قدرت ذهن خود را تقویت کنیم – قسمت اول

106

3187_651879_hr

“درمعادله زندگی، آینده هیچ وقت با گذشته برابر نیست.”

در این سری از مقالات تصمیم دارم درباره قدرت درون و نحوه فعال سازی آن طبق آموزه های آنتونی رابینز صحبت کنم. نکاتی را مطرح می کنم که می تواند چهره ی زندگی شما را کاملا عوض کند.

ابتدا بهتر می دانم کمی بیشتر با آنتونی رابینز آشنا شویم:

22

آنتونی رابینز نویسنده و سخنران مقتدر آمریکایی در ۲۹  فوریه ۱۹۶۰ در خانواده ای نسبتا فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانهای داشت و به گفته خودش، ناچار بود ظرف های غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بدخوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بیحالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گرانقیمت و امکاناتی رؤیایی در نظر میگرفت.

سرانجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام  باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات و نحوه تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست درکمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمد تا با شیوههای روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد. شهرت عمده او به خاطر سلسله کتابهایش در زمینه موفقیت (قانون جذب) است.

آنتونی رابینز بیش از نیمی از عمر خود را صرف کمک به دیگران کرده، تا عظمت وجود خود را کشف نموده و آن را بهتر سازند. او یکی از موفقترین افراد ایالت متحده در زمینه بهبود عملکرد دیگران است. وی بنیانگذار و رئیس هیئت مدیره بنیاد آنتونی رابینز است که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است.

سالهاست که از آموزه های آنتونی رابینز در زندگی شخصی خود استفاده کرده ام و توانسته ام بر طبق این آموزه ها نتایج قابل توجه ای را کسب کنم و اکنون تصمیم دارم در طی چندین مقاله خلاصه ای از این آموزها را با شما در میان بگذارم.

aid31270-728px-decide-on-your-major-step-1

بیایید ابتدا چند سوال را مطرح کنیم: آیا دستیابی به موفقیت واقعا ساده است؟

آیا می توانیم همه چیز را در زندگی تغییر دهیم، جسم مان، روابط اجتماعی مان، وضعیت مالی مان؟ تصور میکنید غیرممکن است کسی در کمتر از ۱۲ ماه میلیاردر شود؟

شاید بگویید اگر همه این ها انقدر ساده است که می توان با استفاده از قدرت درون به آنها دست یافت پس چرا همه به چنین موفقیت هایی دست پیدا نمی کنند؟  

سوال خوبی است. در زندگی کارهای زیادی هستند که بسیار ساده اند اما مردم به راحتی از کنار آنها رد میشوند چون در روزمرگی زندگی خود غرق شده اند.

اغلب مردم روزها و سال ها از عمرشان می گذرد و تازه در کهنسالی می فهمند که فقط بخش ناچیزی از  زندگی را تصاحب کرده اند. اما نه به این دلیل که باهوش نیستند، بلکه فقط به این دلیل که عاشق آنچه می خواهند نیستند، بنابراین وارد عمل نمی شوند و قدرت تصمیم گیری را در خود پرورش نمی دهند. قبل از شروع باید بگویم ایجاد این تغییرات در گروی دو اصل است :

۱- واقعا بخواهید زندگیتان تغییر کند.

۲- خود را در قبال انجام تمرینات مطرح شده در این سری مقالات مسئول بدانید.

اگر دو اصل بالا را رعایت کنید تمام آن چیزهایی که روزی برایتان خواب و خیالی بیش نبوده است، به  بخشی از زندگی روزمره شما تبدیل می شود.

اغلب مردم نمی دانند واقعا از زندگی چه می خواهند اما بدتر از آنها کسانی هستند که می دانند چه میخواهند اما هیچ اقدامی در جهت دستیابی به آن نمی کنند. آنها فقط می نشینند و امید دارند که روزی به تمام خواسته های خود برسند. آن “روزی” همین امروز است، همین حالاست. سال ها پیش جمله زیبایی شنیدم: جاده “روزی” به ناکجا آباد ختم می شود.

پس آیا آماده هستید که تمام بهانه ها را کنار بگذاریم و در کنار هم مرحله به مرحله اصول فعال سازی قدرت درونی خویش را بیاموزیم و سپس این آموزه ها را در زندگی به کار گیریم؟  

پس بیایید شروع کنیم…  

اصل اول: تصمیم گیری تصمیم بگیرید، همین الان تصمیم بگیرید. اصلا مهم نیست موقعیت کنونی شما تا چه حد مساعد است، شما می توانید به موقعیتی بالاتر از آن برسید. فقط تصمیم بگیرید. ”  از خود بیش از آنچه دیگران از شما انتظار دارند متوقع باشید.”

