اصولی از مراحل تبدیل ایده به کسب و کار

21

 

هفت اصل تبدیل ایده به کسب و کار

هر استارت‌ آپ یا کسب و کار جدید با یک ایده آغاز میشود، اما پس از شکل گیری ایده همه چیز به اجرا برمیگردد. بنیانگذاران استارت‌ آپ‌ ها خیلی زود یاد می‌ گیرند که مشتریان پول واقعی را صرف راهکارها میکنند تا ایده. سرمایه‌ گذاران نیز یاد گرفته‌ اند که نباید روی ایده‌ ها سرمایه‌ گذاری کنند بلکه باید سرمایه خود را خرج تیم‌ ها و کارآفرینانی کنند که می‌ توانند راهکار خوبی ارائه دهند. موفقیت در کسب و کار جدید مستلزم آن است که شور و اشتیاق خود را به سرعت از ایده به سمت اجرای کسب و کار منتقل نمایید.

یک اجرای خوب مستلزم طرح و افراد مناسب می باشد، تا به خوبی عملیاتی شود. کمپانی هایی که این کار را به بهترین نحو انجام می دهند رهبران بازار می‌ شوند، برای مثال گوگل اولین تامین‌ کننده جستجوی اینترنت نبود “یاهو، آلتاویستا، اینفوسیک و دیگران نیز بودند” اما طبق گفته اینوستوپدیا، گوگل اولین موتور جستجوگر بود که از راه جستجو واقعاً کسب درآمد میکرد. در نتیجه گوگل به یک فعل تبدیل شد، این کمپانی یک غول فناوری با نرخ رشد بی‌ سابقه و درآمد ۷۴,۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ می‌ باشد.

اما گوگل منحصر به فرد نیست. مهم نیست که یک ایده چقدر فوق‌ العاده و عالی باشد، کمپانی ها یا شرکتهای کوچک برای رسیدن به موفقیت در کسب و کارشان باید مجموعه اصول اجرایی مشابهی را دنبال ‌کنند:

کانال تلگرام پرورش افکار

۱- مدل کسب و کار خود را بگونه‌ ای تنظیم نماییم که ارزش تمام اجزای سازنده بهینه شود

کارآفرینان باهوش یک زنجیره ارزشی را براساس پویایی بازار معماری می‌ کنند که شامل مشتریان، شرکاء و فروشندگان می باشد. سپس ابداعات و راهکارهایی را جهت تغذیه این زنجیره ارزشی ارائه می‌ کنند. رشد بدون درآمدزایی برای عاملان اصلی، یک راهبرد موفقیت دراز مدت نیست.

۲- محورهای اصلی ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ ‍پیشرفت را بر اساس نتایج طرح‌ ریزی نماییم

اگر تنظیم هر طرحی واکنش به یک بحران باشد، نحواهیم توانست اقدامات اصلاحی را به سرعت انجام دهیم و هرگز فرصت‌ های جدید را پیدا نخواهیم کرد. بهبودهای پایدار هم در مدل کسب و کار و هم در محصول قابل اجرا هستند. اهداف کسب و کار و نقاط عطف را مشخص کرده و از معیارها برای پیگیری و سنجش عملکرد خود استفاده نماییم.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۶۳

۳- بگذاریم اعضای تیم، کسب و کار را به شیوه خودشان اجرا نمایند

اعضای هر تیم به انگیزه، تمرین و اقتدار نیاز خواهند داشت تا بدون بررسی و تأیید، تصمیم‌ های روزمره را اتخاذ نمایند. این یعنی رویدادهای مهم باید مستند و مورد سنجش قرار بگیرند و به نتایج مطلوب پاداش اختصاص داده شود. کل تیم باید یک تجربه موفقیت آمیز با مصرف کننده را ارائه دهند.

۴- ارتباط دو طرفه در هر سطحی همیشه در اولویت قرار دارد

افرادی که نمی‌ دانند دیگران از آنها چه انتظاراتی دارند نمی‌ توانند کار انجام دهند. اگر ما و تیم مان به بازخوردها و انتظارات مشتریان گوش ندهیم، رضایت آنان را از دست خواهیم داد. رهبران پرقدرت می‌‌ دانند که با افزایش تعداد عامل‌ های مشارکت کننده، برقراری ارتباطات موثر به مراتب سخت‌ تر خواهد شد.

۵- بهبود نتایجی که مورد سنجش قرار نمی‌ گیرند، دشوار است

در کسب و کارهایی که از نظر عملیاتی عالی عمل می‌ کنند، بهره‌ وری و نتایج در زنجیره ارزشی در هر مرحله “نه فقط در پایان” اندازه‌ گیری میشوند. اهداف، در مقابل رقبا، انتقاد مشتری و انتظارات کارشناس صنعت مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت. اگر فقط به نتایج گذشته توجه نماییم، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

۶- حداقل یکی از بدترین سناریوها و طرح بازیابی آن را تعریف کنیم

تنها راه مطمئن برای واکنش به موقع به چالش های کلیدی، مشارکت دادن اعضای تیم به صورت پیشگیرانه در جهت ارائه یک طرح جایگزین است. تعهد احساسی به یک ایده به تنهایی نخواهد توانست تأثیری در خروج کسب و کار از رکودهای اقتصادی، تحولات بازار و تغییرات روند مشتری داشته باشد. یک کسب و کار فوق العاده باید سریع واکنش نشان دهد.

۷- تلاش‌ های تیم را با آخرین فناوری و ابزارها بهینه‌ سازی نماییم

در عصر پیشرفت سریع فناوری، پذیرفتن قدرت نفوذ جدیدترین ابزارها و معماری‌ های پروسه و بکارگیری آنها، ذهنی باز و بی‌ تعصب می خواهد. این به معنی آموزش مداوم اعضای تیم و جلسه‌ های به‌ روزرسانی، دعوت از کارشناسان خارجی و همکاری با شرکا و فروشندگان در معاملات برد-برد می باشد. تعالی کسب و کار نوعی همگرایی فناوری و عناصر کسب و کار برای بیشینه کردن ارزش مشتری و نیز عواید شرکت و شرکا خواهد بود. این همگرایی هیچوقت نتیجه تلاش یکباره نمی باشد، بلکه نتیجه بازبینی‌ های مکرر و و ذهنیت پیشرفت است که باید به تیم تفهیم شود و در واقع جزیی از هر فرآیند و سنجش گردد، و این کار را باید با کارآفرینان آغاز کرد. موسسان گوگل، لاری پیج و سرگی برین که مسئولیت آن را بر عهده دارند، یک رهبری فنی همراه با آینده نگری را نشان دادند، آنها برای بهینه کردن تمرکز در اجرای کسب و کار از اریک اشمیت و دیگران کمک کاری گرفتند.

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.