می خواهم ثروتمند شوم – قسمت دوم

60

می خواهم ثروتمند شوم – قسمت دوم

من می خواهم پولدار شوم

دوستان عزیز سایت پرورش افکار، با قسمت دوم مقاله ی «می خواهم ثروتمند شوم» در خدمت شما هستیم. در مقاله ی قبل در رابطه با پرداخت هزینه های هر کاری از قبیل هزینه ی خساست صحبت کردیم. برای خواندن ادامه ی این موضوع با ما همراه باشید.

هزینه ی اشتباه

هزینه ی اشتباه چیست؟!

ممکن است افرادی دارای شغل های پردرآمد و وضعیت مالی خوبی باشند، از ماشین های گران قیمت و خانه های لوکس استفاده کنند، و به طور کلی در کار خود افراد موفقی باشند اما ازنظر مالی، در اداره ی منزل ناتوان هستند و کارنامه ی مالی خوبی ندارند. گاهی اوقات، زمانی متوجه نقصان کارنامه ی خود می شوند، که دیگر خیلی دیر شده و تبدیل به افرادی پیر و ناتوان شده اند! افرادی موفق هستند که گزارش های مالی و ریز حساب های بانکی دقیق و موفقی داشته باشند.

کارنامه مالی

کارنامه مالی داشته باشید

برای این که اهمیت این موضوع را بهتر درک کنید به این مثال توجه نمایید: در مدارس هر ترم به دانش آموزان یک کارنامه می دهند، اگر دانش آموزی وضعیت مطلوبی نداشته باشد، یک ترم زمان دارد تا اشکالات خود را برطرف نموده و نمرات پایین خود را جبران کند تا نمرات بهتری بگیرد. ولی در زندگی، بسیاری از بزرگ سالان در هر فصل کارنامه ی مالی دریافت نکرده اند، پس زمانی که به گزارش مالی خود را نگاه می کنند، دیگر فرصتی برای برطرف کردن اشکالات و جبران خطاها ندارند تا زندگی امن و راحتی را برای خود و خانواده شان بسازند.

بنابراین اگر کسی نتواند حداقل هر سه ماه یک بار کارنامه ی مالی برای خود داشته باشد، مجبور خواهد شد تاوان های سنگینی را در زندگی پرداخت نماید.

این نکته ی مهم را بدانید که باختم تنها یک فعل است نه اسم! متاسفانه افراد زیادی فکر می کنند، هنگامی که می بازند و در کاری شکست می خورند، صاحب یک اسم شده اند و از این به بعد اسم آن ها بازنده خواهد بود. اگر کسی یاد بگیرد چگونه از اشتباهات خود درس بگیرد، دنیای جدیدی به روی او باز خواهد شد؛ دقیقا همان گونه که یک کودک پس از زمین خوردن های زیاد، راه رفتن را یاد می گیرد.

اگر کسی خودش را لابه لای انسان هایی که مدام نگران و مراقب هستند که مبادا اشتباه کنند، مخفی کند؛ مسلما از مزایای ابتدایی ترین روش هایی که انسان برای آن ها طراحی شده محروم می شود. چراکه این افراد همیشه به خودشان دروغ می گویند و دائم دیگران را مقصر و مسئول اشتباهات خود می دانند. انسان ها ذاتا اشتباه می کنند و این قابلیت را دارند که از اشتباهات خودشان عبرت بگیرند.

عدم اشتباه یعنی عدم موفقیت!

عدم اشتباه یعنی عدم موفقیت!

اصلی ترین دلیلی که فقط تعداد محدودی از مردم ثروتمند می شوند این است که به اندازه ی کافی در زندگی اشتباه نمی کنند، درواقع اشتباهی که از آن بشود درس گرفت. این اشتباه پیشاپیش هزینه ی خودش را جبران می کند، یعنی در بلندمدت عملا هیچ هزینه ای برای آن اشتباه پرداخت نمی کنند. اما افرادی که مرتکب اشتباهی می شوند، نمی توانند از آن خطاها درس بگیرند و آن را بارها و بارها تکرار می کنند، این ها شکست خورده ترین افراد جامعه هستند و دائما این جمله را تکرار می کنند: «تقصیر من نبود!!!»

این جمله ی افرادی است که یکی از بزرگ ترین موهبت های زندگی خود را از به نام نعمت مرتکب اشتباه شدن و معصوم نبودن را از دست داده اند؛ دقت کرده اید که زندان ها مملو از افرادی است که همیشه اصرار شدیدی بر بی گناهی خود دارند و دائم می گویند: «من بی گناهم! تقصیر من نبود!!!». جامعه پر است از افراد ضعیف النفسی که در زندگی خود هیچ موفقیتی به دست نیاورده و نخواهند آورد. به این دلیل که همواره در حال تکرار کارهایی هستند که در منزل و مدرسه به آن ها آموزش داده شده است.

  • آهسته برو! آهسته بیا!
  • مراقب باش اشتباه نکنی چون اشتباهات خیلی بد هستند!
  • کسانی که زیاد خطا می کنند، بازنده هستند!

