علاوه بر تمرین زیاد، چه چیزهای برای موفقیت باید داشته باشیم

افراد موفق,افراد موفق دنیا,برای موفقیت
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 3 امتیاز : 3.7]

آشنایی با قانون ده هزار ساعت، برای موفق شدن چه چیزهایی لازم است؟

چه عاملی افراد بسیار موفق دنیا را متفاوت می‌‌ سازد؟ به لطف گلدول (Gladwell) و استفاده او از تحقیقات اریکسون پاسخ این سوال در قانونی به نام قانون “ده هزار ساعت” نهفته است. به این مفهوم که هر کسی با ده هزار ساعت تمرین خواهد توانست در حرفه یا زمینه فعالیت خود به یک سطح متعالی برسد. اریکسون سعی دارد بگوید که این برداشت از قانون ده هزار ساعت بسیار مشکل ساز است.

برای رسیدن به سطح بالایی از تعالی و قله افتخارات باید بیشتر از اینها کار انجام دهیم. مالکوم گلدول در کتاب OUTLIERS خود که داستان افراد بسیار موفق است، قانون ده هزار ساعت را به جهان معرفی میکند. همانطور که او در کتابش شرح میدهد، نخبه‌ های جهان همچون بیل گیتس، بیتلز و استاد بزرگ‌ های شطرنج بعد از ده هزار ساعت تمرین به قدرت فوق‌ العاده خود دست یافته‌ اند. در واقع پیام قانون ده هزار ساعت این است که اگر ساعات معینی را به یک فعالیت خاص اختصاص دهیم، می‌ توانیم در آن فعالیت خاص به اوج موفقیت برسید.

خوب، نه دقیقاً. مفهوم ده هزار ساعت بر مبنای کار اندرس اریکسون است، کسی که عقیده دارد هیچکس بدون داشتن تمرین‌ های آگاهانه و عامدانه به موفقیت نمی رسد. برای رسیدن به موفقیت و سطح بالایی از تعالی، باید بیشتر از اینها تلاش کنیم. در حقیقت، تحقیقات نشان می‌ دهند که تجربه خواهد توانست وضعیت ما را بدتر کند.

همان طور که اریکسون در کتاب جدید خود به نام PEAK توضیح میدهد اصل اساسی همچنان پابرجا است. تنها عاملی که باعث می شود ما یک نوازنده در سطح جهانی باشیم، تمرین کردن است. در نظر بگیریم که دبیرستانی‌ های امروز به طور معمول کارهایی را انجام می‌ دهند که یک قرن پیش به توانایی‌ هایی در سطح المپیک اطلاق میشد و این نشان میدهد که استعداد ذاتی می تواند فراتر از باورها پیش برود. و حالا می پردازیم به چیزهایی که می توانند در ادامه مسیر به ما کمک کنند.

تشخیص عملکرد ماهرانه

اولین قدم برای رسیدن به عملکرد جهانی این است که بدانیم عملکرد ماهرانه چگونه است. این کار در زمینه‌ هایی که معیار مشخصی برای موفقیت ارائه میشود، مثل شطرنج، تلاش‌ های ورزشی و موسیقی کلاسیک آسانتر می باشد، اما در زمینه‌ های دیگری همچون مدیریت، فروش، تعلیم و تربیت که عملکرد در معرض متغییرها و مفاهیم بسیار زیادی قرار میگیرد، دشوارتر میگردد. اریکسون اشاره میکند که ارزیابی عرصه‌ هایی که در آنهایی عملکرد میتواند به شکل چشمگیری از طریق تمرین‌ های آگاهانه رشد داشته باشد، به مراتب دشوارتر است. او برای نمونه به “Top Gun” – برنامه آموزش تاکتیک‌ های جنگنده تهاجمی نیروی دریایی ایالات متحده – اشاره میکند. بهترین خلبانان آمریکایی اعزام شدند تا بهترین تمرین‌ ها را ارائه دهند و سپس این تمرین‌ ها را با اسکادران‌ ها در پایگاه خانگی به اشتراک گذاشتند، و سطح عملکرد را در کل سازمان افزایش دادند.

او همچنین توضیح میدهد که چگونه روش ” تاپ گان” میتواند در زمینه‌ های مختلف به کار گرفته شود. برای مثال، مدیران باید وظایف مختلفی را انجام دهند و این باعث میشود ارزیابی کلی و اصلاح عملکرد دشوار گردد. به‌ هرحال، برخی کارها همچون ارائه پاورپوینت و نشان دادن بازخوردها به کارمندان، مهارت‌ های ساده تری هستند که می‌ توان آنها را شناسایی کرد و توسعه داد. مهم این است که مهارت‌ ها را به “بازنمودهای ذهنی” تجزیه کنیم تا بفهمیم یک عملکرد فوق‌ العاده باید چگونه باشد و چگونه به نظر برسد. وقتی دیدگاه درستی از یک عملکرد سطح بالا پیدا کردیم، می‌ توانیم روی پیشرفت کارمان تمرکز کنیم.

افراد موفق,افراد موفق دنیا,برای موفقیت

شناسایی نقاط ضعف

مولفه مهم دیگر در مورد تمرین آگاهانه، دریافت بازخودهای مداوم از عملکرد خودمان است، به گونه‌ ای که بتوانیم نقاط ضعف‌ خود را شناسایی کرده و شروع به اصلاح آنها نماییم. در برخی عرصه‌ ها مثل جراحی، بازخورد، بخش طبیعی کار است، چرا که ما به سرعت می‌ فهمیم که چه زمانی خطا کرده‌ ایم. اما در اکثر موارد، نیاز به کسانی داریم که بر اعمال ما نظارت داشته باشند و ما را هدایت کنند. اریکسون این‌ گونه شرح میدهد که بعد از 50 ساعت تمرین گلف، اکثر آدمها می توانند از نظر منطقی گلف‌ بازان حرفه‌ ای باشند. و بعد از کمی پیشرفت، گلف به یک تفرج اجتماعی تبدیل میشود که آنها برای تفریح در آن شرکت می کنند. افراد ساعت‌ ها مشغول تمرین می شوند ولی این کار به بهتر شدن بازی آنان کمک نمیکند.

