گرایش شگفت انگیز ضمیر ناخودآگاه به زندگی

گرایش شگفت انگیز ضمیر ناخودآگاه به زندگی

رابطه تنگاتنگ ضمیر ناخودآگاه و زندگی با قانون جذب

بیش از نود درصد زندگی ذهنی شخص در کانون ضمیر ناخودآگاه او قرار دارد و اگر کسی نتواند از این نیروی بی کران و عظیم استفاده کند، تمام عمر خود را در حقارت و ضعف به سر خواهد برد.

روش های ضمیر ناخودآگاه انسان همواره به سوی زندگی گرایش دارد و کاملا فعال است. ضمیر ناخودآگاه، جسم و روح را می سازد و پشتوانه ی تمام وظایف حیاتی آن می شود. در تمامی بیست و چهار ساعت شبانه روز بیدار است و حتی لحظه ای خواب و استراحت ندارد. علاوه بر این ها حتی لحظه ای از انسان غافل نمی شود تا او را از هر آسیب و گزندی محفوظ کند.

ضمیر ناخودآگاه همواره از رابطه ای تنگاتنگ با زندگی برخوردار است و درایت و ذکاوت بی انتها، ایده ها و کشش های آن دائما در راستای زندگی قرار می گیرند و آرمان ها و آرزوهای یک زندگی بهتر و مرفه تر از ضمیر ناخودآگاه نشات پیدا می کنند. اعتقادات و باورهای راسخ و محکمی که در خود پیدا می کنید و توانایی مخالفت با آن را ندارید، همان هایی هستند که در ضمیر ناخودآگاه شما جای گرفته اند.

ضمیر ناخودآگاه زبان خاص خودش را دارد و با کشف و شهود و تداعی معانی شما را مجاب می کند و دائما ترغیب می کند که به سمت جلو بروید، ترس و هراس را از خود دور کنید و به فکر آینده خود باشید و بر اساس قانون جذب روی قله های بلند پیروزی و موفقیت جای بگیرید. احساساتی مانند دوست داشتن و کمک کردن به دیگران و نجات دادن مردم از غم و بلا همه با تلقین ضمیر ناخودآگاه انجام می شود.

چگونه جسم از روح دستور می گیرد

چگونه جسم از روح دستور می گیرد

رابطه ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه به عمل متقابل دستگاه اعصاب مربوطه نیاز دارد. مرکز سیستم سمپاتیک که گاهی هم آن را به عنوان دستگاه اعصاب غیر ارادی می نامند، در توده ای غددی که در پشت معده قرار دارند و به آن مغز شکمی می گویند واقع شده است و این همان کانال مغزی است که وظایف حیاتی بدن را ناآگاهانه تعیین و مشخص کند.

قسمت های مختلف مغز نیز رابطه خود را با فعالیت های عینی و ذهنی روح متقابلا نشان می دهند و به طور کلی ما می توانیم نخست قسمت جلویی مغز و دوم قسمت پشتی را مشخص کنیم؛ در حالی که قسمت میانی مغز دارای صفات مشترک هر دو قسمت می باشد.

دوستان عزیز سایت پرورش افکار در اینجا قصد داریم با ذکر مثال ساده ای به وجه تمایز این دو اشاره کنیم:

رابطه متقابل جسم و روح به این صورت مشخص می شود که اگر مطلبی را به ضمیر خودآگاه خود بسپارید این امر موجب ارتعاش در دستگاه اعصاب ارادی شما خواهد شد که همین سیستم نیز متقابلا جریان مشابهی را در دستگاه اعصاب غیر ارادی ایجاد خواهد کرد. این همان جریانی است که ایده مزبور را به اعماق ضمیر ناخودآگاه یا عنصر خلاق نفس شما منتقل می کند. و این گونه است که افکار انسان در زندگی به صورت حقایق نمود پیدا می کند.

