افراد موفق هر روز این ۹ کار را تکرار می‌ کنند

وقتی همیشه در حال تلاش هستیم ولی در نه در زندگی شخصی و نه در زندگی حرفه‌ ای خود موفقیتی به‌ دست نمی‌ آوریم، یک گام عقب برویم. ممکن است مشکلمان غیر از چیزی باشد که فکر می‌ کنیم، انسان‌ ها اکثر اوقات وقتی موفقیتی کسب نمی‌ کنند با خودشان می‌ گویند اگر علم و دانش بیشتری داشتم، اگر فرصت برایم به‌ وجود می‌ آمد، اگر از ارتباطات قوی برخوردار بودم یا اینکه شانس داشتم حتماً به جایی می‌ رسیدم. مشکل ما می‌ تواند چیزی باشد که به آن اعتقاد داریم، نوع فکر کردن و دیدمان به زندگی و اطرافمان باشد و همین مسئله روی کارهای ما تأثیر خواهد گذاشت.

حالا این سئوال مطرح خواهد شد: انسان‌ های موفق چگونه فکر می‌ کنند که باعث می‌ شود نتیجه کارشان متفاوت باشد؟ در زیر فهرستی از کارهایی را برای شما آماده کردیم که افراد موفق هر روز به آن عمل می کنند:

۱ – سعی میکنم در یک زمینه همیشه آخرین نفر باشم

هر کسی دوست دارد همیشه و همه‌ جا نفر اول باشد اما بعضی اوقات بد نیست که آخر شد: آخرین در ناامید شدن، آخرین در ترک کار یا محلی، آخرین نفر در ادامه تلاش کردن و آخرین نفر در پایبندی به اصول و ارزش‌‌ ها.

دنیای اطراف ما پر از انسانهایی است که خیلی زود جا می‌ زنند. این دنیا پر از افرادی است که راحت ناامید می‌ شوند. اما همیشه هستند انسان‌ هایی که هوشمندتر هستند، استعداد بیشتری دارند، بهتر با دیگران ارتباط برقرار کرده و بهتر از ما خودشان را آماده می‌ کنند. اما لزوماً همیشه برنده نمی‌ شوند، همیشه موفق نمی‌ شوند.

همیشه به خودمان ایمان داشته باشیم و آخرین نفری باشیم که ناامید میشود.(قانون جذب)

۲ – هیچگاه میزان دارایی‌ هایم را با احساس رضایت و خرسندی برابر نمی‌ دانم

روانشناسان به آن انطباق با خوشی و لذت می گویند. پدیده‌ ای که مردم خیلی زود از خوشی خرید خود یا چیزی که به‌ دست آورده‌ اند به یک حالت احساسی نرمال و طبیعی می‌ رسند.

وقتی به ملکی که تازه خریده‌ ایم نگاه می‌ کنیم با خودمان چه می‌ گوییم؟ ولی چقدر زود این احساس از بین میرود. همین اتفاق در مورد ماشین جدید، مبلمان تازه یا لباس نو هم می‌ افتد. پس برای اینکه باز هم به همان احساس لذت و خوشی دست پیدا کنیم باید خرید تازه‌ ای انجام دهیم. این چرخه می‌ تواند اعتیادآور باشد و ما را هیچ‌ وقت به‌ اندازه کافی راضی نمی کند. نمی‌ توانیم راضی باشیم. همه ما همین‌ گونه ساخته شده‌ ایم.

احساس رضایت و خشنودی واقعی و دائم زمانی پیش خواهد آمد که کاری را انجام می‌ دهیم نه زمانیکه چیزی را به‌ دست می‌ آوریم. دوست داریم از خودمان راضی باشیم؟ به یک نفر کمک کنیم. این فکر که توانسته‌ ایم در زندگی کسی تغییر مثبت ایجاد کنیم چنان احساس رضایت و خشنودی در ما به‌ وجود می‌ آورد که همیشه برایمان خواهد ماند.

انجام دادن کاری که چنین نتیجه‌ ای داشته باشد هم اعتیادآور است، اما این بار اعتیادی است که اتفاقاً خیلی شیرین است.

