با جان دیویس راکفلر، ثروتمندترین مرد تاریخ آمریکا آشنا شوید!

جان دیویس راکفلر

دوستان عزیز سایت پرورش افکار، در این مقاله قصد داریم، به عوامل موفقیت در کسب و کار جان دیویس راکفلر، بنیان گزار استاندارد اویل، یکی از معروف ترین تاجران و خیرین موفق ایالات متحده آمریکا بپردازیم. با ما همراه باشید.

تحمل گمنام ماندن را داشته باشید

جان دیویس راکفلر (۸ جولای ۱۸۳۹-۲۳ می ۱۹۳۷) یک صنعتگر، کارآفرینی و مدیر برجسته در تمام تاریخ به شمار می‌رود. او هنگامی که فقط ۱۴ سال داشت از خانواده خود در نیویورک جدا شد و کلیولند در اوهایو رفت تا چندین کسب و کار کوچک را آغاز کند.

او همچنان به‌عنوان یکی از ثروتمندترین انسان‌ها در دوران مدرن شناخته می‌شود. او همچنان یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های وال استریت بشمار می‌رود. راکفلر به آن دلیل معروف شد که هرگز از سخت‌کوشی دست برنداشت و در تمام عمر به دنبال چیزی که می‌خواست رفت. او در طول عمر خودش از ثروتش برای کمک به افراد دیگر جهت رسیدن به آرزوهایشان استفاده کرد.

خانواده راکفلر از خانواده‌های بانکدار، صنعتی، و سیاسی، آمریکایی است که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وسیله جان دیویس راکفلر و برادرش ویلیام راکفلر در استاندارد اویل یکی از بزرگترین ثروت‌های تاریخ را به وجود آوردند. این خانواده همچنین به خاطر ارتباط بلندمدت و کنترل خود بر چیس شناخته می‌شود. این خانواده یکی از قدرتمندترین و چه بسا قدرتمندترین خانواده در تاریخ ایالات متحده آمریکا قلمداد می‌شوند.

دیویس راکفلر در نوجوانی ابتدا کارش را به عنوان یک کارمند در شرکت کوچکی به نام هیوت و تاتل آغاز کرد. او چندین سال در همان شرکت کارکرد و به دریافت پول از مشتریان و بررسی صورت حساب ها مشغول بود؛ به همین سبب درک عمیقی از سود و زیان در تجارت به دست آورد. راکفلر تمام مدت باورهایی را در خود پرورش داد، که باعث شد موفقیت فراوانی به دست آورد و همچنین به رشد شرکت کمک شایانی کند.

در مسیر موفقیت ممکن است تا مدت ها گمنام بمانید، فقط از این شرایط به بهترین شکل استفاده کنید. گرچه انجام این کار چالش بزرگی محسوب می شود اما راکفلر نشان داد که این کار شدنی است.

قدرت شنیدن انتقادات

قدرت شنیدن انتقادات را داشته باشید

جان دیویس راکفلر در سال ۱۸۳۹ در نیویورک متولد شد. او بزرگ‌ترین پسر و دومین فرزند خانواده‌ای شش فرزندی بود. والدین او کشاورز بودند و از جان و خواهرها و برادرهایش نیز انتظار می‌رفت تا به آنان کمک کنند. در ۱۴ سالگی، خانواده جان به اوهایو نقل مکان کردند. در سال ۱۸۵۵ و در حالی که او تنها ۱۶ سال سن داشت، پیشنهاد کار به عنوان پادو و کمک دفتردار را در شرکت هویت و تاتل دریافت کرد.

او حقوق ثابتی نداشت و تنها به صورت پورسانت پول می‌گرفت. این امر باعث شد که او در عرض ۱۴ هفته هیچ پولی درنیاورد. اما پس از آن او ۵۰ دلار کسب کرد و حقوق ۲۵ دلار در ماه برای او تعیین شد. راکفلر سه سال در این شرکت ماند تا این‌که با درخواست او برای دریافت سالانه ۸۰۰ دلار مخالفت شد.

راکفلر در این سه سال به خوبی به نحوه اداره و انجام کسب‌وکار را یاد گرفته بود، تصمیم گرفت از این شرکت جدا شود و کسب‌وکاری را برای خودش به راه اندازد. او به همراه شریکش یعنی موریس کلارک و گرفتن وام هزار دلار از والدینش با نرخ سود ۱۰درصد، یک کسب‌وکار تولیدی را راه‌اندازی نمود.

او به تمام کشاورزان محلی سرمی‌زد، با آنها گپ می‌زد، آنان را شیفته خود می‌ساخت و کارت ویزیتش را به آنها می‌داد. واکنش به او آنقدر خوب بود که او در همان نخستین سال کارش یعنی در سال ۱۸۵۹، توانست به درآمدی ۵۰۰ هزار دلاری دست یابد. در آن زمان نفت تازه شروع به تأثیرگذاری در اوهایو کرده بود و چندین پالایشگاه افتتاح شده بودند.

راکفلر که احساس خاصی نسبت به توان بالقوه این سوخت جدید داشت، زمان را از دست نداد و در سال ۱۸۶۲ اقدام به تأسیس شرکت راکفلر، اندروز و کلارک که در زمینه پالایشگاه‌های نفت فعال بود، نمود.

بعدها او سهم خود را به کلارک فروخت و سپس کل سهم کلارک را به نفع اندروز خرید و در نتیجه شرکت راکفلر و اندروز تأسیس شد.

راکفلر به همراه شریکان خود توانست یکی از بزرگ ترین شرکت ها را در تاریخ آمریکا تاسیس کند. در اواخر قرن نوزدهم میلادی، استاندارد اویل توانست بیشتر صنعت آمریکا را به خود اختصاص دهد و کنترل فراوانی نیز بر خطوط راه آهن اعمال نماید.

نکته قابل توجه اینجاست که منتقدان، سال ها از راهکارها و روش های مدیریتی راکفلر انتقادات تند و تیزی کردند و شخصیت وی را موردحمله قرار دادند. اما در این بین، انتقادات بعضی افراد بسیار به جا و سازنده بود؛ ولی تعدادی انتقاد بی اساس و اغراق آمیز هم وجود داشت.

راکفلر اعتقاد داشت افراد برای قدم گذاشتن در راه های بزرگ، باید انتظار انتقادهای تند و تیز را هم داشته باشند و از انتقادهای به جا و سازنده به درستی بهره مند شوند.

جان دیویس راکفلر ، ثروتمندترین مرد تاریخ امریکا

موفقیت های خود را جشن بگیرید

بسیاری از افراد اعتقاد دارند که اگر درصدد رسیدن به موفقیت هستند، نباید زمانی را برای جشن گرفتن در نظر بگیرند. اما راکفلر کاملا با این نظریه مخالف بود.

او در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۵۵، درست هنگامی که اولین حقوقش را دریافت کرد، آن روز را به عنوان سرآغاز یک مسیر طولانی به سمت موفقیت و استقلال مالی برای خود جشن گرفت و نامش را «روز کار» گذاشت.

به یاد داشته باشید که جشن گرفتن بابت نقاط عطفتان، به شما انگیزه و انرژی دو برابر می بخشد؛ و شما را تشویق می کند تا در راه خود بااراده و محکم تر گام بردارید. جشن گرفتن یک نوع سپاسگزاری است که نیروی درونی شما را افزایش می دهد. پس در اولین فرصت، دستاوردهای خود را جشن بگیرید و از آن لذت ببرید.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۶۷

هنرمندانه معامله کردن را یاد بگیرید

معاملات اگر به خوبی برنامه ریزی و اجرا بشوند، می توانند به منزله ی سکوی پرتاب شما عمل کنند. راکفلر برای گسترش دادن استاندارد اویل در سراسر ایالت متحده آمریکا، به دفعات متعدد توانست معامله های موفقیت آمیزی را با شرکای خود، شرکت های رقیب و راه آهن به امضا برساند. جالب اینجاست که تعدادی از وفادارترین مدیران استاندارد اویل، همان رقبای شرکت های دیگر بودند.

پس درهرصورت چه قصد معامله یک خانه یا ماشین را داشته باشید، چه قصد افزایش درآمدتان از راه های مختلف، اعتماد به نفس بالا و مهارت انجام معامله ها به بهترین شکل ممکن، مهمترین عوامل موفقیت در کار شما به حساب می آیند.

