می خواهم ثروتمند شوم – قسمت سوم

امنیت شغلی,من مي خواهم پولدار شوم,من می خواهم پولدار شوم
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 12 امتیاز : 4.7]

من می خواهم پولدار شوم

همراهان همیشگی سایت پرورش افکار به قسمت سوم از سری مقالات «می خواهم ثروتمند شوم» خوش آمدید. در قسمت قبلی این مقاله در مورد اشتباه کردن و رابطه ی آن با موفقیت و ثروتمندی و هزینه ی تحصیلات صحبت کردیم. در ادامه قصد داریم به شرح ادامه ی مطلب در مورد هزینه ی تحصیلات بپردازیم. با ما همراه باشید.

در عصر اطلاعات به چه نوع تحصیلاتی نیازمندیم؟!

بزرگ ترها از کودکی مواردی را که فکر می کردند مهم است را به ما آموزش می دادند. هرچند که روش های بسیار زیادی برای آموزش وجود دارد ازجمله آموزش های فیزیکی و بدنی، آموزش موسیقی و هنر، آموزش های روحانی و معنوی که البته همه ی آن ها مهم هستند؛ آنچه در ادامه می گوییم مطالعات پایه ای آموزش می باشد برای داشتن حداقل های امنیت در عصر اطلاعات!

آموزش های تحصیلی یا مدرسه ای

آموزش هایی که نحوه ی خواندن، نوشتن، مبانی ریاضی و حساب را به شما یاد می دهند.

آموزش های حرفه ای

آموزش های که به شما موارد لازم برای کار و کسب درآمد رو یاد می دهند. مثلا آموزش وکالت، پزشکی، مکانیکی، لوله کشی، منشی گری، سیم کشی ساختمان، معلمی و …

امنیت شغلی,من می خواهم پولدار شوم,من می خواهم پولدار شوم

آموزش های مالی

آموزش هایی که به شما یاد می دهند چگونه از پول درآمد کسب کنید و چه کارهایی انجام دهید تا پول مثل برده ای سخت کوش و حرف گوش کن برای شما کار کند و درآمد تولید نماید.

مسلم است که هر سه مورد این آموزش ها مهم و حیاتی می باشد. اگر کسی قادر نباشد بخواند، بنویسد و حساب و کتاب زندگی اش را داشته باشد، زندگی برای او سخت و حتی غیرممکن می شود؛ متاسفانه امروزه بسیاری از دانش آموزان از مدارس فارغ التحصیل می شوند، بدون این که این ملزومات ابتدایی را یاد گرفته باشند.

من می خواهم ثروتمند شوم,می خواهم پولدار شوم,می خواهم ثروتمند شوم

چرا در مدارس پولدار شدن را یاد نمی دهند؟!

همیشه این سوال در ذهن بسیاری از افراد وجود دارد که چرا هرگز در مدرسه به بچه ها در مورد پول و سرمایه درس نمی دادند و ندادند! وقتی این سوال از مسئولین آموزش و پرورش پرسیده شد، جواب هایی از این قبیل دادند؛ ما در مدارس اقتصاد تدریس می کنیم، بسیاری از دانش آموزان ما یاد می گیرند که چطور سرمایه گذاری کنند، برنامه های مقدماتی تجارت در مدارس آموزش داده می شود تا افراد علاقه مند بتوانند سررشته ای پیدا کنند و در صورت تمایل به دنبال آن رشته بروند.

بازهم به این نتیجه می رسیم که افراد شاغل در سیستم آموزش و پرورش، یعنی سیاست گذارهای نظام آموزشی چیزهایی را که خودشان بلد هستند تدریس می کنند؛ و این حداکثر کاری است که قادر به انجامش هستند. به هر حال همه ی این ها به این جمله ی زیبا ختم می شود:

«همه بانک ها برای وام دادن به دنبال افرادی هستند که دارای مدارک و اسناد مالی سنگین تری باشند نه کسانی که نمره ی دبیرستانی بهتری داشته باشند، یا نمره ی درس اقتصاد خوبی در کارنامه داشته باشند! جالب اینجاست که برای اغلب مردم، اطلاعات و دانش آن ها باعث کسب درآمد نمی شود بلکه جهل آن ها یعنی آنچه که نمی دانند، برایشان هزینه تولید می کند، چه تحصیلات عالی داشته باشند چه نداشته باشند! به عنوان مثال به نمونه ای خسارات ناشی از کمبود آموزش و اطلاعات دقت کنید.

می خواهم پولدار شوم,می خواهم ثروتمند شوم

مالیات

معمولا همه ی افراد فکر می کنید که مالیات گران ترین و اصلی ترین هزینه ی زندگی آن هاست، تقریبا برای همه چیز مالیات می دهیم. مالیات بر درآمد، مالیات بر خرج، مالیات بر پس اندازهای مالی، مالیات بر سرمایه گذاری و حتی مالیات مردن! چرا معمولا همه به مدرسه می روند، تلاش می کنند نمرات خوبی بگیرند، رشته ی دانشگاهی خوبی انتخاب کنند، شغل خوبی پیدا کنند، اما درنهایت در خرج های زندگی دست و پا می زنند و با سختی از پس امورات زندگی بر می آیند؟!

