چطور می توانیم به آرامش درونی برسیم

how-can-we-achieve-inner-peace-2

چگونه به آرامش درونی برسیم؟

«آرامش درونی انسان یا آرامش فکر، نداشتن مشکل در زندگی نیست، بلکه توانایی کنار آمدن با مشکلات است.»

من هم مثل خیلی آدم‌ های دیگر، سالهای زیادی از زندگی‌ ام را نفهمیده بودم که آرامش درونی یک انتخاب است. مطمئن نیستم چه فکر می‌ کردم. شاید باور نداشتم که کسی بتواند یک آرامش درونی ماندگار داشته باشد. می‌ دانستم که احساس آرامش خودم همیشه موقت بوده است.

زندگی من فراز و نشیب‌ های زیادی داشته است. موقعیت‌ های سخت زیادی برایم پیش آمده بود که باید با آنها کنار می‌ آمدم. باور داشتم که آرامش درونی را فقط قدیس‌ ها و راهب‌ ها می‌ توانند به دست آورند، یا آنهایی که زندگی تاریک دنیا را انتخاب می‌ کنند که لازم نیست با مشکلات روزمره دست و پنجه نرم کنند.

در دنیای خودم سردرگم بودم و نمی‌ دانستم وقتی همیشه مشکلی در زندگی‌ خودم یا آنهایی که دوستشان دارم وجود دارد، چطور می‌ توانم به آرامش برسم.

درواقع، تصورم این بود که دنیا سراسر چیزهای منفی است که در روزنامه‌ ها می‌ خوانم، در تلویزیون می‌ بینم و از دیگران می‌ شنوم.

اینها چیزهایی هستند که احساسات ما را درگیر می‌ کنند، اخبار زن گمشده‌ ای که به قتل رسیده، تراژدی بچه‌ ای که توسط یک راننده مست کشته شده، تعداد آدم‌ های بی‌ خانمان، سونامی که جان هزاران نفر را می‌ گیرد و …

بعد ماجراهایی که به خانه خودم نزدیک‌ ترند، شوهر دوستم که به سرطان مبتلا شده و پزشک‌ ها گفته‌ اند تا سه ماه دیگر بیشتر زنده نیست، پدرم که دچار فراموشی شده، ازدواج دوستم که در حال فروپاشی است، همه اتفاقاتی که قلبم را جریحه‌ دار می‌ کنند.

در زندگی شخصی‌‌ ام هم، احساساتم با کنترلی که حس می‌ کردم روی شادی و خوشبختی‌ ام دارم، بالا و پایین می‌ رفت. حس عروسک خیمه‌ شب‌ بازی را داشتم و بارها و بارها از خودم می‌ پرسیدم، «چطور وقتی احساساتم بالا و پایین می‌ رود، می‌ توانم آرامش قلبی داشته باشم؟»

وقتی به عقب نگاه می‌ کنم، می‌ دانم که باور داشتم که احساساتم مهم‌ اند. از اینها گذشته، آیا احساسی بودن بخش مهمی از زنده بودن نیست؟ احساسات به من حس واقعی بودن می‌ دادند و باعث می‌ شدند بتوانم با دیگران همدردی کنم.

اما در عمق وجود خودم، بیشتر وقت‌ ها احساس خوبی نداشتم. دلم می‌ خواست آنقدر احساسی نباشم. دلم می‌ خواست از همه مشکلات زندگی‌ ام خلاص شوم، به عصبانیت‌ ها و حرف‌ های دیگران واکنش ندهم و در قلبم آرامش داشته باشم.

نیاز شدیدی بود برای تغییر دادن وضعیت یا متوقف کردن چرخه منفی اتفاقات که به نظر می‌ رسید کنترل روابط و زندگی من را در دست گرفته است.

باور دارم که این تصمیم بود که مدام در ذهن و قلبم چرخ می‌ خورد و جستجوی معنوی من را پیش برد و کمکم کرد با وجود همه مشکلاتی که در زندگی‌ ام بود، یک روش زندگی آرامش‌ بخش‌ تر کشف کنم.

می‌ دانستم که همانطور که ماه‌ ها و سالها پیش می‌ روند، در تصمیمم برای تغییر روش زندگی‌ ام مصمم‌ تر می‌ شدم.

پس از تلاش برای رسیدن به آرامش درون، چند سال پیش بود که بالاخره توانستم به آرامش درونی برسم، می‌ دانم که مجموعه‌ ای از تغییرات بود که من را به آنجا رساند. تغییراتی مثل …

باور اینکه دیگران دوستمان دارند

با درک اینکه اتفاقات منفی دوران کودکی باعث می‌ شود احساس کنیم کسی دوستمان ندارد و اعتماد‌ به‌ نفسمان پایین بیاید، سعی کردم حقیقت را درمورد خودم کشف کنم. این چیزی نبود که باور داشتم درست است!