۳ – هیچ‌ وقت از سیاست برای رسیدن به موفقیت استفاده نمی کنم

مبارزه و درگیری، رسیدن به جاه و مقام، رسیدن به جایگاه بالاتر با خراب کردن دیگران : سیاست‌ بازی می‌ تواند کمکمان کند تا بالاتر برویم. اما اگر با سیاست خودمان را بالا بکشیم باز هم این احتمال وجود خواهد داشت که دست آخر ببازیم. چون موفقیتی که از سیاست به‌ دست بیاوریم براساس انگیزه‌ های ناگهانی، هوی و هوس، یا استفاده از تفکرات دیگران می باشد (کسانی که ممکن است حتی از آنها خوشمان نیاید). از این مسئله به‌ عنوان “موفقیت امروز می‌ تواند زمینه‌ ساز شکست فردای ما باشد” تعبیر می‌ شود. موفقیت و شکست عمدتاً خارج از توان و کنترل ما انسان‌ ها می باشد.

موفقیت‌ های واقعی مبتنی بر شایستگی هستند. هیچکس نمی‌ تواند آنها را از کسی گرفته و با خود ببرد.

۴ – اجازه نمی‌ دهم که ترس از انتقاد مانع حرکتم شود

سعی نماییم که چیزهای متفاوتی را تست کنیم. چیزهایی که هرکسی آنها را انجام نمیدهد. انسان‌ ها خیلی زود شروع به صحبت درباره ما می‌ کنند اما این صحبت‌ ها اکثراً خیلی جالب و به‌ عنوان تعریف از ما نیست. تنها کاری که باعث میشود تا از شر حرف‌ های مردم، انتقاد کردن و قضاوت کردن آنها خلاص شد این است که مانند آنها صحبت کنیم، مانند آنها کار کنیم و مانندشان رفتار کنیم. البته در این‌ حالت ما برای آنها زندگی می‌ کنیم نه برای خودمان. و این اصلاً خوشایند نیست.

وقتی دیگران درباره ما صحبت می‌ کنند نشانه‌ ای است مبنی بر اینکه ما در مسیر درست قدم برمی‌ داریم: مسیر خودمان.

مسیر ما مسیر خوشبختی است نه آنها.

۵ – همیشه چیزهای جدید ارائه می‌ دهم و این کار را تکرار میکنم

همان‌ طور که “سث گودین” می‌ گوید: به‌ طور طبیعی از اینکه کارمان پایان یابد می‌ ترسیم. چون ایده و عقیده ما، محصول ما یا خدماتی که ارائه می‌ دهیم محکوم به فنا است و ما به‌ شدت از این زمین خوردن و شکست خوردن هراس داریم. و این اتفاق ممکن است بیافتد، اما اگر تلاشی نکنیم و چیزی بیرون ندهیم هیچگاه فرصت قرار گرفتن در این مسیر را پیدا نمی‌ کنیم. هیچ محصولی تا زمانی‌که عرضه نشود نمی‌ تواند به موفقیت برسد. هیچ برنامه‌ ای نمی‌ تواند موفق شود مگر اینکه عرضه شود. هیچ خدماتی موفق نیست مگر اینکه ارائه شود.

اگر شک داریم خیلی سریع آن را عرضه نماییم و سپس سعی کنیم تا محصول بعدی کمی بهتر باشد و اینکار را به‌ طور مداوم انجام دهیم. تا زمانیکه چیزی عرضه نکنیم نمی‌ توانیم به خودمان افتخار کنیم. پس حتماً این کار را بکنیم، خیلی زیاد.

۶ – به رزومه خود به‌ عنوان سفری که داشته‌ ام نگاه می‌ کنم نه نتیجه نهایی

خیلی از افراد کار می کنند و تجربه به‌ دست می‌ آورند تا به یک رزومه پربار و برنده دست پیدا کنند. اما این پس‌ رفت است. رزومه ما مانند کارت گزارش ما است: روزمه تنها یک محصول فرعی است از چیزی که به‌ دست آورده‌ ایم، آموخته‌ ایم و تجربه کرده‌ ایم. سعی نکنیم تا در زندگی به‌ دنبال پرکردن جاهای خالی یک رزومه و سابقه ایده‌ آل باشیم. زندگیمان را بر مبنای رسیدن به اهداف و آرزوهایمان بنا کنیم. فکر کنیم برای رسیدن به نقطه‌ ای که دوست داریم به آن برسیم به چه چیزهایی نیاز داریم و آنها را انجام دهیم.

