چگونه با استفاده از استراتژی ساده استیو جابز به خواسته‌ هایمان برسیم

25

درس بزرگ موفقیتی از زبان یکی از موفق‌ ترین مدیران کسب‌ و کار دنیا

اگر به دنیای فناوری، کسب‌ و کار و به ویژه موفقیت علاقه‌ مند هستیم، ممکن است با سرگذشت زندگی حرفه‌ ای و شخصی افراد بزرگ آشنا باشیم. یکی از چهره‌ های مشهوری که بسیاری با او و کارهایش آشنایی دارند استیو جابز می باشد. استیو جابز از یک استراتژی ساده اما تأثیرگذار برای غلبه بر دلهره‌ ای که از بابت پذیرفته نشدن یا شکست در کارها به سراغ افراد می‌ آید استفاده میکرد.

یکی از ویدیو کلیپ‌ های جالب و آموزنده‌ ای که از استیو جابز منتشر شده در ارتباط با داستانی است که در ۱۲ سالگی برای او به وجود آمد. او در آن مقطع زمانی به دنبال قطعات یدکی بود تا بتواند دستگاه الکترونیکی خودش را بسازد. دستگاهی که امروز به آن فرکانس‌ سنج گفته میشود. او در این ویدیو تعریف میکند که چگونه موفق شد شماره تلفن بیل هیولت، بنیان‌ گذار شرکت هیولت پاکارد را به دست آورد و با او تلفنی صحبت نماید. در آن مقطع زمانی هیولت پاکارد قطعاتی که جابز به دنبال آنها بود را در اختیار داشت. جابز در این ویدیو پس از معرفی خودش می‌ گوید: “تلفنی تماس گرفتم و به بیل گفتم به دنبال ساخت یک فرکانس‌ سنج هستم. شما قطعاتی که به آنها نیاز دارم را در اختیار دارید؟” بیل نه تنها قطعات یدکی مورد نیاز جابز را در اختیارش قرار داد، بلکه در تابستان همان سال در بخش خط مونتاژ شرکت اچ‌ پی شغلی را به او واگذار نمود. جابز در این ویدیو می‌ گوید: “این پیشنهاد بیل درست به مثابه این بود که به بهشت وارد شده‌ ام.”

کانال تلگرام پرورش افکار

گلن لایبوویتز نویسنده این مطلب می‌ گوید: “نمونه‌ های بسیاری شبیه به این مورد در زندگی من وجود داشت که سعی می‌ کردم خواسته‌ ام را مطرح نمایم و برای این منظور همواره با خودم در کشمکش و کلانجار بودم که چگونه خواسته‌ ام را مطرح نمایم. همواره از این موضوع اضطراب و هراس داشتم که مبدأ درخواستم رد شود یا در بسیاری از موارد در زمان مطرح کردن درخواستم، خودم را به شدت اذیت می کردم. در اغلب موارد درخواستم را ارائه می‌ کردم و نتایج بسیار مثبتی را دریافت می کردم. به خوبی به یاد می آورم در مقعطی از یکی از همکلاسی‌ هایم در مدرسه کسب‌ و کار، نام هتلی را پرسیدم که یک شرکت مشاوره جلسه استخدام کارمند را در آنجا ترتیب داده بود. در آن زمان بدون آنکه دعوت‌ نامه‌ ای در اختیار داشته باشم در آن جلسه حاضر شدم و در کمال شجاعت در کنار فردی نشستم که سرانجام من را استخدام کرد و کارفرمای من شد. (البته پس از آنکه هشت مصاحبه شغلی سخت را پشت سر گذاشتم.)