ریشه لاتین کلمه تصمیم گیری از “قطع” است. شما هم در هنگام تصمیم گیری هر چه احتمال منفی است را قطع کنید و کنار بگذارید. نترسید.

با استفاده از قدرت ذهن و تصمیم درست و با قانون جذب می توانید هر ماه درآمدی بسیار بالا داشته باشید، می توانید تبدیل به همان کسی شوید که در رویاهایتان آرزو دارید و…

fotolia_51133020_subscription_monthly_m-1024x1024

به راستی میتوان به این موفقیت ها رسید؟ چرا کمتر کسی در این دنیا به این موفقیت ها دست پیدا میکند؟ 

چنین اهدافی کمتر تحقق پیدا می کنند. نه به این سبب که دست نیافتنی هستند، بلکه ما برای رسیدن به آنها تلاش و پشتکار نداریم. اما چرا؟ به دلیل ترس. بیایید ترس را بیشتر بررسی کنیم.

coping-with-crippling-fear-when-not-to-trust-your-thoughts

بزرگترین دام بر سر راه موفقیت، آنچه که مردم را از رسیدن به رویاهایشان باز می دارد ترس است. ترس از شکست، ترس از طرد شدن، ترس از ارتفاع، ترس از رانندگی، ترس از درد و ترس از تمام ناشناخته ها.

حال سوال اینجاست که چگونه باید ترس را محدود کرد؟ تنها راه برطرف کردن ترس روبرو شدن با آن است. اگر ترس بر روی زندگی تان سایه انداخته، به سراغش بروید و به سویش حمله ور شوید.

شاید در ابتدا محدود ساختن ترس هایتان ساده به نظر نرسد اما این کار عملی است. این کار باید به تدریج و به صورت مستمر انجام شود، درست مانند ورزیده کردن ماهیچه های بدنتان.

برای مثال اگر می خواهید بدنی ورزیده داشته باشید باید به تدریج با حرکات ساده و نرمش های ملایم ورزش کردن را شروع کنید و پس از گذر چند ماه می بینید ماهیچه هایی به مراتب قوی تر دارید و پس از مدتی آنچه برایتان غیرممکن به نظر می رسید به حقیقت زندگی شما تبدیل می شود.

اصل دوم: انعطاف پذیری

اکنون زمان آن رسیده که ماهیچه های روح خود را ورزیده تر کنید تا بتوانید راحت تر و سریع تر تصمیم بگیری. سه عامل عمده برای فعال سازی عظمت درونی خود ضروری است.

۱- بدانید چه می خواهید.

۲- دست به کار شوید.

۳- نتایج کارهای خود را در نظر بگیرید.

البته استفاده از فرمول فوق به این معنا نیست که از این به بعد دیگر شما شکست نمی خورید. در واقع،  اغلب افراد موفق شکست خورده ترین مردم دنیا هستند زیرا بیش از دیگران طعم شکست را چشیده اند.

اغلب مردم به خاطر ترس از شکست در زندگی هیچ کاری نمی کنند و این درواقع یعنی شکست برای تمام عمر. اما افراد موفق زمانی که می فهمند مسیری که انتخاب کرده اند اشتباه است فورا راه دیگری را برای رسیدن به مقصد خود انتخاب می کنند. این اصل را آنتونی رابینز “اصل انعطاف پذیری” نامیده است.  

در مسیر رسیدن به موفقیت خوب حواس خود را جمع کنید ببینید آیا برنامه ای که در پیش رفته ید خوب عمل می کند یا نه. به عبارت دیگر پس از اینکه خواسته خود را مشخص کردید و خود را وادار به عمل کردید در مرحله سوم باید ببینید راهی که در پیش گرفته اید به مقصد می رسد یا نه. به نتایج کارهای خود خوب توجه کنید وگرنه هر قدمی که برمی دارید شما را از هدفتان دور می کند. اما به محض اینکه دریافتید نتایج حاصل آن چیزی نیست که شما در نظر دارید از تغییر مسیر خود نهراسید، قابلیت انعطاف پذیری از خصایل افراد موفق است. بابت زحماتی که تا به حال کشیده اید نگران نباشید، تمامی آنها تجربیاتی هستند که برای بالا رفتن از نردبان موفقیت می توان از آن ها مثل پله بالا رفت. ممکن است در مرحله ای از زندگی به خود بگویید: هر چه رشته بودم پنبه شد، حالا چه کنم؟  

پاسخ این است: فقط روش خود را تغییر دهید و راه دیگری را امتحان کنید. شاید بگویید اگر باز هم موفق نشدم چه؟ جواب مشخص است، روش دیگری را امتحان کنید. اگر نشد باز هم روش دیگری را امتحان کنید، آنقدر روش ها و راه های مختلف را امتحان کنید تا بالاخره موفق شوید. ممکن است بگویید: به نظر دیوانگی می آید!!

1

بگذارید سوالی از شما بپرسم: چند بار زمین خوردید تا توانستید راه رفتن را بیاموزید؟ چقدر طول کشیدتا بالاخره توانستید اولین گام استوار را بر روی زمین بگذارید؟ آیا سعی در راه رفتن دیوانگی است؟ کودکان را ببینید که چند بار زمین می خورند تا سرانجام قادر به راه رفتن می شوند. فرمول جادویی موفقیت همین است. اما بزرگسالان دیگر این روش را پیش نمی گیرند. بزرگسالان شکست را حتمی می دانند و اگر برای رسیدن به هدفی شکست بخورند تنها ممکن است یک یا دوبار روش دیگری را امتحان کنند. کمتر کسی است که بیش از این برای رسیدن به هدفی اصرار کند. آنها خیلی زود اهداف خود را رها میکنند. دیگر ورزش نکنند، شغل خود را رها می کنند، همسر خود را طلاق می دهند و…  

عظمت درون خود را احیا کنید، انعطاف پذیر باشید.

ادامه دارد… 

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

5 نظر
  1. علی می گوید

    عالی بود

  2. لیدا می گوید

    آرزوی بهترینها برای آقای شریفی عزیزو دوستان و همراهان گرامی واز این دوست عزیزی که پاسخ سوال دوستمون رو خیلی جالب دادن باعث امیدواری هستش که شاگردان آقای شریفی اینقدر خوب با مسئله جذب آشنایی دارند

  3. عاشق خدا می گوید

    سلام به دوستان مهربون وخصوصا این خانم گرامی و آیندگان که خواهند خواند
    ببینید اولا شما اون زمان که خواستگار خوبی داشتید برای همون زمان بوده چون اون زمان تجسمهای خوبی داشتید و حال خوشی داشتید و اون شخص وارد زندگیتون شده اما اینکه منجر به ازدواج نشده مطمعن باشید در یه مدار نبودید و همون زمان شما موافقت نکردید وگرنه خود به خود طوری تصمیم میگرفتید که با هم ازدواج کنید پس گذشته را رها کنید و حسرت نخوردی که هر قدر احساستون نسبت به اون زمان بدتر باشه حالتون بدتر و زندگیتون بدتر خواهد شد
    در مورد همسر جدیدتون که ایشون رو پذیرفتید به این دلیله که زمانی که ایشون اومده خواستگاریتون شما از مدتی قبل احساساتتون زیاد مناسب نبوده به اصطلاح ارتعاش مناسبی نداشتید که این همسر کنونی رو جذب کردید اینکه دوستون داره باز هم خیلی خوبه اینکه شما رفتید خونه پدرتون و اینکه زندگی انقدر سخت شده براتون به دلیله اینه که شما انقدر در زندگی در اطرافتون سختی و بی پولی و ناراحتی دیدید و توجه زیادی به مشکلاتی که براتون پیش اومده کردید که کم کم قوی و قویتر شده و همونها وارد زندگیتون شده و کم کم این جزء باورهاتون شده و پشت سر هم ناخواسته های بیشتری وارد زندگیتون میشه بی پولی روابط بد جدایی از همسر بلاتکلیفی و ….
    در مورد همسرتون باید بگم ایشون چون در زندگی مالیشون تا به حال پول زیادی دریافت نکرده اند مدار مالی ایشون خیلییییی پاییینه تقریباً میتونم بگم ۹۹% ایشون به اون پول میلیاردی نخواهد رسید چون قانون تکامل رو طی نکرده و حتی تا به حال ۱۰ میلیون یه جا نداشته چه برسه به اینکه بخواد به ۱ میلیارد برسه پس ایشون تا مدارهای مالی رو از کم شروع نکنه تا کم کم بالا بره و درآمدش بیشتر بشه و عادت کنه به اون درآمد به هیچ وجه به مدار میلیاردها تومن نخواهد رسید اگر به فرض ۱% به میلیاردها تومن برسه قطعا بدون شک همه رو در مدت کوتاهی از دست خواهد داد
    در مورد اینکه چه کار باید بکنید راهنمایی میکنم
    ببینید هیچچچچچچچچچچچچچچ کس نمیتونه جای شما تصمیم بگیره فقط در تصمیمی که خواهید گرفت میتونن مشورت بهت بدن
    حتی الان شما در شرایطی دیگران بهتون پیشنهاد جدایی میدن که در این مدار هستید و شرایطی رو تجربه میکنید که دوست ندارید و بلاتکلیف هستید
    تنها و تنها کاری که شما باید بکنید در شرایط حاضر اینه یه لیست از خصوصیات خوب خودتون یه لیست از خصوصیات خوب همسرتون تهیه کنید و هر روز بارها و بارها با احساس خوب روش فکر کنید تمرکز کنید توجه کنید و لذت ببرید و مهم اینه که احساستون خوب باشه و از صمیمممممممممممممممم قلبتون خدا رو شکر کنید شکر معجزه میکنه
    به هیچ وجه به نظر دیگران و چیزای منفی توجه و فکر نکنییییییییییییییی بعد از یه مدت خود به خود مدار روابط شما تغییر خواهد کرد و در اون شرایط تصمیمات درستی به ذهن شما خواهد آمد و تصمیم درستی خواهید گرفت اما با شرایط حاضر هر تصمیمی بگیرید با این احساسات منفی مطمعن باشید ناخواسته های بیشتر و مشکلات بیشتری برای خودتون ایجاد خواهید کرد
    وقتی مدار روابط و حال شما بهتر میشه فکرهایی به ذهنتون خواهد اومد و شرایطی ایجاد خواهد شد که خودتون متعجب میشید اگر قرار باشه با همسرتون زندگی رو ادامه بدید خودبه خود همسرتون میاد میبرتتون و شرایط زندگیتون بهبود پیدا میکنه فقط نپرسید چجوریییییییییییی اینش دست خداست
    در مورد مالی هم به بیپولی توجه نکنید باورهایی که در مورد پول دارید کم کم اصلاح کنید که پول بده و به دست آوردنش سخته و …
    زندگینامه افراد موفق و پولدار رو بخونید به پول نوجه کنید و تجسم کنید پولدارید و کجاها میرید چه میکنید توی رویای خودتون با احساسسسسسس خوب زندگی کنید کم کم وارد زندگیتون میشه
    بنده از شاگردان استاد شریفی هستم امیدوارم تونسته باشم به درستی راهنماییتون کنم
    خدای مهربونممم شکرتتتتتتتتتتتتتتتت

  4. آراد می گوید

    برادر عزیزم جناب آقای شریفی سپاسگزار ،امیدوارم که سلامت و بهترین اتفاقات در زندگیت بیفتد. آراد

  5. مهشید می گوید

    سلام آقای شریفی من ۲۸ سالمه یه مشکل که چه عرض کنم چندتا مشکل دارم نمیدونم اینجا جاش هست بپرسم یا نه من ازدواج کردم، یکم طولانی میشه اما من مطمعنم که شما میخونید اگه دوست داشتید جواب میدید اول اینو بگم من از دوران نوجوانی همیشه شوهرم یه پزشک ثروتمند تصور میکردم که توی ذهنم هرشب باهاش زندگی میکردم اونقدر حس خوبی داشتم که باورم میشد اما اون موقع قانون جذب و نمیشناختم مدتها بعد با پسری آشنا شدم که دانشجوی پزشکی بود اما درکمال ناباوری من اصلا بهش توجه نکردم و دفعش کردم با اینکه اون آقا مصر به ازدواج بود البته اون موقع سنم زیاد نبود چندین سال بعد با کسی آشنا شدم که هیچ کدوم از معیارها رو نداشت و من واقعا نمیدونم چی شد که مجبور به ازدواج شدم حتی میتونم بگم همسرم یه هزاری هم نداشت اما منو دوست داشت فقط سه سال عفد بودم تونستم بی پولیشو تحمل کنم یه ساله ازدواج کردم به خلطر فشار مالی اومدم خونه پدرم همه دارن به من میگن طلاق بگیر شوهرم به ساله دنبال پول بزرگیه حتی میگه میلیاردیه به من میگه بهم فرصت بده من خیلی بهش فرصت دادم آقای شریفی نمیدونم من باید طلاق بگیرم یا بمونم اینم بگم شوهرم طلاقم نمیده من قدرت تصمیم ندارم نمیدونم برم برای طلاق موفق میشم یا نه بمونم و به شوهرم اعتماد کنم وضع مالیم افتضاحه و هر روزم بدتر از دیروز میشه توی شرایط خیلی بدیم چند وقته که با کانال شما آشنا شدم این موضوع رو به گفته شما رها کردم گفتم خداوند بهترین راهو جلوی پام میزاره بازی فراوانی و سه پنج و عبارات تاکیذی رو انجام میدم الان ۲۰ روزه حالم بهتر شده اما هیچ نشونه ای نمیبینم ازشون تو زندگییم خواهش میکنم به من کمک کنید ببخشید طولانی شد

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.