اجازه دهیم که رزومه کاریمان بازتابی از این سفر باشد.

۷ – حاضر نیستم صبر کنم و منتظر بمانم

حاضر نیستم صبر کنم و منتظر بمانم: برای زمان مناسب، برای افراد شایسته و کارآمد، برای بازار خوب و عالی، برای هر چیزی که مناسب باشد. اگر قرار است منتظر باشیم از قافله زندگی عقب خواهیم ماند. زمان به‌ سرعت حرکت میکند و منتظر ما نمی ماند.

تنها چیزی که درست است همین حالاست. پس حرکت کنیم.

۸ – اسباب و اثاثیه جمع نمی‌ کنم؛ آدم‌ های خوب را دور خودم جمع می‌ کنم

دور خانه‌ مان چرخی بزنیم. به اطراف دفتر کارمان نگاه بی اندازیم. به وسایلی که می‌ بینیم فکر کنیم. حالا تمام اقوام مان را برای صرف ناهار یا شام دعوت نماییم. یا اینکه دوستانمان را جمع کنیم. خوب به آنها نگاه کنیم.

کدام دسته احساس رضایت بیشتری در ما ایجاد خواهد کرد؟ ما همیشه می‌ توانیم عاشق وسایلمان باشیم اما مطمئنا آنها همین احساس را به ما برنمی‌ گردانند.

۹ – همیشه سعی می‌ کنم دید بازی داشته باشم و چشم‌ انداز خوبی برای خودم ترسیم می‌ کنم

چشمانمان را ببندیم و تصور نماییم، من آن قدر قدرت دارم که هر چیزی که برایمان عزیز است را از شما بگیرم: خانواده؛ شغل؛ تجارت؛ خانه؛ همه چیز را. من روی این قدرت کار میکنم و همه‌ چیز، هر چیزی که فکرش را بکنیم از دست رفته است. آیا التماس می‌ کنیم، آیا حاضریم هر چیزی که در توان داریم را بدهیم تا دوباره زندگیمان را پس بگیریم؟ آیا بازپس گرفتن زندگی برای ما خیلی ارزش دارد؟ آیا به این نتیجه رسیده‌ ایم که چیزهایی که داشتیم خیلی مهم‌ تر و با ارزش‌ تر از چیزهایی هستند که نداشتیم؟

آیا تصور اینکه تمام این چیزها مثل خانه، خانواده و شغلمان را در یک لحظه از دست بدهیم هولناک است؟ حتماً همین‌ طور است.

افراد موفق هر روز این چند کار را تکرار می‌ کنند.

وقتی همیشه در حال تلاش هستیم ولی نه در زندگی شخصی و نه در زندگی حرفه‌ ای خود موفقیتی به‌ دست نمی‌ آوریم، یک گام عقب برویم. ممکن است مشکلمان غیر از چیزی باشد که فکر می‌ کنیم، انسان‌ ها اکثر اوقات وقتی موفقیتی کسب نمی‌ کنند با خودشان می‌ گویند اگر علم و دانش بیشتری داشتم، اگر فرصت برایم به‌ وجود می‌ آمد، اگر از ارتباطات قوی برخوردار بودم یا اینکه شانس داشتم حتماً به جایی می‌ رسیدم.

مشکل ما می‌ تواند چیزی باشد که به آن اعتقاد داریم، نوع فکر کردن و دیدمان به زندگی و اطرافمان باشد و همین مسئله روی کارهای ما تأثیر خواهد گذاشت.

حالا این سوال مطرح خواهد شد: انسان‌ های موفق چگونه فکر می‌ کنند که آن فکر باعث می‌ شود نتیجه کارشان متفاوت باشد؟ در زیر فهرستی از کارهایی را برای شما آماده کردیم که افراد موفق هر روز به آن عمل می کنند:

۱ – سعی می کنم در یک زمینه آخرین نفر باشم

هر کسی دوست دارد همیشه و همه‌ جا نفر اول باشد اما بعضی اوقات بد نیست که آخر شد: آخرین در ناامید شدن، آخرین در ترک کار یا محلی، آخرین نفر در ادامه تلاش کردن و آخرین نفر در پایبندی به اصول و ارزش‌‌ ها.

دنیای اطراف ما پر از انسانهایی است که خیلی زود جا می‌ زنند. این دنیا پر از افرادی است که راحت ناامید می‌ شوند. اما همیشه هستند انسان‌ هایی که هوشمندتر هستند، استعداد بیشتری دارند، بهتر با دیگران ارتباط برقرار کرده و بهتر از ما خودشان را آماده می‌ کنند. اما لزوماً همیشه برنده نمی‌ شوند و همیشه موفق نمی‌ شوند.

همیشه به خودمان ایمان داشته باشیم و آخرین نفری باشیم که ناامید می شود.(قانون جذب)

۲ – هیچگاه میزان دارایی‌ هایم را با احساس رضایت و خرسندی برابر نمی‌ دانم

روانشناسان به آن انطباق با خوشی و لذت می گویند. پدیده‌ ای که مردم خیلی زود از خوشی خرید خود یا چیزی که به‌ دست آورده‌ اند به یک حالت احساسی نرمال و طبیعی می‌ رسند.

وقتی به ملکی که تازه خریده‌ ایم نگاه می‌ کنیم با خودمان چه می‌ گوییم؟ ولی چقدر زود این احساس از بین می رود. همین اتفاق در مورد ماشین جدید، مبلمان تازه یا لباس نو هم می‌ افتد. پس برای اینکه باز هم به همان احساس لذت و خوشی دست پیدا کنیم باید خرید تازه‌ ای انجام دهیم. این چرخه می‌ تواند اعتیادآور باشد و ما را هیچ‌ وقت به‌ اندازه کافی راضی نمی کند. نمی‌ توانیم راضی باشیم. همه ما همین‌ گونه ساخته شده‌ ایم.

احساس رضایت و خشنودی واقعی و دائم زمانی پیش خواهد آمد که کاری را انجام می‌ دهیم نه زمانیکه چیزی را به‌ دست می‌ آوریم. دوست داریم از خودمان راضی باشیم؟ به یک نفر کمک کنیم. این فکر که توانسته‌ ایم در زندگی کسی تغییر مثبت ایجاد کنیم چنان احساس رضایت و خشنودی در ما به‌ وجود می‌ آورد که همیشه برایمان خواهد ماند.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۱۲۶

انجام دادن کاری که چنین نتیجه‌ ای داشته باشد، اعتیادآور است. اما این بار اعتیادی است که اتفاقاً خیلی شیرین است.

۳ – هیچ‌ وقت از سیاست برای رسیدن به موفقیت استفاده نمی کنم

مبارزه و درگیری، رسیدن به جاه و مقام، رسیدن به جایگاه بالاتر با خراب کردن دیگران. سیاست‌ بازی می‌ تواند کمکمان کند تا بالاتر برویم. اما اگر با سیاست خودمان را بالا بکشیم باز هم این احتمال وجود خواهد داشت که دست آخر ببازیم. چون موفقیتی که از سیاست به‌ دست بیاوریم براساس انگیزه‌ های ناگهانی، هوی و هوس، یا استفاده از تفکرات دیگران می باشد (کسانی که ممکن است حتی از آنها خوشمان نیاید).

از این مسئله به‌ عنوان “موفقیت امروز می‌ تواند زمینه‌ ساز شکست فردای ما باشد” تعبیر می‌ شود. موفقیت و شکست عمدتاً خارج از توان و کنترل ما انسان‌ ها می باشد.

موفقیت‌ های واقعی مبتنی بر شایستگی هستند. هیچکس نمی‌ تواند آنها را از کسی گرفته و با خود ببرد.

۴ – اجازه نمی‌ دهم که ترس از انتقاد مانع حرکتم شود

سعی نماییم که چیزهای متفاوتی را تست کنیم. چیزهایی که هرکسی آنها را انجام نمی دهد. انسان‌ ها خیلی زود شروع به صحبت درباره ما می‌ کنند اما این صحبت‌ ها اکثراً خیلی جالب و به‌ عنوان تعریف از ما نیست. تنها کاری که باعث می شود تا از شر حرف‌ های مردم، انتقاد کردن و قضاوت کردن آنها خلاص شد این است که مانند آنها صحبت کنیم، مانند آنها کار کنیم و مانندشان رفتار کنیم. البته در این‌ حالت ما برای آنها زندگی می‌ کنیم نه برای خودمان. و این اصلاً خوشایند نیست.

