین چگونگی اثرگذاری و تغییر آن بسیار کمک خواهد نمود.

۲- از خود بپرسیم چه واکنشی با این احساس همراه است

به عنوان نمونه، طفره رفتن و کناره گیری غالباً با ترس، پرخاشگری با عصبانیت، گریه کردن و غلت زدن و در رختخواب ماندن با غمگین بودن و در نهایت پنهان شدن معمولاً با احساس شرم همراه می باشد.

۳- از خود بپرسیم: «آیا من می توانم این حس را کاهش دهم؟»

این بدان معنی است که سعی کنیم آن احساساتی را تغییر دهیم که واقعاً می خواهیم تغییر کنند.

۴- عکس العمل مخالف را کشف کنیم

متضاد اجتناب و کناره گیری نزدیک شدن است. نقطه مقابل کم لطفی و بدجنسی، مهربانی و نجابت است. مخالف غلت زدن، بلند شدن و فعالیت و متضاد پنهان شدن نیز آشکار ساختن آسیب پذیری هایمان می باشد. به یاد داشته باشیم که در مورد ترس و اضطراب، اگر ترس ما توجیه پذیر نیست راه حل تأثیر گذار، تغییر برخورد ماست. در مورد گناه و شرم نیز اگر ما اصول اخلاقی را زیر پاگذاشته ایم، اقدام مخالف ما پرداخت غرامت و عذرخواهی خواهد بود.

۵- متفاوت عمل کنیم خودمان را برای انجام برخوردی متفاوت در اعمال و افکارمان آزاد بگذاریم

رفتار متفاوت بدون داشتن افکاری متفاوت عملی نخواهد بود. باید هردو را یکجا داشته باشیم. توانایی حل مشکلات زندگی و اینکه بتوانیم به آن سبک که می خواهیم زندگی کنیم گاهی نیاز به مقابله با احساساتمان دارد. شاید گاهی لازم باشد که یک تجربه ترسناک داشته باشیم و یا موقعیتی که ما را عصبانی میکند ترک کنیم، در افکارمان نسبت به کسی که به ما صدمه زده منصف باشیم، به خاطر کار غلطمان عذرخواهی کنیم و تاوان آن را بپردازیم و یا با قاطعیت از نظراتمان دفاع کنیم. با انجام این کارها می توانیم خود را از احساسات دردناک و طولانی مدت رهایی بخشیم.

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.