باور اینکه دیگران دوستمان دارند از شناختن خودمان سرچشمه می‌ گیرد، از قضاوت نکردن خودمان یا دیگران بخاطر اشتباهاتی که مرتکب می‌ شویم و از تفکرات هر روز که باعث می‌ شود عشقی بدون‌ شرط برای چیزی بزرگتر از خودمان احساس کنیم.

how-can-we-achieve-inner-peace-1

کنترل و تغییر افکارمان

یک زمانی باور داشتم که هیچ کنترلی روی فکرهایم ندارم، چون هیچوقت فکر نمی‌ کردم که افکار را می‌ توان تغییر داد. بعد شروع کردم به متمرکز شدن بیشتر روی افکارم و متوجه شدم بیشتر چیزهایی که به آن فکر می‌ کنم احساس واقعی‌ ام نبودند.

فقط با توجه کردن به فکرها می‌ توانیم ببینیم که خیلی از آنها مبتنی بر ترس یا قضاوت هستند. و چون بدون هیچ مقاومتی می‌ آیند و می‌ روند، بیشتر ما به صورت ناخودآگاه در طول زندگی‌ هایمان دچار مشکل می‌ شویم چون باور داریم که ما همان فکرهایمان هستیم. وقتی پدیدار می‌ شوند یا غیب می‌ شوند اصلاً به آنها نگاه نمی‌ کنیم یا دربرابرشان مقاومت نمی‌ کنیم. با قبول کردن آنها، به آنها اجازه می‌ دهیم اعتقادات و باورهایمان درمورد خودمان و زندگی‌ مان را شکل دهند.

وقتی شروع به تشخیص آنها کنیم، می‌توانیم تغییرشان دهیم. وقتی ببینیم افکارمان تا چه اندازه با احساس واقعی ما متفاوت هستند، می‌ توانیم فکر دیگری را جایگزین آن در ذهنمان کنیم.

مهربان بودن

با دیدن و حس کردن مهربانی دیگران، می‌ فهمیم که تا چه اندازه این مهربانی‌ ها در زندگی روزمره مهم هستند. در برخورد با تماس‌ های تلفنی مسئله‌ ساز، مثل فردی عصبانی که آنطرف خط است، می‌ توانیم تصمیم بگیریم که مهربان باشیم.

وقتی دوستی از ما می‌ خواهد در کاری کمکش کنیم، می‌ توانیم تصمیم بگیریم که به مهربانانه‌ ترین صورت ممکن به او پاسخ دهیم.

وقتی کسی برای کمک مالی از ما تقاضا می‌ کند، می‌ توانیم با مهربانی به این تقاضا پاسخ دهیم. مشخص است که زمان‌ هایی هست که نمی‌ توانیم نیاز طرف‌ مقابل را برآورده کنیم اما وقتی هم وسیله لازم برای برآوردن نیاز او را نداریم، «نه» گفتن با مهربانی بهترین انتخاب است.

گاهی‌ اوقات رد کردن مهربانانه برای کمک کردن برای رشد فردی دیگران بسیار مهم است و به آنها این امکان را می‌ دهد که درس‌ های مهمی برای زندگی‌ شان بگیرند.

وقتی کسی درمورد کسی که می‌ شناسیم غیبت می‌ کند، می‌ توانیم با سکوت مهربان باشیم و وارد شدن به بحث آنها را نپذیریم. با انتخاب مهربانی، اجازه می‌ دهیم که انرژی مثبت از ما به دیگران هم سرایت کند و از نزدیک شدن انرژی منفی به ما جلوگیری می‌ کند. به این ترتیب، ارتباطی با نفس والای خود برقرار می‌ کنیم و می‌ فهمیم که مهربان بودن واقعاً تا چه اندازه خوب است.

وارد کردن تمرین پذیرش به زندگی روزانه

شاید رمز احساس آرامش واقعی این است که بتوانیم آنچه که هست را بپذیریم. پذیرش یعنی صدای نفسمان را شنیده و آن را رد کنیم. اینکه بدانیم تنها کسی که می‌ توانیم تغییر دهیم خودمان هستیم کمکمان می‌ کند اینکار را انجام دهیم.

به محض اینکه به این فکر کنیم که چیزی سر جایش نیست، یا چیزی آنطور که باید باشد نیست، یا درمورد یک موقعیت خاص یا یک فرد منتقدانه رفتار می‌ کنیم، می‌ فهمیم که نتوانسته‌ ایم آنچه که هست را همانطور بپذیریم و خواسته‌ ایم روی چیزی که بیرون از ما است کنترل داشته باشیم.