وقتی دیگران درباره ما صحبت می‌ کنند نشانه‌ ای است مبنی بر اینکه ما در مسیر درست قدم برمی‌ داریم: مسیر خودمان.

۵ – همیشه چیزهای جدید ارائه می‌ دهم و این کار را تکرار می کنم

همان‌ طور که “سث گودین” می‌ گوید: به‌ طور طبیعی از اینکه کارمان پایان یابد می‌ ترسیم. چون ایده و عقیده ما، محصول ما یا خدماتی که ارائه می‌ دهیم محکوم به فنا است و ما به‌ شدت از این زمین خوردن و شکست خوردن هراس داریم. و این اتفاق ممکن است بیافتد، اما اگر تلاشی نکنیم و چیزی بیرون ندهیم هیچگاه فرصت قرار گرفتن در این مسیر را پیدا نمی‌ کنیم. هیچ محصولی تا زمانی‌که عرضه نشود نمی‌ تواند به موفقیت برسد. هیچ برنامه‌ ای نمی‌ تواند موفق شود مگر اینکه عرضه شود. هیچ خدماتی موفق نیست مگر اینکه ارائه شود.

اگر شک داریم خیلی سریع آن را عرضه نماییم و سپس سعی کنیم تا محصول بعدی کمی بهتر باشد و اینکار را به‌ طور مداوم انجام دهیم. تا زمانیکه چیزی عرضه نکنیم نمی‌ توانیم به خودمان افتخار کنیم. پس حتماً این کار را بکنیم، خیلی زیاد.

۶ – به رزومه خود به‌ عنوان سفری که داشته‌ ام نگاه می‌ کنم نه نتیجه نهایی

خیلی از افراد کار می کنند و تجربه به‌ دست می‌ آورند تا به یک رزومه پربار و برنده دست پیدا کنند. اما این پس‌ رفت است.

رزومه ما مانند کارت گزارش ما است: روزمه تنها یک محصول فرعی است از چیزی که به‌ دست آورده‌ ایم، آموخته‌ ایم و تجربه کرده‌ ایم. سعی نکنیم تا در زندگی به‌ دنبال پرکردن جاهای خالی یک رزومه و سابقه ایده‌ آل باشیم.

زندگیمان را بر مبنای رسیدن به اهداف و آرزوهایمان بنا کنیم. فکر کنیم برای رسیدن به نقطه‌ ای که دوست داریم به آن برسیم به چه چیزهایی نیاز داریم و آنها را انجام دهیم.

اجازه دهیم که رزومه کاریمان بازتابی از این سفر باشد.

۷ – حاضر نیستم صبر کنم و منتظر بمانم

حاضر نیستم صبر کنم و منتظر بمانم: برای زمان مناسب، برای افراد شایسته و کارآمد، برای بازار خوب و عالی، برای هر چیزی که مناسب باشد. اگر قرار است منتظر باشیم از قافله زندگی عقب خواهیم ماند. زمان به‌ سرعت حرکت می کند و منتظر ما نمی ماند.

تنها چیزی که درست است همین حالاست. پس حرکت کنیم.

۸ – اسباب و اثاثیه جمع نمی‌ کنم؛ آدم‌ های خوب را دور خودم جمع می‌ کنم

دور خانه‌ مان چرخی بزنیم. به اطراف دفتر کارمان نگاه بی اندازیم. به وسایلی که می‌ بینیم فکر کنیم. حالا تمام اقوام مان را برای صرف ناهار یا شام دعوت نماییم. یا اینکه دوستانمان را جمع کنیم. خوب به آنها نگاه کنیم.

کدام دسته احساس رضایت بیشتری در ما ایجاد خواهد کرد؟ ما همیشه می‌ توانیم عاشق وسایلمان باشیم اما مطمئنا آنها همین احساس را به ما برنمی‌ گردانند.

۹ – همیشه سعی می‌ کنم دید بازی داشته باشم و چشم‌ انداز خوبی برای خودم ترسیم می‌ کنم

چشمانمان را ببندیم و تصور نماییم، من آن قدر قدرت دارم که هر چیزی که برایمان عزیز است را از شما بگیرم: خانواده؛ شغل؛ تجارت؛ خانه؛ همه چیز را. من روی این قدرت کار میکنم و همه‌ چیز، هر چیزی که فکرش را بکنیم از دست رفته است.