بر اساس قانون جذب هر فکری که توسط ضمیر خودآگاه انسان گرفته و به عنوان یک حقیقت مورد پذیرش قرار بگیرد، به وسیله مغز به سیستم غیر ارادی یا شکمی مغز و ضمیر ناخودآگاه روانه می گردد تا در آنجا قلب گیری شده و در یک موقعیت مناسب به صورت واقعیت در بیاید و در ذهن انسان آشکار شود.

ضمیر ناخودآگاه و زندگی

افراد زیادی بر این باور هستند که اگر انسان مراقب خودش نباشد هوش در این کار مداخله می کند. این حرف تا حدودی با واقعیت مطابقت دارد ولی اشکال کار در این است که ضمیر خودآگاه به طور دائم با پنج حس خود و ظواهر زندگی در تماس است؛ و همین ظواهر اعتقادات و القائات نادرست، خطا، ترس ها و عقاید سست و غلط را ایجاد می کند و روانه ضمیر ناخودآگاه می کند.

زمانی که ترس ها، اعتقادات پوچ و بی اساس و نمونه های منفی تحت شرایط روانی و عاطفی بر ضمیر ناخودآگاه نقش بستند، این ضمیر در آن صورت چاره ای ندارد جز این که خود را با آن نمونه های مشخص که در اختیارش گذاشته شده اند، تطبیق دهد و آن ها را بپذیرد.

فعالیت دائمی ضمیر ناخودآگاه

فعالیت دائمی ضمیر ناخودآگاه

من عینی هر انسانی دائما در تکاپو است تا خیر و رفاه او را تامین کند و پرتویی از هماهنگی ذاتی را در تمام امور زندگی منعکس نماید. ضمیر ناخودآگاه انسان اراده و تمایل خاص خود را دارد و بنا به میل خویش رفتار می کند و روز و شب دست از تلاش نمی کشد.

ضمیر ناخودآگاه به نوعی معمار بدن انسان به شمار می رود و چنان خاموش و محجوبانه رفتار می کند که شما نه آن را می بینید و نه می شنوید و نه حتی متوجه رفتار و اعمالش می شوید. ضمیر ناخودآگاه هر انسانس زندگی خاص خودش را دنبال می کند و تنها هدفش ایجاد هماهنگی و تندرستی و آرامش می باشد و این برداشت را در هر لحظه زندگی می توان احساس نمود.

هر یازده ماه یکبار موجود تازه ای می شویم

برای این که به درستی بیندیشیم و به روش علمی تفکر کنیم لزوما باید شناخت کاملی از حقیقت داشته باشیم. شناخت حقیقت به مفهوم داشتن هماهنگی با هوش بی کران و نیروی ضمیر ناخودآگاه که پیوسته در راستی زندگی در حرکت است می باشد.

هر اندیشه و عمل غیر هماهنگ که از سر غفلت یا انتخاب باشد در نتیجه به شکست و ناکامی و انواع محرومیت ها می انجامد. دانشمندان بر این عقیده هستند که آدمی در هر یازده ماه یک بار پیکر تازه ای برای خودش می سازد. پس از لحاظ جسمی هیچ کس بیشتر از یازده ماه عمر نمی کند. به عبارت بهتر اگر معایبی مانند خشم، حسادت، ترس، اضطراب و بدقلبی و … را در اندیشه خود حفظ می کنید، پیکر نوسازی شده را با عقده های کهنه و قدیمی از سلامتی، نشاط و سرزندگی بر کنار خواهید کرد.

هر انسانی مجموعه کاملی از افکار خویش است، پس بهتر است که افکار سیاه، منفی و ناسالم را از خود دور کنیم. همان طور که برای رهایی از تاریکی و ظلمت به نور و روشنایی نیاز داریم برای رهایی از افکار منفی نیز به جانشین آن یعنی اندیشه های سازنده و مثبت نیاز داریم؛ پس بنا به قانون جذب خیر و خوبی را به دل راه دهیم تا بدی از روزنه ی دیگری ناپدید شود.

قانون جذب ، بیشتر اوقات ساده به نظر می آید اما انجام آن همیشه آسان نیست.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۱۲۶

اگر افکار شما مثبت باشند ، شما چیز هایی را جذب می کنید که می خواهید . اگر افکار شما منفی باشد و به طور مداوم نگران باشید و استرس و اضطراب داشته باشید، چیز هایی را جذب می کنید که نمی خواهید .

به همین سادگی

اما …

این افکار شما نیستند که چیز هایی را که شما می خواهید جذب می کند، حتی کلمات شما نیستند که این کار را می کنند.

این ها ابزاری برای رسیدن به خواسته های شما هستند.

ابزار های قوی که به شما کمک می کنند توجه خود را روی چیز هایی که می خواهید جذب کنید . چیزی که درواقع کار جذب را انجام می دهد فرکانس هایی است که شما دارید . شما می توانید این فرکانس را با تغییر افکار و احساسات خود عوض کنید تا با چیزی که می خواهید جذب کنید هماهنگ شود ولی این فقط بخشی از قضیه است.

ذهن خود آگاه و ذهن نا خودآگاه

ذهن ما یک ابزار قوی است. ذهن ما مانند یک ابر کامپیوتر است. حتی ممکن است بهترین ابر کامپیوتر دنیا باشد که تمامی افکار ما را ذخیره و پردازش می کند و بسیاری کارهای دیگر را به طور همزمان با این کار انجام می دهد. درست مثل یک کامپوتر ما به بخشی از آن دسترسی داریم و می توانیم به طور مستقیم از آن استفاده کنیم. بخش بزرگ تری در پشت پرده در حال کار می باشد و وقتی قسمت های پشت پرده تنظیم نباشند دیگر بخش ها هم به مشکل بر می خورند.

فهمیدن ذهن خود آگاه سخت نیست. ذهن خودآگاه ،به طور منطقی کار می کند و بخش دستور دهنده است مثل دکمه اینتر کیبورد. کار ذهن خود آگاه در فرآیند جذب ،ساده است. ذهن باید تصمیم بگیرد که شما آن چیز را می خواهید و چگونه می خواهید آن را به دست آوردید.

از طرف دیگر ذهن ناخود آگاه علاقه به دستور گرفتن از ذهن خودآگاه دارد که به طور کلی عالی است زیرا که ذهن ناخودآگاه بسیار قوی تر ذهن خود آگاه است ولی قدرت آن خالص است یعنی با تکرار فراوان یادگیری صورت می گیرد. اگر چیزی به مقدار کافی تکرار شود ذهن ناخودآگاه شما این گونه درکش می کند که : اگر تکرار می شود پس اهمیت دارد پس من از این به بعد این عمل را درست و مهم می دانم.

به طور کلی ذهن ناخودآگاه تفاوت بین درست و غلط را نمی داند و هیچ گونه قضاوتی نمی کند و حتی توانایی درک گذشته و آینده را ندارد. برای ذهن نا خودآگاه هر چیزی که اتفاق می افتد در حال اتفاق می افتد و اولویت برای چیز هایی است که بیشتر به نظر آن مهم هستند.

خوب مشکل کجاست؟

خوب مشکل اینجاست که این بخش از ذهن خود آگاه نیست و بسیار لجباز است و درست است که به راحتی از بخش خودآگاه دستور می گیرد تا زمانی که با منطق پشت آن هم عقیده باشد. اگر چیزی که ذهن ناخودآگاه یاد گرفته که درست است با اهداف ذهن خودآگاه شما همخوانی داشته باشد. شما می توانید انجام شدن آن دستور را در خواب خود ببینید. اگر شما به دادن یک دستور پافشاری کنید بدون آن که سیستم پشت صحنه را تنظیم کنید. اختلاف بین بخش بیشتر و بیشتر می شود.

چگونه فکرهای ناخود آگاه در روند جذب شما تاثیر می گذارند؟

همانطور که قبلا گفتیم برای این که چیزی راجذب کنید شما نیاز به تنظیم فرکانس خود با فرکانس آن خواسته تان دارید. کل وجود شما باید یک اطمینان و هدف مندی را در اطرافتان ساطع کند  چون که روند جذب در واقع صبر کردن برای رسیدن واقعیت به شماست.

پس زمانی که شما چیزی را با ۱۰۰ درصد ذهن خودآگاه خود ( تکرار مثبت اندیشی و درست کردن تابلو اهداف وتمرکز روی آنها و به دنبال فرصت ها گشتن و تلاش برای به دست آوردنشان ) به همراه شوق و اشتیاق و انتظارت ذهن ناخودآگاه فرکانس شما برای چیزی که می خواهید تنظیم می شود و گزینه دیگری وجود ندارد به جز به واقعیت پیوستن آن هدف.
وقتی چیزی کم باشد روند جذب اتفاق نمی افتد و یا اگر بخشی پیام متفاوتی بفرستد، نتیجه متفاوتی دریافت خواهید کرد.
ما قبلا از این که چگونه احساسات در روند جذب تاثیر می گذارند حرف زده ایم.

باور های ذهن ناخودآگاه نیز به طور مشابه ی کار می کنند اگر آن باور ها باچیزی که شما به صورت آگاهانه به دنبالش هستید موافق باشند با قدرت دادن به احساسات شما و بالا بردن تمرکزتان با انرژی بسیار قوی از آن پشتیبانی می کنند. اگر با آن موافق نباشند تفکرات آگاهانه شما را از ذهنتان بیرون می کنند و در نتیجه موجب عدم تنظیم وجود شما و احتمالا باعث لطمه زدن به شما از نظر احساسی در این مسیر می شود.

ذهن ناخودآگاه شما چه شکلی است؟

ذهن ناخودآگاه شما توانایی یادگیری هرچیزی را توسط تکرار دارد: چیزی که والدین شما یا اطرافیانتان زیاد تکرار می کردند یا نوعی که با شما رفتار می کردند یا رفتار هایی که اطرافیانتان تکرار می کردند. با بعضی از این عادت ها به صورت آگاهانه موافقید و با برخی از آنها نه.

اگر ذهن ناخود آگاه شما یاد گرفته باشد که چیزی که شما الان دارید آن را دنبال می کنید برای شما بد است و غیر قابل دسترس است به هر دلیلی به شما اجازه نمی دهد بدون تلاش فراوان آن را به دست آوردید.

اگر یاد گرفته باشد که پول شیطانی یا بد است به تعریف دیگر آدم های پولدار آدم های بدی هستند و هیچ پول کلانی به صورت صادقانه و درست به دست نمی آید و غیره شما به سختی می توانید مقدار قابل توجهی پول در زندگی خود جمع کنید به خاطر این که ذهن ناخودگاه شما نمی خواهد که شما به آدم بدی تبدیل شوید.

ذهن ناخودآگاه

اگر یاد بگیرد که روابط جنسی بد است یا تمامی مردان فقط از شما سوء استفاده می کنند، تمامی تلاش های شما برای جذب یک رابطه عاشقانه به هدر خواهد رفت. زیرا ذهن ناخوداگاه شما می خواهد جلوی شما را بگیرد قبل از این که به خود آسیب بزنید.

اگر یاد بگیرد که شما به اندازه کافی خوب نیستید و نمی توانید هیچ کاری را درست انجام دهید یا شما ارزش دوست داشته شدن ، خوشحال بودن و یا پولدار شدن را ندارید. جلوی شما را از رسیدن به چیز های خوب خواهد گرفت زیرا باور ندارد که شما ارزش آن ها را دارید.

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوره پرمخاطب موفقیت ( کارشناس جذب شوید )
اطلاعات بیشتر و ثبت نام