این دنیا پر از انرژی‌ های منفی و دیوانگی‌ هاست اما همه ما می‌ توانیم یاد بگیریم چطور با آرامش درونی زندگی کنیم.

این زمانی اتفاق می‌ افتد که نسبت به خودمان و آنچه که هستیم آگاه‌ تر شویم، بدانیم که کسانی هستند که دوستمان دارند، افکارمان را تغییر دهیم، مهربانی کردن را تمرین کنیم و همه چیز را همانطور که هست بپذیریم.

وقتی عشقی بدوت قید و شرط قلبمان را پر کند، می‌ پذیریم که نمی‌ توانیم به عقب برگردیم و چیزهایی که الان داریم را نادیده نمی‌ گیریم و قدر آرامشی که الان پیدا کرده‌ ایم را می‌ فهمیم.

آخر اینکه، به آرامش قلبی دست پیدا می‌ کنیم که با وجود همه مشکلات و سختی‌ های زندگی، بر جا می‌ ماند.

آیا افکار منفی دارید و خود را مرتباً نگران می کنید؟ یک ذهن مضطراب واقعاً نگران کننده است.

خبر خوب این است که ، کارهای ساده ای وجود دارد که می توانید فکر خود را آرام کنید.

پس اگر می خواهید به آرامش ذهن و آرامش درونی دست یابید ، این چند روش ساده و قدرتمند را امتحان کنید:

۱. به موسیقی گوش دهید

مطالعات نشان داده است که موسیقی آرامش بخش می تواند به بچه های مبتلا به ADHD کمک کند تا آرام تر و متمرکز شوند. اما مهم نیست که چه نوع موسیقی را می خواهید گوش دهید، باید از آن لذت ببرید و این باعث می شود احساس آرامش کنید.

موسیقی غذا برای روح و راهی سریع برای به دست آوردن آرامش است.

شاید این مطالب را دوست داشته باشید
۱ از ۱۲۶

۲. تنفس عمیق

وقتی روی تنفس خود تمرکز می کنید ، توجه شما به روند تقویت دم و بازدم بیشتر می شود.

پنج نفس طولانی و عمیق بکشید و با انجام این کار روی ریه ها و دیافراگم خود تمرکز کنید. این یک روش سریع و آسان برای احساس آرامش فوری است.

۳. به پیاده روی بروید

بیرون آمدن در هوای تازه می تواند دنیای خوبی را برای شما رقم بزند و آرامش خاطر را ترویج کند. استراحت کنید. به ویژه هنگامی که خورشید می درخشد.

۴. از طبیعت لذت ببرید

گذراندن وقت در طبیعت می تواند شما را جوانتر و شادتر جلوه دهد. به همین دلیل وقت خود را در طبیعت بگذرانید و از شهر دور شوید. به آواز پرندگان گوش دهید و از آرامش آن لذت ببرید.

۵. با یک حیوان خانگی بازی کنید

داشتن حیوان خانگی و بازی با آن راهی عالی برای کاهش استرس است. لمس یک حس قدرتمند است و می تواند تنش را کاهش داده و آرامش درونی را تقویت کند.

۶. منظم باشید

منظم باشید. درهم و برهمی می تواند به احساس تنش بیفزاید و یک خانه تمیز اجازه می دهد ذهن روشن تر و آرام تری داشته باشید.

۷. پذیرش واقعیت

پذیرش واقعیت برای آرامش خاطر بسیار مهم است. بین آنچه می توانید کنترل کنید و آنچه نمی توانید تمایز قائل شوید.

۸. ذهن آگاه

وقتی ذهن آگاه داشته باشیم، در لحظه کاملاً حضور داریم و از پنج حس خود کاملاً آگاه هستیم: لامسه، چشایی ، بینایی ، شنوایی و بو.

حواس خود را درگیر کنید. این باعث می شود نگرانی ذهن شما کمتر شود و در مورد “چه می شود” فکر کنید.

۹. عشق به خود

هرچه خودمان را بیشتر دوست داشته باشیم، آرامش خاطر ما بیشتر می شود. ما خودمان را بیشتر می پذیریم و در جهان احساس راحتی می کنیم و مهم نیست که در چه موقعیتی قرار بگیریم. ناامنی کمتری را تجربه می کنیم و در نتیجه ، آرامش درونی ما تقویت می شود.

