داستان امیدت را از دست نده

393

تنها بازمانده ی یک کشتی شکسته به جزیره ی کوچک خالی از سکنه ای رسید. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.

روزها افق را به دنبال یافتن کمک از نظر می گذراند اما کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره های اطرافش کلبه ای بسازد تا خود را از باد و باران و خطرات محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه داری کند.
روزی که پس از پرسه روزانه خود و جستجوی غذا در حال برگشتن به کلبه بود با دیدن دود غلیظی که از آنجا بلند می شد با شتاب خود را به کلبه رساند و آنجا را در حال سوختن دید.

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2015-10-25 07:13:25Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۱۱۹

همه چیز از دست رفته بود کلبه ای که با زحمت ساخته بود خاکستر شده بود، در جا خشکش زد.امید به زندگی دیگر نداشت از شدت خشم و اندوه فریاد زد “خدایا تو چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟

کانال تلگرام پرورش افکار

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. خود را به سرعت به ساحل رساند و وقتی با ملوانان روبرو شد پرسید: «شما ها از کجا فهمیدید من اینجا هستم؟» ملوانان با تعجب جواب دادند: « خوب ما متوجه علایمی دودی که می فرستادی شدیم

احساس گناه کرد و به آسمان چشم دوخت.

خیلی راحت میتوان دلسرد شد هنگامی که متوجه میشویم کارهایمان به خوبی پیش نمی‌روند، اما هیچکاه امیدمان به خدا و توکل به خدا را نباید از دست دهیم زیرا اوست که در زندگی ماست، و از درد و رنج ما نیز باخبر است.

اگر که کلبه ما در حال سوختن بود، به یاد آوریم که آن شاید علامتی باشد از سمت خدا برای فراخواندن رحمتش.
برای تمام حرفها و تفکرات منفی که ما به آن فکر میکنیم، خداوند پاسخی مثبت دارد،
او گفت «آن غیر ممکن است»، و خداوند پاسخ داد «همه چیز ممکن است»،
او گفت «هیچ کس اصلا مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من که تو را دوست دارم»،
او گفت «خیلی خسته و درمانده زندگی هستم»، خداوند پاسخ داد «من آرامش بخش تو خواهم بود»،
او گفت «من توان و قدرت ادامه دادن را ندارم»، خداوند پاسخ داد «درهای رحمتم را برای تو میگشایم»،
او گفت «من توان حل مشکلات را ندارم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»،
او گفت «من توان انجام آن را ندارم»، خداوند پاسخ داد «با من توان انجام هر کاری را داری»،
او گفت «آن ارزشش را نخواهد داشت»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش را پیدا خواهد کرد»،
او گفت «من هرگز نمی‌توانم خودم را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را خواهم بخشید»،
او گفت «من همیشه نگران و نا امیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار و امیدت به من باشد»،
او گفت «من ایمان کافی ندارم»، خداوند پاسخ داد «من ایمان کافی را به همه یکسان داده ام»،
او گفت «من احساس تنهایی می‌کنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»،

” آن قدر قوی باش تا هر روز با زندگی رو به رو شوی “

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

7 نظر
  1. فائزه می گوید

    بی نهایت زیبا بود…

  2. Zahra می گوید

    سلام اقای شریفی خیلی عالی بود روی من واقعا این مطلب تاثیر گذار بود خودم خیلی وقتا به این موضوع فکر میکردم ولی نه تا این حد مثلا وقتی ماشین خراب میشد یا دیر میرفتم جایی زمان غر زدن که میرسید بعد گوش کردن پادکستهای صوتی شما میگفتم حتما یه حکمتی پس اینموضوع هست غر نزن ولی الان واقعا با خوندن این مطلب ایمان دارم به این موضوع مثل ایمیل قبلیم اعتقاد دارم اگه صوتی بود مطلب خیلی موثرتر بود ممنون از انرژی وحس خوبتون موفق باشین

  3. fereshteh می گوید

    خیلی قشنگ بود…

  4. فرانك می گوید

    اقاى شریفى سلام
    این مقاله واقعا عالى بود و ب من امیدى تازه داد
    من ک امروز حس میکردم واقعا دیگه پاهام توان راه رفتن و ادامه دادن رو نداره دوباره جان تازه اى گرفتم دو سال ونیمه ک راهى دادگاه هستم و ب دنبال پس گرفتن اموال و داراییم از شوهرم ک با جعل سند انها را تصاحب کرده است خواهش میکنم ب من تمرینى رو اموزش بدید تا ب نتیجه برسم
    سپاسگزارم

  5. آراد می گوید

    برادر عزیزم جناب آقای امیر شریفی سلام.۳ماهه که شبانه روز گذشته با فایلهای صوتی شما زندگی میکنم من راننده تاکسی ام و بسیار عصبی و درگیر مسائل مالی شدید اما با فایلهای صوتی شما بقدری آرام شده‌ام و بسیار سپاسگزار خدا وبرای شما بهترین آرزو ها رو دارم

  6. آراد می گوید

    برادر عزیزم سلام جناب آقای شریفی ،ممنونم

  7. شراره می گوید

    داستان امیدبخشی است که ای کاش همیشه و در هر لحظه یادمان باشد که این ما نیستیم که انجام میدهیم ، بلکه خداست که از طریق دستان ما وارد میشود

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.