تاثیر هوش هیجانی بر استفاده مفیدتری از قانون جذب  

تاثیر هوش هیجانی بر قانون جذب
308

ما برای اینکه بتوانیم از قانون جذب در زندگی خود به شکل مفیدتری استفاده کنیم و نحوه استفاده از آن را یاد بگیریم، باید خود را بهتر بشناسیم. هر چقدر شناخت بیشتری از خود و ویژگی های مان داشته باشیم، بهتر می توانیم از قانون جذب برای کسب موفقیت در زندگی استفاده کنیم. در این مقاله به تاثیر هوش هیجانی بر قانون جذب خواهیم پرداخت

داشتن دیدگاه درست و حفظ تفکرات صحیح برای شکوفایی توانایی های مان با استفاده از قانون جذب نیاز به شناخت شخصیت مان و مدیریت توانایی ها و هدایت درست آنها دارد. یکی از قوی ترین بخش شخصیت ما احساسات مان هستند.

توانایی درک احساسات خود و دیگران بیشتر از همه وابسته به شناخت ما از خودمان است. چون ما قادر به شناخت کامل دیگران و کنترل احساسات و رفتارهای آنها به اندازه احساسات و رفتارهای خودمان نیستیم. البته شناخت احساسات مشترک و همچنین آشنایی با واکنش هشای احساسی دیگران خیلی زیاد می تواند به ما در کنترل احساسات و رفتار خودمان کمک کند.

هوش هیجانی ( EQ )

هوش هیجانی یا همان ( Emotional Intelligence ) توانایی درک افراد دیگر، شناخت عوامل تحریک کننده آنها و همکاری و روابطه مسالمت آمیز با دیگران است.

کانال تلگرام پرورش افکار

افراد با اصطلاح IQ یا هوش ذهنی بیشتر از EQ آشنایی دارند. در تصور بیشتر افراد اهمیت هوش ذهنی بیشتر از هوش هیجانی است اما در واقع این یک نظر کلی است و همیشه نمی تواند در همه زمینه ها درست باشد. هوش هیجانی در برخی مواقع بخصوص در موفقیت های شغلی اهمیت بیشتری از هوش ذهنی دارد.

موفقیت ما در شغل و حرفه مان تا حدود زیادی وابسته به دریافت درست سیگنال های حسی دیگران و واکنش درست به آنها است. این در صورتی امکان پذیر است که ما هم از خودمان و احساسات مان شناخت کافی داشته باشیم و هم در کنترل احساسات و رفتارهای احساسی مان مهارت داشته باشیم.

 

بنابراین هر کدام از ما باید مهارت های هوش هیجانی بالقوه مان را تقویت و پرورش دهیم تا بهتر بتوانیم دیگران را درک کنیم، با آنها همدردی کنیم و بتوانیم با آنها به شکل موثری مذاکره و گفتگو کنیم.  ابعاد مختلف هوش هیجانی برای بررسی تاثیر هوش هیجانی بر قانون جذب را می توان به پنج مورد تقسیم کرد که در اینجا بیان می کنیم.

پنج قسمت هوش هیجانی

۱- خودآگاهی

این بخش از هوش هیجانی توانایی کلیدی در تشخیص احساسات به هنگام بروز آنهاست. پرورش و تقویت خودآگاهی نیازمند شناخت و تنظیم احساسات حقیقی تان است. اگر شما احساسات تان را به درستی بسنجید، می توانید آنها را مدیریت کنید. عوامل اصلی تاثیرگذار بر خودآگاهی، آگاهی از احساسات و اعتماد به نفس هستند. یعنی شما باید بتوانید احساسات تان و تاثیرات آنها را به خوبی تشخیص دهید و برای خودتان و توانایی های تان ارزش قائل باشید.

۲-کنترل خود

در اغلب مواقع وقتی ما احساساتی می شویم، کنترل کمی روی احساسات و رفتارمان داریم. بنابراین باید تکنیک هایی را یاد بگیریم که احساست منفی مانند خشم، اضطراب، افسردگی و غیره را کنترل کنیم. اینها همان تکنیک هایی هستند که در قانون جذب هم به کار می بریم تا در رسیدن به هدف موفق تر باشیم. تکنیک های که باعث تضعیف انرژی های منفی و تقویت انرژی های مثبت در موقعیت هایی که به شدت احساساتی می شویم، هستند. مثل قدم زدن، انجام حرکات مدیتیشن یا یوگا و یا دعا خواندن. ما برای تقویت توانایی کنترل خود باید سعی کنیم قابل اعتماد، مسئولیت پذیر، انعطاف پذیر و روشن فکر باشیم.

۳- انگیزه

شما برای ایجاد انگیزه در خودتان نیاز به هدف و افق دید مثبت دارید. اگرچه همه ما به طور پیش فرضی با افکار منفی و مثبت همزمان درگیر هستیم ولی باید یاد بگیریم با تمرکز بیشتر روی افکار مثبت، انرژی مثبت بیشتری جذب کنیم. انگیزه از میزان اشتیاق شما برای رسیدن به هدف، میزان تعهد و پشتکار شما، آمادگی داشتن برای روبرو شدن با فرصت ها و خوش بینی شما نسبت به هدف تان ایجاد می شود.

۴- همدردی

توانایی تشخیص احساسات دیگران و اطرافیان تان بخصوص در محل کارتان عامل مهمی در کسب موفقیت شغلی است. چون هر چقدر که شما در شناخت و تشخیص سیگنال های احساسی که دیگران به سمت شما می فرستند، مهارت بیشتری داشته باشید، بهتر می توانید سیگنال های خودتان و واکنش های تان را کنترل کنید. اگر کسی بخواهد مهارت بالایی در احساس همدردی با دیگران و در نتیجه تقویت هوش هیجانی خود به دست آورد باید به پیشرفت دیگران هم اهمیت دهد یعنی نیازهای آنها برای پیشرفت را احساس کند، از جریانات گروهی و روابط قدرت و تعصبات افراد در جامعه و همچنین جریانات سیاسی اطلاع داشته باشد و بالاخره اینکه دیگران را به خوبی درک کند.

۵- مهارت های اجتماعی

ما بیشتر کارهای مان را در خلال رابطه با افراد مختلف انجام می دهیم. بنابراین باید با نحوه برقرار کردن ارتباط درست و مهارت های ارتباطی اشنا باشیم. امروزه دنیا تبدیل به یک دهکده جهانی شده و ارتباطات بسیار در سطح جهانی گسترده شده است. بنابراین اهمیت مهارت های ارتباطی بیشتر از قبل در کار ما احساس می شود. شما برای درک، همدردی ئ مذاکره و گفتگو با دیگران در اقتصاد جهانی نیاز با EQ بالایی دارید. از جمله مهم ترین مهارت های اجتماعی برای رشد هوش هیجانی عبارتند از توانایی تاثیر گذاری روی دیگران، برقراری ارتباط و فرستادن پیام های روشن و قابل درک به دیگران، رهبری و هدایت افراد و گروه ها، توانایی مدیریت و حال اختلاف، مهارت همکاری و انجام کارهای گروهی برای رسیدن به اهداف مشترک.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۱۳۴

هوش هیجانی یا هوش ذهنی

نمی توان گفت که یکی از این دو بر دیگری برتری دارد و عملکرد موفق شما در زندگی تان به هر دوی آنها بستگی دارد. نباید تصور کنید که صرفا داشتن هوش ذهنی بالا کافی است و نیازی به هوش هیجانی ندارید. روانشناسان معتقدند که هوش هیجانی بالا یکی از عوامل اصلی در موفقیت بخصوص موفقیت های اجتماعی است. تاثیر هوش ذهنی در رسیدن به اهداف و موفقیت های اجتماعی و فردی حدودا ۱۰ درصد و نهایتا ۲۵ درصد است اما بقیه ماجرا به عهده هوش هیجانی است.

در مطالعه و تحقیقی که توسط گروهی از فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارد در زمینه تجارت، قانون، پزشکی و تدریس انجام گرفته، نشان داده است که همبستگی میان شاخص آی کیو و موفقیت شغلی در این زمینه ها صفر و حتی منفی است.

تاثیر هوش هیجانی بر قانون جذب

هوش هیجانی و قانون جذب تاثیر دوطرفه بر هم دارند. هوش هیجانی کاملا وابسته به احساسات و عواطف است و قانون جذب هم از نیروی عواطف و احساسات ما قدرت می گیرد. بنابراین پرورش و تقویت هوش هیجانی تاثیر بسیار زیادی در استفاده بهتر و موثرتر از قانون جذب در مسیر موفقیت و رسیدن به اهداف مان دارد.