۱۰. با خودتان صادق باشید

این یکی دیگر از مؤلفه های مهم آرامش است. هنگامی که ما متناسب با هم رفتار می کنیم ، به همان روشی رفتار می کنیم که احساس می کنیم و فکر می کنیم. وقتی راهی که ما خودمان را می بینیم و روشی که جهان ما را می بیند یکسان است ، ما در حال تمرین هماهنگی هستیم.

مشکلات وقتی بوجود می آیند که خودمان را یک طرفه می بینیم (برای مثال ، به عنوان یک مادر دوست داشتنی) اما به گونه ای رفتار می کنیم که مغایر با نحوه تمایل به دیدن خودمان باشد (به عنوان مثال ، از فرزندان خود غافل شوید زیرا خیلی شلوغ هستید). یافتن راه هایی برای نگه داشتن آرمانهای درونی و نحوه رفتار مشابه ، یکی از کلیدهای آرامش خاطر است.

دریابید که چگونه با خودتان صادق باشید و زندگی مورد نظر خود را زندگی کنید.

۱۱. حس شوخ طبعی

زیاد بخند هنگامی که می توانید طرف خنده دار زندگی را ببینید ، دنیا فوراً مکان بهتری خواهد بود. خنده یک پادزهر عالی برای استرس است و هورمون هایی را آزاد می کند که به ما در آرامش کمک می کند.

۱۲. بدون قید و شرط عاشق شوید

وقتی انتظار بازگشت چیزی را ندارید ، عشق ورزیدن بدون ترس را آسانتر می کند. هنگامی که ما با شرط عاشق هستیم، انتظارات برآورده نشده ما می تواند آشفتگی درونی و احساس نارضایتی را به وجود آورد. ناامنی ها آرامش ذهن را از بین می برد.

۱۳. چک آپ منظم

این کار را می کنید تا سلامتی خود را بررسی کرده و از خود مراقبت کنید. رها کردن خودمان می تواند نشانگر عدم احترام به خود باشد و این به نوبه خود بر روشی که جهان را می بینیم و نحوه تعامل دیگران با ما تأثیر خواهد گذاشت. با خود مهربان باشید و از آنچه در اختیار دارید استفاده کنید.

۱۴. ارزیابی کنید

هر از چند گاهی ، این ایده خوبی است برای بررسی اینکه آیا شما از کیفیت زندگی خود راضی هستید یا نه. ایا شغلت را دوست داری؟ رابطه ی شما؟ آیا در مسیر صحیح هستید؟ در صورت لزوم تنظیماتی را برای بازگرداندن آرامش انجام دهید.

۱۵.هدف داشته باشید

این ارتباط با شماره ۱۴ است. داشتن هدف باعث می شود که ما در یک مسیر درست پیش برویم و حس هدف را به خود ارائه دهیم.

داشتن هدف

۱۶. خودتان را خیلی جدی نگیرید

این به شماره ۱۱ مربوط می شود. بیاموزید که در رویکرد زندگی تان انعطاف پذیر تر باشید. هرچه تفکر ما منعطف تر باشد، تجربه موقعیت هایی که با عقاید سفت و سخت ما مغایرت دارند، آسان تر خواهد بود.

۱۷. در لحظه زندگی کنید

به جای نگرانی از گذشته یا هراس در مورد آینده،واقعاً از همین حالا لذت ببرید. وقتی در زمان حال زندگی می کنیم، نگرانی های گذشته و آینده نمی تواند ما را نگران کند.

۱۸. کمتر نگران باشید

ظاهراً ما بین ۳۰،۰۰۰ – ۷۵،۰۰۰ افکار در روز داریم که ۸۰٪ آنها “مزخرف” هستند.

به خود یادآوری کنید که بیشتر نگرانی های شما غیرمولد است و اینکار نگرانی های شما را برای آرامش خاطر برطرف می کند.

۱۹. افکار ذهن خود را بیان کنید

از گفتن آنچه فکر می کنید نترسید. این امر همراه با اطمینان است.

آنچه در زندگی می خواهید را بیان کنید.

3 نظر
  1. فرنوش می گوید

    سلام صبح بخیر سپاسگزارم از زحماتتون واقعا عالی بود

  2. سهیلا می گوید

    سلام مطالبی که میذارین عالیه ممنونم ازتون…لطفا واسه دوره کارشناسی جذبتون یه تخفیف بذارین، ممنون میشم.

    1. ادمین سایت می گوید

      سلام وقت بخیر
      برای انجام امور ثبت نامی به آیدی تلگرامی زیر پیام بدید
      Mrjanpanah@
      موفق باشید.

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوره پرمخاطب موفقیت ( کارشناس جذب شوید )
اطلاعات بیشتر و ثبت نام