بنابراین هزینه ی ثروتمند شدن، داشتن تمایل و شهامت برای اشتباه کردن است. بیایید و به خودتان قول بدهید که از اشتباه کردن نترسید، و زمانی که خطا کردید، بابت آن کسی را مقصر ندانید؛ به جای این کارها تنها از آن اشتباهات درس بگیرید. اغلب افرادی که به درجات بالای موفقیت در زندگی نرسیده اند، کسانی هستند که از ارتکاب اشتباه و خطا ترس داشتند، و یا بدتر از آن، مرتکب اشتباه شدند ولی درس لازم رو کسب نکردند؛ یعنی هرروز از خواب بلند می شوند و همان اشتباهات همیشگی را تکرار می کنند.

هزینه ی تحصیلات

هزینه ی تحصیلات چیست؟!

در حال حاضر آموزش از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت مهم تر است. فقط مشکل اینجاست که سیستم آموزشی از زمان عقب تر است؛ مانند بازمانده ای از عصر صنعت، که به سختی می خواهد پاسخگوی نیازهای عصر فناوری و اطلاعات باشد و متاسفانه در این کار نیز آن طور که باید موفق نیست.

بر اساس اسناد اقتصادی موجود در سال ۱۹۸۹ میلادی، زمانی که دیوار برلین فروریخت و اینترنت متولد شد، عصر صنعت پایان یافت و جای خود را رسما به عصر اطلاعات داد. در عصر صنعت هرکس نیازمند یک امنیت شغلی بود و داشتن شغلی ثابت، تا آخر عمر سعادت او را تضمین می کرد. سابقه ی کسب و کار و ارشد بودن یک سرمایه ی کافی و بی چون و چرا محسوب می شد.

امنیت مالی

در عصر اطلاعات نیاز به امنیت مالی داریم

هرکس برای خودش می تواند کارفرما باشد و تا پایان عمر، چندین شغل داشته باشد، بدون این که برای او عیبی به حساب بیاید. ارشد بودن جای خود را به توانایی های به روز و همچنین قابل اعتماد بودن داده است. کارفرماها به دنبال کارمندان جوانی هستند که مهارت های فنی بروزتری دارند و حاضرند با حقوق کمتری کار کنند.

اگر به اقتصاد امروز نگاهی تحلیلی بیاندازید، به خوبی متوجه می شوید که مشکل اصلی این دوره برخلاف دوره های گذشته تعداد زیاد فرصت های شغلی می باشد! از هر کارفرمایی که بپرسید می بینید که شدیدا به استخدام کارمندان خوب و کارآمد برای خود نیاز دارد. بنابراین معضل اصلی مردم امروز، امنیت مالی است نه امنیت شغلی!

زمان تاخیر

زمان تاخیر

بنابراین علاوه بر آموزش هایی که در سیستم های سنتی و قدیمی گذرانده اید، تحصیلات و یادگیری سیستم ها و علوم جدید در عصر اطلاعات امری بسیار مهم و ضروری است. در دنیای جدید که دنیای اطلاعات، ارتباطات و تجارت می باشد، دو صنعتی که بیشترین زمان تاخیر را دارند، یکی صنعت آموزش و پرورش هست و دوم صنعت ساختمان!

زمان تاخیر عبارت است از تفاوت زمانی بین کشف ایده های جدید و پذیرش آن ها توسط صنعت. برای مثال در صنعت کامپیوتر، زمان تاخیر چیزی در حدود یک سال هست، یعنی ایده ای که امروز در آزمایشگاه مطرح و اثبات می شود تا پایان سال در صنعت مورداستفاده قرار می گیرد و به تولید انبوه می رسد. در صنعت هوا و فضا، زمان تاخیر در حدود دو سال است، یعنی فقط دو سال طول می کشد تا یک ایده ی جدید توسط صنعت پذیرفته شود و مورداستفاده قرار گیرد. اما در صنعت آموزش و پروش و ساختمان زمان تاخیر چیزی در حدود ۵۰ سال است!!!

انسان ها هم مانند صنایع ممکن است دارای تاخیر زمانی باشند. در عصر صنعت دو ابرقدرت در جهان وجود داشت و مردم همیشه نگران بروز جنگ اتمی بین این دو بودند. در عصر اطلاعات، شبکه ی جهانی اینترنت کاری کرده که دیگر هیچ کس افسار جهان را در دست نداشته باشد. امروزه افسار امور در دست قوانین موریس است. قانون موریس بیان می کند تکنولوژی به سرعت در حال پیشرفت است.

امروزه اطلاعات هر ۱۸ ماه دو برابر می شود، پس ما باید هر ۱۸ ماه اطلاعات و تکنولوژی خود را دو برابر کنیم تا فقط از این قافله عقب نمانیم، پیشرفت پیشکش! به همین دلیل در عصر اطلاعات مهم نیست چه چیزی را یاد می گیرید، مهم این است که با چه سرعتی آن را یاد می گیرید. امروزه پذیرش توصیه های افرادی که اطلاعات تاریخ گذشته دارند، خطرناک است! توجه داشته باشید که تاریخ گذشته یعنی ۱۸ ماه! بنابراین مسلم است که نصیحت شنیدن از کسی که در زندگی عقب مانده، هرگز کار عاقلانه ای نیست!

با این تفاسیر به نظر شما در عصر اطلاعات به چه نوع تحصیلاتی نیازمندیم؟!

ادامه دارد …

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.