احساسات نیروهای محرکه ای هستند که ما را به فعالیت وادار می کنند و همچنین باعث برآورده شدن نیازهای اساسی مان می شوند. شما وقتی نسبت به احساسات تان و کنترل آنها شناخت پیدا کنید، درواقع با نیازهای اساسی تان آشنا می شوید و درنتیجه تلاش های آگاهانه و غیر آگاهانه تان را به طور یکجا و مرتبط با هم به کار می گیرید تا رفتار درست تری داشته باشید.

هرچقدر شما هوش هیجانی بالایی داشته باشید، شناخت تان نسبت به احساسات و واکنش های عاطفی و به عبارتی نسبت به شخصیت تان بیشتر می شود و درنتیجه از آنها بهتر برای اجرای تکنیک های قانون جذب استفاده می کنید.

بیشتر عوامل اساسی و موثر در پرورش مهارت های هوش هیجانی ارتباط مستقیم با تکنیک ها و تمرینات قانون جذب دارند. حتی بعضی از فاکتورهای اصلی هوش هیجانی مانند اعتماد بنفس، خودآگاهی، شناخت خود، خود ارزشی و غیره جزو فاکتورهای مشترک بین قانون جذب و هوش هیجانی هستند. در اینجا سعی می کنیم برخی از فاکتورهای اصلی در تاثیر هوش هیجانی بر قانون جذب را اشاره کنیم.

تاثیر خودآگاهی در قانون جذب

همانطور که گفتیم خودآگاهی و شناخت احساست و عواطف و واکنش های عاطفی در شرایط مختلف از جمله ارتباط با دیگران و پاسخ به رفتارهای آنها جزو مهارت های لازم برای پرورش و تقویت هوش هیجانی است. از طرفی خودآگاهی و شناخت شخصیت و عواطف خود جزو اساسی ترین فاکتورهای قانون جذب است. چون بدون شناخت از خود نمی توانیم عوامل تاثیرگذار در ایجاد یا زیاد کردن افکار و انرژی های منفی در خودمان را بشناسیم و مدیریت کنیم. قانون جذب بر پایه شناخت و کنترل افکار و انرژی های منفی در زندگی است.

کنترل خود در قانون جذب

ما برای کسب مهارت در رشد هوش هیجانی باید بتوانیم احساسات و واکنش های عاطفی خود را کنترل کنیم. به این دلیل که اگر در بروز احساسات و عواطف خود زیاده روی و یا حتی کوتاهی کنیم، ممکن است در ارتباط با دیگران به مشکل برخورد کنیم. مشکلاتی که اگر ادامه دار باشند باعث ایجاد اختلاف های بیشتر و درنتیجه افزایش انرژی های منفی و استرس بیشتر می شوند. این خود یکی از تکنیک های قانون جذب است. ما در قانون جذب سعی می کنیم که با کنترل انرژی های منفی و همچنین کنترل احساساتی که منشا انرژی های منفی هستند، انرژی های مثبت را تقویت کنیم.

 رابطه انگیزه و قانون جذب

انگیزه مبنای شروع هر چیزی است. همانطور که در پرورش هوش هیجانی باید اول هدف داشته باشیم که این هدف را انگیزه مان تعیین می کند، در قانون جذب هم برای هدف گذاری و تصمیم به مدیریت انرژی ها و افکار مثبت و منفی خود باید ابتدا انگیزه لازم داشته باشیم. پس انگیزه عاملی مشترک در استفاده از قانون جذب و پرورش هوش هیجانی است.

همدردی

همانطور که گفتیم همدردی جنبه ای از هوش هیجانی برای درک احساسات و واکنش های عاطفی دیگران و رفتاری مناسب مطابق آن است. ما وقتی این توانایی را داشته باشیم، در طول روز کمتر با شرایط استرس زا مواجه می شویم و تمرکزمان بیشتر روی کار خودمان می ماند تا حل اختلاف ها و مشکلات زیادمان با دیگران. درنتیجه از قدرت انرژی های منفی کم می کنیم و انرژی های مثبت را تقویت می کنیم.

در آخر به وضوح می توانیم ببینیم که داشتن  مهارت های اجتماعی بالا در هوش هیجانی باعث گسترش دامنه ارتباطات ما، جلوگیری از بروز اختلاف با دیگران و یا حل اختلاف های موجود می شود و درنتیجه موانع بر سر راه پیشرفت ما به سمت هدف را کمتر می کند. بخصوص زمانی که پیشرفت کاری ما وابسته به مشارکت خوب با دیگران باشد و تاثیر هوش هیجانی بر قانون جذب تا حد زیادی تکینک های قانون جذب را آسان می کند.

 

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.