از سوی دیگر، گلف‌ بازان حرفه‌ای علاوه بر این که ساعت‌ ها به تنهایی تمرین می کنند، با مربیان خودشان هم کار می کنند. نه به این خاطر که به انگیزه نیاز دارند یا به کسانی که به آنها بگوید چه کار انجام دهند ( اگر نتوانیم در خود انگیزه ایجاد نماییم و اطلاعات زیادی درباره بازی گلف کسب کنیم، حرفه‌ ای نخواهیم شد)؛ بلکه به این خاطر که بازخوردها را ارائه و پیشرفت‌ ها را نشان دهند. نوازندگانی که در سطح جهانی هستند همیشه کار می‌ کنند تا نقاط ضعف خود را شناسایی کنند و به همین علت است که قهرمانان حرفه‌ ای نیز ساعت‌ های زیادی را در اتاق فیلم سپری می کنند تا به‌ دنبال نقص‌ های کوچک در تکنیک خود باشند. تنها راهی که می‌ توانیم عملکرد خود را بهتر کنیم، شناسایی نقاطی هستند که هنوز باید روی آنها کار کنیم.

برای موفقیت باید داشته باشیم,به اوج موفقیت رسیدن,شناسایی نقاط ضعف

طراحی آموزش برای بهتر شدن

ایجاد بازنمودهای ذهنی روشن و شناسایی نقاط ضعف هر دو مهم هستند، اما اگر برای آموزش طراحی نکنیم، به‌ خصوص در نقاطی که نیاز به پیشرفت داریم، آنها نیز بی‌ فایده خواهند بود. به روشی که در مدرسه ورزش می‌ کردیم، فکر کنیم. مربی احتمالاً برخی اصول ابتدایی را برای ما عنوان میکرد و بعد در تمرین‌ های گروهی ما را هدایت میکرد. ممکن است برخی فیلم‌ ها را ببینیم و بتوانیم نقص‌ های عملکرد خود را تشخیص دهیم، اما به ندرت تمرین‌ های شخصی برای رفع آن نقص‌ ها به ما داده میشود. این نوع آموزش نتایج مطلوبی به دنبال نخواهد داشت.

برای آن که دلیلش را بفهمیم، دوباره به مثال گلف باز می‌ گردیم. گلف‌ بازان حرفه‌ ای با 18 راند بازی کردن، تمرین می‌ کنند. آنها شات های خاصی را بارها و بارها تمرین می‌ کنند و توجه خاص به بازی کسانی دارند که شکست می‌ خورند. کار دشواری است، به همین دلیل است که افراد کمتری خود را در معرض این کارها قرار می دهند و در میان بهترین‌ های حرفه و رشته خود جای می‌ گیرند. اریکسون می‌ گوید به عنوان یک قهرمان رقابت جو، نکته‌ ای که حین پیشرفت خود متوجه شدم این است که تمرین کردن اصول اولیه، بخش بزرگی از آموزش است.

چگونه تمرین‌ های آگاهانه می‌ توانند عملکرد سازمان ما را بهبود ببخشند

بررسی‌ عملکرد اریکسون نشان میدهد که بسیاری از این اصول نه تنها در عملکرد فردی به کار گرفته می شوند، بلکه در سطح سازمانی هم کاربرد دارند. ما به شدت نیاز داریم تا روش طراحی و مدیریت سازمان‌ ها را بهبود ببخشیم. اکثر حرفه‌ ای‌ ها چهار سال دانشگاه و سپس آموزش‌ های اولیه ضمن خدمت را می‌ گذرانند و احتمالاً در برخی از سمینارها که روی ساختن مهارت‌ ها تمرکز دارند، شرکت می کنند. به‌ هرحال، مفهوم تمرین‌ های مداوم تا حد زیادی در دنیای شرکت‌ های بزرگ غایب است. ما با چیزهایی همچون عنوان و شغل و به ندرت مهارت، ارزیابی می‌ شویم. این اشتباه بسیار بزرگی است، به‌ خصوص با در نظر گرفتن این حقیقت که وقتی بیش از یک دهه نیروی کار بوده ایم، اکثر مهارت‌ هایی که به عنوان یک دانشجو یا کارمند تازه وارد آموخته‌ ایم، منسوخ شده هستند. بدون داشتن تمرین‌ های مداوم، مهارت‌ ها پوسیده شده و عملکرد کاهش می یابد.

یکی از یافته‌ های اریکسون که کمتر درباره آن صحبت شده این است که هیچ محدودیتی برای پیشرفت وجود ندارد. بعد از یک قرن، رکوردهای المپیک هر چهار سال شکسته می‌ شوند. در تمام رویدادها، قهرمانان هر نسل بهتر از نسل گذشته عمل می‌ کنند. عجیب است که ما چنین پیشرفت و بهبودی را در زندگی حرفه‌ ای خود انتظار نداریم. همانند گلف‌ بازانی که آخر هفته‌ ها بازی می‌ کنند، اکثر ما مهارت‌ های کافی را می‌ آموزیم اما هرگز فراتر از آن پیش نمی‌ رویم. ما می‌ توانیم بهتر از اینها عمل نماییم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *