صداقت یا سیاست مدار بودن ؟ کدام یک در زندگی بهتر است؟

صداقت یا سیاست مدار بودن انتخابی است که هر کدام شرایط مختلفی را رقم خواهد زد. سوال این است که کدام یک بهترین راه برای یک زدگی موفق است؟

همه مردم در مورد این که صداقت یکی از بهترین و اصلی ترین ارزش های زندگی هر انسانی است، اتفاق نظر دارند. ولی با این حال، صداقت را در برخی موارد درست نمی دانند. چرا که سیاست مداری در زندگی را نوعی زرنگی و زیرک بودن می دانند. در حالی که صداقت را نوعی سادگی تصور می کنند. از این رو، برای بسیاری از مردم همیشه یک نوع تضاد بین صداقت و سیاست مدار بودن وجود دارد. با این حال، باید گفت که سیاست و صداقت با هم دیگر هم می توانند هماهنگ شوند و با هم بیایند. چرا که سیاست را نه بباید به معنای دروغ که متضاد صداقت است در نظر گرفت. بلکه اگر سیاست را به معنای زیرکی و با هوش بودن در نظر بگیریم در این صورت بین صداقت و سیاست تضادی به وجود نمی آید.

صداقت

یکی از فضلیت های اخلاقی که بسیاری از مردم بر روی آن تاکید دارند صداقت است. صداقت ارزشی است، که در زندگی انسان اهمیت و جایگاه بالایی دارد. صداقت داشتن در کارها و گفتار خود می تواند سبب جلب اعتماد دیگران نسبت به ما شود. صداقت داشتن در گفتار و کردار بسیار مهم است. صداقت داشتن به این معنی است که انسان در گفتار و رفتار خود رو راست باشد و از دورغ گفتن و دروغ گویی به پرهیزید.

بنابراین  صداقت داشتن بسیار مهم است و می تواند در زندگی انسان نقش بسیار بزرگی داشته باشد. همه ادیان الهی بر صداقت تاکید داشتن و راست گویی و صداقت را از جمله معیارهای زندگی درست و با فضلیت می دانند. صداقت معیاری است که مردم از آن حمایت می کنند. معمولا اکثریت مردم از افرادی که دورغ می گویند، دوری می کنند و دروغ را به عنوان یک رذیلت می شناسند. از این رو، به صداقت و راست گویی بهای بسیار می دهند و همیشه بر آن تاکید می کنند.

اما در برخی موارد صداقت داشتن به معنای ساده لوحی هم می شود. گاهی برخی از افراد که صداقت بسیار دارند به ساده لوح بودن در بین مردم متهم می شود. از این رو، دانستن این نکته که صداقت تا به چه میزان خوب است و باید در همه موارد صداقت داشت و یا باید از سیاست استفاده کرد و سیاست مدار بودن نکته ای است که بسیاری از افراد به دنبال آن می باشند.

به همین دلیل، برخی افراد با وجود این که صداقت را از جمله معیارها و ارزش های زندگی خود می دانند ولی با این حال، به سیاست مدار بودن در زندگی تاکید دارند و در بسیاری از مواقع سیاست مدار بودن را بر صداقت داشتن ترجیح می دهند.

سیاست مدار بودن

وقتی صحبت از سیاست مدار بودن در زندگی پیش می آید، اولین چیزی که در فکر اکثر مردم به وجود می آید زرنگی است. بسیاری فکر می کنند که سیاست مدار بودن در زندگی یعنی این که بر اساس موقعیت و شرایط رفتار کردن. از این رو، این گونه افراد با وجود این که به اهمیت صداقتا و درستی در زندگی اعتقاد دارند ولی با این حال، گاهی از صداقت به دور می شوند و سعی می کنند زندگی خود را با سیاست اداره نمایند.

سیاست را به معنای موقعیت سنجی و رفتار و گفتار خود را بر اساس آن تنظیم کردن می دانند. این افراد هر جا که نیاز باشد، به دروغ و حیله دست می زنند تا بتوانند از خود دفاع کنند و یا به خواسته ها و منافع خود برسند. در حالی که با صداقت داشتن و رفتار کردن بر اساس صداقت و راستی چنین کاری امکان پذیر نیست و نبوده است. از این رو، برای بسیاری از افراد انتخاب بین صداقت و سیاست مدار بودن که به ارزش هایی مانند صداقت وقعی نمی نهد، جای تردید دارد و کار دشواری است.

چرایی دشواری انتخاب بین صداقت و سیاست مدار بودن

چرایی دشواری و سخت بودن انتخاب بین صداقت و سیاست به معنایی است که افراد از سیاست دارند. در دیدگاه بسیاری از مردم سیاست به معنای حیله و دروغ و کلک است. بنابراین سیاست در این معنا با صداقت تضاد دارد و نمی تواند با آن جمع شود. بسیاری از مردم وقتی از سیاست حرف می زنند و یا این که فردی را سیاست مدار در زندگی خود می دانند به این معنا از سیاست اشاره دارند.

صداقت یا سیاست مدار بودن

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۱۰۳

در حالی که اگر سیاست را به معنای دیگری یعنی به معنای زیرکی و با هوش بودن در نظر بگیریم. در این صورت می توان به این نتیجه رسید که بین سیاست و صداقت تضادی وجود ندارد. یعنی این که صداقت با زیرک بودن و با هوش بودن تضادی ندارد. انسان می توان زیرک و باهوش باشد، در حالی که صادق هم باشد. اما سیاست در معنای دروغ و حیله با صداقت تضاد دارد و نمی توان این دو را با هم جمع کرد. انسان که به سیاست در این معنا نگاه می کند، نمی تواند در رفتار و گفتار با دیگران صادق باشد.

صداقت یا سیاست مدار بودن در زندگی

همیشه انتخاب سیاست مدار و یا صداقت داشتن در زندگی برای بسیاری از ما دشوار است. چرا که با صداقت داشتن در زندگی به احتمال زیاد در برخی مواقع کارها درست و به صلاح انسان پیش نمی رود. صداقت در برخی از مواقع ممکن است به ضرر انسان تمام شود. به همین دلیل همیشه در انتخاب سیاست و صداقت دشواری هایی وجود داشته است. بسیاری از افراد که به صداقت بسیار بها می دهند و صداقت از جمله ارزش های اساسی و مهم آنها در زندگی می باشد. ولی با این حال، گاهی با داشتن صداقت دچار ضرر و زیان می شوند. در حالی که می توانستند با سیاست مدار بودن و داشتن سیاست از منافع خود دفاع کرده و از ضرر و زیان های به وجود آمده پیشگیری نمایند.

بررسی دلیل تفکیک این دو

دلیل این که بسیاری از افراد میان سیاست مداری و صداقت تفکیک می گذارند و وجود یکی را با وجود دیگری نمی پذیرند، این است که بسیاری از افراد سیاست و سیاست مداری در زندگی را مساوی با دروغ و دغل می دانند. سیاست در این معنی با صداقت تضاد دارد و نمی توان سیاست مداری در زندگی را با صداقت جمع کرد. اما اگر سیاست و سیاست مداری در زندگی را به معنای زیرکی و باهوش بودن در نظر بگیریم.

در این صورت میان سیاست و صداقت تضادی ایجاد نمی شود. بر این اساس افراد می توانند هم سیاست مداری در زندگی را داشته باشند و هم این که صداقت داشته باشند. صداقت با زیرکی و با هوش بودن هیچ گونه تفاوت و تضادی ندارد. می توان انسان زیرک و با هوشی بود و از سوی دیگر صداقت را هم داشت. در حالی که اگر سیاست را مساوی دروغ و حیله و نیرنگ بدانیم، در این صورت میان صداقت و سیاست هیچ گونه جمعی نمی توان به وجود آورد.

کدام بهتر است؟

بی شک صداقت به دلیل این که از جمله ارزش ها و خصوصیات انسانی است به همین دلیل بسیار ارزشمندتر است. اما این که بین سیاست و صداقت کدام یک را باید انتخاب کرد، بستگی به تعریفی است که ما از سیاست و صداقت داریم. سیاست را اگر به معنای زیرکی و هوشیاری و با هوش بودن در نظر بگیریم در این صورت داشتن صداقت به همراه سیاست نه تنها غیر ممکن نیست، بلکه داشتن آن می تواند بسیار مناسب و مفید باشد.

داشتن صداقت و سیاست به همراه هم می تواند برای زندگی انسان بسیار سودمند و مفید باشد و انسان را در روابط اجتماعی و زندگی فردی و جمعی یاری نماید. سیاست مدار بودن به همراه صداقت داشتن می توان از انسان شخصیتی منحصر به فرد و دوست داشتنی بسازد. در حالی که داشتن صداقت به تنهایی گاهی سبب ساده لوح دیده شدن انسان می شود و سیاست به تنهایی (در معنای حیله و کلک) موجب می شود، که افراد به فردی که ادعای سیاست مداری می کند، اعتماد نداشته و به وی هیچ گونه اعتمادی نداشته باشند. در اجتماع معمولا افراد از دور بر افرادی که احساس سیاست مداری می کنند و بسیار از حیله و فریب در روابط خود با دیگران استفاده می کنند، دوری می کنند.

هر دو مفهوم مکمل یکدیگرند

در نهایت باید گفت صداقت و سیاست مداری به معنای زیرکی و باهوشی با هم دیگر مکمل یک دیگر هستند. هر چه قدر انسان زیرکی و باهوشی بالایی داشته باشد و از سوی دیگر از فضلیت صداقت برخوردار باشد. به همان میزان محبوب دیگران شده و جایگاه بالایی پیدا می کند. بنابراین به دنبال انتخاب صداقت و یا سیاست مدار بودن در زندگی خود نباشید. داشتن هر کدام از این ها به تنهایی می تواند مشکلاتی را به وجود آورد. بهتر است صداقت را به همراه سیاست مداری با هم داشته باشید. تنها در این صورت است که می توانید به صورت همزمان هم از فوائد و مزایای سیاست مدار بودن بهره مند شد و هم این که از خوبی ها و مزایای صداقت بهتر مند. شد. بنابراین صداقت و سیاست مداری را با هم داشته باشد و سعی کنید این دو را با هم به کار ببرید.

جمع بندی

در نهایت باید گفت که در پاسخ به این سوال که صداقت بهتر است یا سیاست مدار بودن در زندگی می توان این طور گفت که سیاست مدار بودن در زندگی به همراه داشتن صداقت بهتر است. البته منظور از سیاست مدار بودن حیله گری و دروغ گویی نیست. بلکه منظور زیرکی و با هوش بودن است. اگر سیاست مدار بودن در زندگی را به این معنی در نظر بگیریم. در این صورت میان صداقت و سیاست مدار بودن در زندگی تضادی ایجاد نمی شود. انسان می توان صداقت داشته باشد و از سوی دیگر سیاست مدار هم باشد. بنابراین داشتن صداقت به همراه سیاست مدار بودن در زندگی انتخابی بسیار مهم و ضروری است.

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوره پرمخاطب موفقیت ( کارشناس جذب شوید )
اطلاعات بیشتر و ثبت نام