آیا التماس می‌ کنیم، آیا حاضریم هر چیزی که در توان داریم را بدهیم تا دوباره زندگیمان را پس بگیریم؟ آیا بازپس گرفتن زندگی برای ما خیلی ارزش دارد؟ آیا به این نتیجه رسیده‌ ایم که چیزهایی که داشتیم خیلی مهم‌ تر و با ارزش‌ تر از چیزهایی هستند که نداشتیم؟

آیا تصور اینکه تمام این چیزها مثل خانه، خانواده و شغلمان را در یک لحظه از دست بدهیم هولناک است؟ حتماً همین‌ طور است.

حالا چشمهایمان را باز کنیم. هیچ‌ وقت موفقیت‌ هایی که به‌ دست آورده‌ ایم را از یاد نبریم و به آن افتخار کنیم.

۱۰– هر لحظه را غنیمت می شمارم و از تمام ثانیه ها استفاده بهینه می کنم.

یکی از اولین کارهایی که افراد موفق انجام می دهند این است که آن ها به هر شرایطی به عنوان فرصتی برای رشد نگاه می کنند و از هر برخوردی چیزی مثبت می گیرند.

به عنوان مثال ، چیزی به سادگی نشستن در ترافیک می تواند به آنها کمک کند ، زیرا آنها از این واقعیت آگاه هستند که ترافیک می تواند آنها را به فرد صبورتر تبدیل کند. به عبارتی می توان گفت که افراد موفق لحظه ها را تصرف می کنند و اجازه نمی دهند لحظه ها و اتفاقات آن ها را تصرف کنند. در هز ثانیه به جای احساسی شدن یا هیجانی شدن، به راحتی کاری می کنند که فرصت بهینه ای برای آن ها ایجاد شود. حتی آن ها در این مواقع می توانند به موفقیت های مالی هم برسند.

و این یکی از اساسی ترین تفاوت های افراد موفق با سایرین است. من به عنوان فردی موفق تمام تلاش خود را در استفاده بهینه از تک تک لحظاتم می کنم.

۱۱- به این نگاه می کنم که چقدر پیش رفته ام.

افراد موفق کسانی هستند که اگر حتی به جایی که مد نظرشان بوده نرسیدند،‌ به این نگاه می کنند که در این مسیر تا کنون چقدر پیش رفته اند. آن ها به هیچ عنوان خود را سرزنش نمی کنند. آن‌ ها در طول راه به خودشان پاداش می ‌دهند و همیشه به کاری که تا کنون انجام داده‌اند احترام می ‌گذارند.

من به عنوان فردی موفق نیز همیشه تلاش خود را کرده ام تا از مسیر رسیدن به اهداف لذت ببرم. اگر در مسیر رسیدن به اهداف باشید توصیه می کنم لذت کافی را از این مسیر ببرید. اجازه ندهید تا منفی نگری های ذهنی مانع پیشرفت شما گردد. اگر در قسمتی از مسیر خسته شدید یا کار ها خوب پیش نرفت به جای تفکرات منفی به این نگاه کنید که چقدر پیش رفته اید.

۱۲- به خود ایمان و اعتقاد دارم.

عده ای بر این عقیده هستند که افراد موفق هر آنچه را که باید داشته باشند، دارند. عقیده آن ها کاملا درست است. شما هم می ‌توانید اهدافی را تعیین کنید، از اشتباه‌ات خود یاد بگیرید، انتقاد کنید و کارهای زیادی مانند افراد موفق انجام دهید. اما اگر شما باور ندارید که واقعا می ‌توانید به هر جایی برسید. پس نتیجه درستی نخواهید گرفت. این را می توان نکته اصلی و تفاوت افراد موفق با افراد عادی دانست.

فرد موفق باور دارد که موفق است. او در تک تک لحظات زندگی اش این باور و اعتقاد راسخ را حفظ کرده است. این در حالی است که فرد عادی یا اعتقاد و ایمانی به خود ندارد یا این که اعتقاد خود را در نیمه راه رها می کند. اعتقاد راسخ به توانمندی ها و وجود خود باعث می شود تا بتوانیم اعتماد به نفس خود را افزایش داده یا آن را بهتر از قبل کنیم.

ایمان و اعتقاد به خود

پس شما هم سعی کنید مانند افراد موفق به خود ایمان بیاورید. شما فردی با توانایی های زیاد هستید و قطعا می توانید از تمام این توانایی ها استفاده کنید. پس خود را دست کم نگیرید. سعی کنید با جملات انگیزشی و تمرینات و تکنیک های قانون جذب به باور عمیق درباره خود برسید. کاری که افراد موفق می کنند.

۱۳-من به جای خوب بودن ، بر بهتر شدن تمرکز می کنم.

در حالی که بسیاری از افراد تمایل دارند تصور کنند که مجموعه مهارتهای آنها از سنگ است است و اگر در ابتدا در چیزی خوب نباشند ، بدان معنی است که آنها هرگز خوب نخواهند بود ، افراد موفق به توانایی دستیابی به مهارت های جدید اعتقاد دارند و به تدریج در حال پیشرفت و بهتر شدن هستند. من به عنوان یک فرد موفق به خوب بودن خود باور دارم و تلاش می کنم تا بهتر از چیزی که هستم شوم.

تمرکز بر بهتر شدن ما را به مسیر درست تری هدایت می کند. پس باید سعی کنیم مانند افراد موفق عمل کنیم. باید این نکته را بدانیم که هر مهارت و علمی به راحتی با تمرین و تلاش مستمر قابل دست یابی است.پس تفکر خود را بر مبنای نمی توانم و نمی شود قرار ندهید. شما می توانید و به موفقیت نیز خواهید رسید.

اگر در خود مهارتی را می بینید سعی کنید آن را تقویت نمایید. اگر مهارت یا علمی را به حال خود بگذارید ممکن است آن را از دست بدهید. پس به روز به روز پیشرفت کردن فکر کنید.

۱۴- من بر روی آنچه می خواهم تمرکز دقیقی دارم.

افراد موفق بر آنچه در ذهن خود می خواهند تمرکز می کنند. حتی اگر چیز های ساده ای مانند خرید کردن باشد. آن ها تفکر خود را از ایده ها و عقاید منفی پاک می کنند.

اغلب افراد موفق با استفاده از تکنیک های مختلف قانون جذب مااند تکنیک تجسم،‌تکنیک آینه و تکنیک بادآوری تمرکز خود را بر آنچه می خواهند افزایش می دهند. آن ها می دانند که این کار باعث می شود تا ارتعاشات مثبت ذهن آن ها در فضا پخش شود.

البته قطعا می دانید که منظور تمرکز مثبت است. وجود ارتعاشات مثبت ذهنی باعث می شود تا کائنات به سرعت خواسته های آن ها را دریافت کرده و سپس آن ها را برآورده کنند.

به عبارتی می توان گفت که تمرکز پیش نیاز موفقیت است. پس شما هم سعی کنید مانند افراد موفق بر روی اهداف خود تمرکز داشته باشید. دقت کنید که برای تمرکزی دقیق نیاز است تا ذهن خود را آرام نموده و از هر گونه تفکر منفی پاک سازی کنید. برای این کار نیز می توانید از تکنیک های پاکسازی ذهن استفاده نمایید. به طور مثال از تکنیک تنفس. تکنیک تنفس می گوید که شما باید بر روی دم و بازدم خود متمرکز شوید تا ذهنتان از تمام تفکرات منفی پاک شود.

همچنین شما می توانید از روش نوشتن هم استفاده نمایید. در این روش باید تمام تفکرات و نشخوار های ذهنی خود را تا پاک شدن ذهنتان بر روی کاغذ بنویسید. تمام این ها روش هایی است که فرد موفق برای تمرکز در زندگی خود انجام می دهد.

1 نظر
  1. سمیرا حسینی. می گوید

    سلام استاد
    خدا جون شکرت….. امروز ماه دوم و خریدم…… دارم صداتون و دوباره نفس میکشم……
    ارتعاش…..
    چرا اینهمه خوبین شما…………….
    چه قد دعاتون کنمــــــــــ

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوره پرمخاطب موفقیت ( کارشناس جذب شوید )
اطلاعات بیشتر و ثبت نام