بعضی از معامله های راکفلر در سال های بعد به علت غیر منصفانه بودن آن ها، مورد انتقادهای فراوانی واقع شد. یادگیری هنرمندانه معامله کردن دلیلی فوق العاده، برای جلوگیری از انجام معاملات نادرست و غیرمنصفانه می باشد.

مدیریت هزینه های شخصی

هزینه های شخصی خود را مدیریت کنید

دیویس راکفلر به مدیریت صحیح هزینه های شخصی خود بسیار شهرت داشت. به این دلیل که در دوره ی او ثروتمندان لباس های شیک و گران قیمت، قایق های تفریحی و واگن های اختصاصی لوکس خریداری می کردند، اما راکفلر همواره از خرج های اضافی و ریخت و پاش دوری می کرد.

به جرات می توان گفت که راکفلر یکی از بزرگ ترین سرمایه گذاران بخر و نگه دار محسوب می شد. زیرا سهام استاندارد اویل را طی ده ها سال هرگز نفروخت اما ثروت و دارایی هایش با گذشت زمان دائما افزایش پیدا کرد. برادرش ویلیام کاملا مخالف او عمل می کرد و اهمیت کمتری برای دارایی های بلندمدت قائل بود.

ران چرنو، در کتابی با نام تیتان زندگی راکفلر را به رشته تحریر درآورده است. او در این کتاب به نکته جالبی اشاره می کند: «از آن جهت که ویلیام، برای ساخت منزلش، زیر بار وام گرفتن نمی رفت، برخلاف توصیه های برادرانه جان، پنجاه هزار دلار از سهام استاندارد اویل را به برادرش فروخت. همین تصمیم ناعاقلانه ویلیام، سبب شد درنهایت بین ثروت این دو برادر تفاوت زیادی به وجود آید».

در دوره ی فعلی چنین رویکردهایی، بازی دفاعی مالی نام دارد و بخش مهمی از دستیابی به موفقیت تلقی می شود. شما هم برای رسیدن به موفقیت، باید توانایی مدیریت دارایی های خود را فرا بگیرید. به این منظور می توانید از شیوه های مدیریت مالی شخصی استفاده کنید.

جان دیویس راکفلر

درک کنید که پول هم محدودیت است، هم قدرت

جان دیویس راکفلر تا اوایل دهه ۱۹۰۰ میلادی، درگیر تحقیقات، پرونده های قضایی و پوشش رسانه ای منفی بود. تا اندازه ای که او نمی بایست در انظار عمومی دیده میشد. به همین دلیل از چیزهای مهمی، حتی دیدار نوه هایش محروم شد. از همه رنج آورتر این بود که کمک های خیرخواهانه او نیز مورد سوءظن عمومی و انتقادهای شدید قرار گرفت. درواقع ثروت زیاد و بی حدوحصر او نمی توانست مانع این مشکلات شود.

پول و ثروت فراوان مثل شهرت و قدرت سیاسی، می تواند مزایای فوق العاده ای نیز داشته باشد. در کل راکفلر در مدیریت پول و سرمایه خود انسانی موفق بود. برای مثال کمک های مالی او در ساخت دانشگاه شیکاگو و دانشگاه راکفلر که یک موسسه تحقیقاتی پشرو در نیویورک است، نقش به سزایی داشت.

با هر دیدگاهی که به راکفلر نگاه کنیم در می یابیم که به راستی بخشش ها و کمک های خیرخواهانه او، تاکنون تاثیرات مثبت فراوانی بر دنیا داشته است.

جان دیویس راکفلر

شما به تنهایی همه چیز را نمی دانید

انسان به طور ذاتی به یادگیری و پرورش مهارت های خود گرایش دارد. همین الان که شما در حال مطالعه اید و با دقت این مقاله را می خوانید، به این معنی است که تشنه ی آگاهی و دانش هستید.

دنیا بسیار پهناور و پیچیده است و هرکسی به تنهایی نمی تواند همه دانش موجود در جهان را فرا بگیرد. پس بهترین راه این است که یاد بگیریم چگونه از توان متخصص های خبره در زمینه های مختلف، اهرم موفقیتی برای خود بسازیم.

زمانی که جان دیویس راکفلر استاندار اویل را بنا کرد، خودش توانایی های فوق العاده در زمینه های سازمان دهی، مدیریت و مذاکره داشت. ولی فرآیند تحقیق و توسعه نفت و محصولات مرتبط به آن را به متخصصین آن حوزه سپرد. مدتی بعد مشاورها و دستیارانی را به کار گرفت تا در برنامه ریزی کارهای خیرخواهانه و بشردوستانه او را یاری دهند.

بنابراین اگر می خواهید فردی موفق باشید، باید توانایی بهره مندی از قدرت متخصصین را داشته باشید. البته بهتر است ابتدا خودتان با تمرکز کامل روی موضوع موردنظر کارکنید تا بتوانید به پرسش های ایجاد شده پاسخ های درست و روشن بدهید؛ سپس از متخصصین مربوط به آن کمک بگیرید. این استراتژی روند پیشرفت شما را به صورت چشمگیری تسریع می بخشد.

برخی گفته های جان دیویس راکفلر در باب موفقیت 

  1. بخشایش یک وظیفه است نه یک امتیاز. 
  2. موفقیت هر فرد متکی بر موفقیت دیگران است. 
  3. اگر می‌خواهید موفق باشید، در مسیرهای جدیدی بسازید. هرگز در مسیرهای خاک گرفته پیشین حرکت نکنید. 
  4. یک لیدر خوب به افراد عادی نشان می‌دهد که عملکرد افراد موفق چگونه است.
  5. موفقیت زمانی حاصل می‌شود که گوشه‌هایتان را باز کنید و دهانتان را ببندید. 
  6. زندگی بدون تفریح و لذت، غیرقابل تصور است و نتیجه معکوس روی کارتان خواهد داشت.
  7. ترجیح می‌دهم به جای آنکه از تمام ظریفیت خودم برای کسب درآمد استفاده کنم،‌ از یک درصد تلاش دیگران بهره ببرم.
  8. راز موفقیت آن است که کارهای معمولی را به شکلی غیرمعمول خوب انجام دهید. 
  9. برای رسیدن به موفقیت هیچ ویژگی مهمتر و کاربردی‌تر از ایستادگی و مقاومت نیست.
  10. برای انجام درست کارها نیاز به مسئولیت‌پذیری، برای استفاده از فرصت‌ها نیاز به پیگیری دائمی و برای ثروتمند بودن و نیاز به قبول کردن وظایف‌ و کارهایتان دارید.
  11. اگر هدفتان فقط کسب ثروت باشد هرگز به آن نمی‌رسید.
  12. مخرج مشترک تمام موفقیت ها کار است.
  13. برای به دست آوردن بهترین، ترس از دست دادن خوبترین را نداشته باشید.
  14. یکی از ضروریات موفقیت این است که هدف داشته باشید. حالا اینکه چه هدفی را دنبال می‌کنید از اهمیت بسیار کمتری برخوردار است.
  15. رفاقتی که براساس کار ایجاد شود بهتر از کسب و کاری است که براساس رفاقت ایجاد شود. 
2 نظر
  1. Sh می گوید

    سلام استاد خدا قوت من خیلی قانون جذب و قبول دارم ولی نمیدونم شوهرم سره هرکاری بخاد بره نمیشه شاید تا حالا ۱۰ بار اتفاق افتاده باشه هرچیم ک فکرمو خوب میکنم میگم این دیگع میشه ولی نمیشه ولی شوهرم مثل من نیس نمیدونم چ ارتعاشی دادم خواهش میکنم بگید اشتباهم کجاس

    1. Hamed می گوید

      اول اینکه با توجه ب گفته های استاد قبول داشتن معنی این نیس ک دارید تو راه قانون جذب حرکت می کنید
      خودتون دارید میگید این دیگه میشه
      یعنی هنوز اتفاق نیوفتاده شما باید حس داشتن داشته باشید تا بهتون داده بشه
      اگر بیشتر توجه کنید با خودتون میگید این دیگه میشه ک اینجا حتما سوالی براتون پیش میاد ک اگر نشه چی
      پس سعی کنید روی حستون کار کنید و جوری رفتار و زندگی کنید ک شوهرشون یه کلر ثابت و یه درامد ایده ال داره تا ب اون چیزی ک می خوایید دست بیایید

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوره پرمخاطب موفقیت ( کارشناس جذب شوید )
اطلاعات بیشتر و ثبت نام