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۶۳

همچنین زمانی را به یاد می‌ آورم که برای اولین بار در زندگی‌ ام با عزمی راسخ پیشنهاد ارتقای شغلی خودم را مطرح نمودم. این درخواست را پس از ۴ سال صبر کردن برای ارتقا مطرح کردم که در نهایت پیشرفت شغلی قابل توجهی را به وجود آورد. البته در بعضی موارد به واسطه آنکه یکسری خواسته‌ هایم را به روشنی مطرح نکردم، شکست‌ ها و ناامیدی‌ های بزرگی را متحمل شدم. حتی امروزه نیز از انجام بعضی کارها صرفنظر میکنم و در نتیجه فرصت‌ هایی را از دست می‌ دهم. مطرح کردن درخواست در زمانی درست و مناسب یک هنر است. اگر بتوانیم نیاز مردم را به درستی تشخیص داده و یک پیشنهاد ارزشمند را به آنها ارائه کنیم یک استراتژی ارزشمند را پایه‌ گذاری کرده‌ ایم، به دلیل اینکه در نهایت جواب خوشحال‌ کننده “بله” را برای انجام آن‌ کار دریافت خواهیم نمود. بسیار از مردم این سوال را مطرح می‌ کنند که چگونه باید اطلاع پیدا کنم هدفم چیست یا به دنبال چه چیزی هستم؟ اگر ایده‌ ای به ذهن‌ مان برسد باعث شادکامی ما شده و فکر کردن درباره رسیدن به آن هدف باعث خواهد شد هیجان زده و امیدوار شویم. این به معنای آن است که چراغ سبزی را دریافت کرده‌ ایم. در ادامه بدون هیچ‌ گونه تردیدی به سوی آن احساسی که داریم گام بر خواهیم داشت. اما هدف ما باید یک هدف چالشی داشته باشد و حتی ما را کمی بترساند.

من در این مدت یاد گرفته‌ ام خیلی از مردم مشتاق هستند زمان، ایده‌ ها یا حتی پول خود را بدون هیچ‌ گونه چشم‌ داشتی در اختیار دیگران قرار دهند. در حقیقت مشاهده کرده‌ ام بسیاری از مردم از کمک کردن به دیگران و مفید بودن برای دیگران احساس خوشنودی می‌ کنند. شاید این ارزشی باشد که آنها از کانون خانواده یا به واسطه اعتقادات مذهبی خود آن‌ را کسب کرده‌ اند. حتی ممکن است یکی از خصایص ذاتی شخصیتی آنها باشد.”

جابز می‌ گوید: “در این مدت هیچگاه با فردی برخورد نکردم که به من نه بگوید و در ادامه تلفن را روی من قطع کند. من تنها درخواست خودم را مطرح کردم و هنگامی که فردی درخواستی از من داشت، سعی می‌ کردم در حد امکان جوابگوی او باشم. به واسطه آنکه به خودم ثابت کنم قدرشناس هستم. در نتیجه به این موضوع فکر کنیم که واقعاً به دنبال چه هستیم؟ در ادامه مصمم باشیم و زمان و انرژی لازم را صرف کنیم تا مهارت‌ های جدیدی را به دست آوریم. سعی نماییم دانش جدید کسب کنیم و کارهای جدیدی را تجربه نماییم. روی روابط اجتماعی خود سرمایه‌ گذاری کنیم تا بتوانیم خواسته خود را مطرح کنیم. در ادامه هنگامی که حس کردیم، زمان مناسبی برای مطرح کردن درخواستی به وجود آمده، اطمینان حاصل نماییم همان کاری که به ما در رسیدن به خواسته‌ مان کمک میکند را انجام خواهیم داد.

بسیاری از مردم از اینکه گوشی تلفن را برداشته و درخواست خود را مطرح کنند طفره رفته یا در حقیقت هراس دارند. این دقیقاً همان موضوعی است که افراد مستعد را از افراد رویاپردازی که به دنبال انجام کاری هستند متمایز میکند. به دنبال آن باشیم تا به میدان عمل وارد شویم، به استقبال شکست برویم و همواره آماده باشیم تا به طور کامل شکست بخوریم. اگر از شکست خوردن هراس داشته باشیم، هیچ‌ گاه از جای خود تکان نخواهیم خورد. همواره به این نکته توجه داشته باشیم شکایت کردن در مورد مشکلات آنها را حل نخواهد کرد. به واسطه آن‌که دیگران قادر نیستند ذهن و افکار شما را بخوانند. در نتیجه باید درخواست‌های خود را مطرح کنید. همچنین از مهم‌ترین اصل که همانا شناخت است غافل نشوید.»

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.