جواب خیلی ساده است؛ چون سیستم آموزشی که از کودکی به ما آموزش می دهد، بهتر است بگوییم اصلا ما را آموزش نمی دهد! جالب است بدانید که مالیات تنها یک حرف از الفبای آموزشی امور مالی می باشد. این تفاسیر تاوانی است که یک نفر باید برای بی سوادی در خواندن و درک گزارش مالی خودش بپردازد. البته حتی اگر بداند گزارش مالی چیست و به چه دردی می خورد؛ کسی که فرق بین دارایی ها و دیون بانکی را نمی داند، تفاوت حساب مسدود شده یا حساب جاری، فرق بین یک وام خوب و وام بد را هم نمی داند. کسی که فرق بین درآمدهای حاصل از زحمت، درآمد بی زحمت و درآمدهای حاصل سرمایه گذاری را نمی داند چطور انتظار رهایی از خرج ها و روزمرگی های زندگی را دارد؟!

همین عدم آگاهی از این اصول ابتدای امور مالی است که به تصور عام، هوش مالی شخص را به شدت کاهش می دهد، همین به اصطلاح ضعف در هوش مالی باعث می شود مردم در حرفه ی خودشان به سختی کار کنند و حتی با کسب درآمد خوب و قابل توجه، هرگز ازنظر مالی پیشرفت خوبی نداشته باشند. ممکن است امنیت شغلی داشته باشند اما خیلی از آن ها امنیت مالی ندارند.

امنیت شغلی,من می خواهم پولدار شوم,من می خواهم پولدار شوم

نقش ارث و میراث در ثروتمند شدن

این نکته مهم را بدانید، مقدار پولی که کسب می کنید دلیل بر داشتن هوش و ذکاوت در امور مالی نیست، مهم مقدار پولی است که می توانید نگه دارید. آن پول چه قدر می تواند برای شما کار کند و درآمد ناشی از آن تا چند نسل بعد از تو ادامه پیدا می کند؟!

یکی از دلایلی که کودکان خانواده های فقیر تا متوسط، زندگی حرفه ای خود را با توانایی مالی ضعیف شروع می کنند، این است که والدین آن ها مال و اموالی برایشان باقی نگذاشتند؛ با فرض هوش مالی برابر برای دو نفر، مسلما کسی که ارث و میراثی ندارد، باید همه ی مراحل را از صفر و با زحمت خودش شروع کند. یک لحظه فکر کنید، یک میلیارد تومان پول نقد در اختیار دارید، زندگی شما تا چه حد می تواند متفاوت باشد؟! اگر این گونه بود، چطور شروع می کردید، به جای کار فعلی چه کاری را در پیش می گرفتید؟!

اغلب افراد این سوال را دارند که باید ازنظر مالی چه چیزهایی را بدانند، و چه چیزهای مهمی را برای بهبود جنبه های مالی خود در نظر بگیرند؟! پاسخ همیشه این است: به سراغ بانک ها بروید و ببینید چه چیزهایی برای آن ها مهم است و ازنظر آن ها مشخصات یک مشتری خوب چیست؟! آن موقع می فهمید که چه چیزهایی ازنظر مالی مهم است.

بسیاری از مردم به جای این که خودشان با دقت و بر اساس نظام مالی زندگی خودشان گزارش تهیه کنند، خیلی ساده، به صورت موقت و برای رفع تکلیف فرم های گزارش مالی را که بانک در اختیار آن ها قرار می دهد را پر می کنند. به همین دلیل گاهی این تفکر بین مردم وجود دارد که وام و قرض کردن پول به معنی گدایی است! در صورتی که باید بانک رو قانع کنید و دلایل موجهی بیاورید که چرا باید به شما وام بدهد و چرا این کار برای هر دو طرف سودمند است؟! چرا بانک می تواند خیالش از بابت بازپرداخت وام کاملا راحت باشد؟! همیشه به یاد داشته باشید که وظیفه ی یک کارمند بانک، پرداخت وام به مشتری هاست نه اینکه مشتری ها رو رد کند!

امنیت شغلی,من می خواهم پولدار شوم,من می خواهم پولدار شوم

درآمد بانک ها از وام دادن به شما تامین می شود!

بانک ها هیچ درآمدی ندارند، مگر این که به مشتری ها وام بدهند و سود وام را دریافت کنند. بنابراین اگر یک بانک درخواست وام شما را رد کرد، به جای اینکه از آن ناراحت شوید، بهتر است بپرسید کجای کار اشتباه بوده و چه کارهایی باید انجام دهید تا اعتبار لازم و اعتماد آن ها را جلب کنید. درواقع کارنامه ی واقعی زندگی مالی همین است. کارنامه ای که این بار نه مدرسه، بلکه جامعه به شما می دهد.

ترازنامه، برگه ای است که دارایی ها رو لیست می کند. یعنی متعلقاتی که بر روی آن مالکیت دارید و می توانید آن ها را به پول تبدیل کنید.

گزارش مالی عبارت است از کارنامه ای از وضعیت مالی، انعطاف پذیری مالی و سایر مشخصه های مالی یک شخص یا یک شرکت. همچنین موجودی های مالی عبارت است از چیزهایی که مالکیت آن ها را دارید و برای شما هزینه دارد.

ادامه دارد …


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *