۵ عادت انسان های مقاوم – قانون جذب

48

 

خیلی وقت ها، انسان هایی را در محیط اطرافمان مشاهده می کنیم که با وجود مواجهه با مشکلات متعدد و حتی لاینحل در زندگی خود به خوبی بر این مشکلات مسلط می شوند و به موفقیت های زیادی نیز دست می یابند…

مشکلاتی مانند بیماری های لاعلاج و صعب العلاج، قطع عضو، از دست دادن نزدیکان و… اگرچه سختی های فراوانی برای این افراد ایجاد کرده ولی همچنان با جدیت، مسیرشان را دنبال و سعی می نمایند برتر از دیگران باشند.

شاید اولین پرسشی که با دیدن این افراد موفق در ذهن بیننده نقش می بندد، این باشد که “رمز موفقیت آنها چه بوده است؟” زیرا خواه ناخواه ما در محیط پیرامون خود افراد فراوانی را می شناسیم که با بروز مشکلات بسیار کوچکتر، خود را از مسیر تلاش برای زندگی بهتر کنار می کشند، از اجتماع گوشه گیری می کنند و خود را “تمام شده” می دانند. حقیقت اینست که برخلاف آنچه تصور میشود، عامل موفق نشدن این افراد، بیش از آنکه مشکلات فیزیکی باشد، جنبه روانی دارد. در واقع تفاوت بین افراد موفق و غیرموفق که با شرایط اجتماعی و محیطی یکسان دچار یک حادثه شده اند، در چند عامل اولیه روان شناختی خلاصه خواهد شد:

پذیرش

یکی از مهم ترین و شاید اصلی ترین مؤلفه ها برای پشت سر گذاشتن مشکلات و داشتن زندگی معمولی، پذیرش واقعیت می باشد. البته باید توجه داشته باشیم که پذیرش، به معنای اقرار به شکست و دست از تلاش کشیدن نمی باشد، بلکه به فرد کمک میکند با واقعیت ها روبرو شده و اهدافش را با توجه به شرایط خود، با روشی منطقی دنبال نماید. اکثر افرادی که با وجود مشکلات جسمی حاد توانسته اند در مسیر موفقیت گام بردارند، از واقعیت فرار نکرده اند. افرادی که مشکل یا بیماری خود را نپذیرفته اند، حتی از صحبت درباره مشکل خود دوری و سعی می کنند همواره آن را به صورت یک راز مخفی کنند ولی افراد موفق در این باره بسیار راحت می باشند و حتی خود باب بحث در این مورد را باز می کنند.

نوع نگرش (قانون جذب)

نکته دیگری که هنگام بروز مشکل یا بیماری وجود خواهد داشت، نوع نگرش به مشکل است. افراد موفق، معمولاً سعی می کنند به مشکل خود نگرش مثبتی داشته باشند، اگرچه فرد به خاطر یک سانحه جدی ماه های زیادی را از بسیاری فعالیت ها محروم شده، ولی این زمان استراحت اجباری را فرصتی برای درس خواندن دانسته و از آن به نفع خود بهره گرفته است.

توانمندی ها

مشکل یا بیماری فرد ممکن است مادام العمر باشد و او را از بسیاری فعالیت ها بازدارد ولی در عین حال این به معنای از بین رفتن همه توانایی ها و استعدادهای وی نیست. فرد بیمار در این موارد می تواند با تمرکز بر توانایی های مثبت خود همچنان حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد. در سال های اخیر، افراد زیادی را دیده ایم که حتی بعد از قطع دو دست، تنها با به کارگیری دهان و ذوق و سلیقه خود کارهایی از قبیل نقاشی، خطاطی و… انجام می دهند. توجه به توانایی های فردی در این افراد، نقش بسیار موثری در حفظ فرد در جریان عادی زندگی یا هدایت او به سمت انزوا دارد که در این موارد هم اطرافیان می توانند نقش بسیار تعیین کننده ای داشته باشند.

تعامل با اجتماع

فرد بیمار اگر با پذیرش مشکل خود و تکیه بر توانایی هایش بتواند دوباره خود را در بین گروه های مختلف اجتماعی مطرح کند، می تواند در ارتباط با اجتماع باقی بماند و خود را عضوی از آن بداند. در جمع خانواده و دوستان بودن و گذراندن اوقات با افراد موفقی که قبلاً در این زمینه تلاش کرده اند، نقش بسیار اساسی ای در بازگشت فرد به اجتماع دارد. کانون های اجتماعی، جمع دوستان، کارگروه ها، خانواده و هر جمعی که فرد بیمار را برای “مانند دیگران شدن” تشویق کند، می تواند گزینه خوبی برای این فرد باشد.

تعادل و تناسب

در بسیاری از موارد، با افرادی مواجه هستیم که بعد اینکه دچار یک بیماری یا سانحه جدی شدند، خود را رها می کنند یعنی وقتی متوجه می شوند یک بیماری در وجودشان است که آنها را محدود کرده، خود را ازدست رفته می دانند و دیگر تلاشی برای به دست آوردن شرایط ایده آل فیزیکی نمی کنند. به سر و وضع خود اهمیتی نمی دهند، در لباس پوشاندن شلختگی به خرج می دهند، رژیم غذایی خود را به هم می زنند و به تناسب اندامشان اهمیت نمی دهند. در صورتی که افراد موفق، برخلاف این گروه عمل می کنند و حتی با توجه به پذیرش واقعیت (آثار بیماری یا سانحه) سعی و تلاش آنها برای حفظ شرایط ایده آل دو چندان می شود تا به این طریق روند بهبود خود را تسریع کنند.

دوره آموزش قانون جذب " کارشناس جذب شوید "

یک نظر ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.