اصلاً چرا شکست می خوریم

برخورد با شکست,تلاش و پشتکار,چرا شکست می خوریم
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 9 امتیاز : 4.6]

هر آدم موفقی هم اعتراف می کند که شکست اتفاق می افتد و همه ی ما سهمی‌ از آن داشته و داریم. اما از هر شکست، دو درس ارزشمند می گیریم؛ اول اینکه شکست ما حداقل یک دلیل دارد و دوم، ما می توانیم از آن عبور کنیم…

اصلاً چرا شکست میخوریم؟ و راه های مقابله با شکست کدامند؟ 

بر اساس کتاب “شما می توانید پیروز شوید”، نوشته شیو کرا، شکست ها اغلب به هفت دلیل اتفاق می افتند و هر یک از آن ها درس ارزشمندی به ما داده و به ما نشان می دهند که چگونه از افتادن در همان تله ی قبلی اجتناب کنیم.

شایع ترین علل بروز مشکلات ناشی از شکست و نحوه ی برخورد با شکست عبارتند از:

نداشتن تلاش و پشتکار: بیشتر، افرادی شکست می خورند که دست‌ از کار می کشند؛ نه به این دلیل که استعداد ندارند. پس دو کلمه ی پشتکار و مقاومت را به یاد داشته باشیم و در کاری که لازم است انجام شود، پشتکار داشته باشیم و در برابر کاری که نباید انجام شود، مقاومت کنیم. سعی کنیم دیدگاه های تازه را امتحان کنیم. داشتن پشتکار مهم است اما تکرار کارهای گذشته به این امید که این بار موفق می شویم، ما را به هدف مان نزدیک تر نمی کند. به تلاش های ناموفق گذشته ی مان نگاهی بی اندازیم و مشخص کنیم چه چیزی باید تغییر کند. خودمان را تطبیق داده و در طول مسیر، اصلاحات را انجام دهیم و از تجارب خود به عنوان راهنما بهره بگیریم.

نداشتن اعتقاد راسخ: افرادی که اعتقاد راسخ ندارند هم، راه می افتند، اما بدون اینکه اطمینان و شهامت داشته باشند. در واقع آن ها اطاعت می کنند تا مورد تأیید دیگران قرار بگیرند، حتی اگر خودشان بدانند کاری که انجام می دهند، غلط است. پس لازم است مشخص کنیم چه چیزی برای مان اهمیت دارد. اگر چیزی وجود دارد که می ارزد برای آن تلاش کنیم و آن را به نحو احسن انجام دهیم، بگذاریم علاقه مان خودنمایی کند؛ حتی اگر در کارهای پیش‌ پا افتاده باشد. همکاری و شراکت در موفقیت اشکالی ندارد، به شرط اینکه هرگز ارزش های مان را زیر سؤال نبریم.

بهانه تراشی ممنوع: ممکن است آدم های برنده تجزیه و تحلیل کنند، اما هرگز توجیه نمی کنند و برعکس، آدم های بازنده مرتباً دلیل می آورند و کتابی پر از بهانه های مختلف دارند که به ما ‌می گوید چرا موفق نشده اند. نگرش مان را عوض کنیم و تصور نکنیم هر تلاش ناموفقی به منزله ی یک شکست است. کمتر کسی وجود دارد که در همان اولین تلاش، به موفقیت دست پیدا کند. بیشتر ما، با تلاش مستمر به هدف های خود دست پیدا می کنیم. پس لازم است تمام تلاش مان را بکنیم تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده است و چرا.

برخورد با شکست,تلاش و پشتکار,چرا شکست می خوریم

نادیده‌ گرفتن اشتباهات در گذشته: بعضی از مردم زندگی می کنند و یاد می گیرند و عده ای دیگر فقط زندگی می کنند. شکست معلم ماست به شرط اینکه دیدگاه درستی داشته باشیم. انسان های عاقل از اشتباهات خود درس می گیرند. تجربه، اسمی ‌است که آن ها به خطاهای خود می دهند. مشکل را بهتر تعریف کنیم. موقعیت را تجزیه و تحلیل کنیم و ببینیم می خواهیم به چه چیزی برسیم، استراتژی ما چیست و چرا کارساز نبوده است. درضمن بهتر است ببینیم آیا با نگرش مثبت به مشکل نگاه کرده ایم؟ اگر به پول نیاز داشته باشیم، گزینه های بیشتر از افزایش درآمد داریم. می توانیم هزینه ها را کاهش دهیم. به این فکر کنیم که واقعاً سعی داریم چه کار کنیم.

فقدان نظم و انضباط: هر کسی به موفقیتی دست یافته، بدون نظم و انضباط نبوده است. انضباط نیازمند کنترل فردی، گذشت، دوری از حواس‌ پرتی ها، وسوسه ها و در واقع متمرکز ماندن است. کمال گرا نباشیم و به جای آن، نگرش ایده آلی از شکل و حس موفقیت داشته باشیم. موفقیت ممکن است انگیزه بخش باشد، اما لزوماً واقع گرایانه نیست. موفقیت در هر هدفی مشکلات ما را برطرف نمی کند. درباره ی هرآنچه به هدف های ما تحقق می بخشد صریح باشیم و درگیر جزئیات سطحی نشویم.

راه‌ نحوه برخورد با شکست,راههای مقابله با شکست,شکست خورده

عزت‌ نفس پایین: فقدان عزت‌ نفس به معنای احترام نگذاشتن و ارزش قائل نشدن برای خود است. افرادی که عزت‌ نفس اندکی دارند پیوسته تلاش می‌ کنند به‌ جای خلق شخصیتی که دوست دارند باشند، خودشان را پیدا کنند. روی خودمان برچسب نزنیم. شاید شکست خورده باشیم، اما تا زمانی‌که دست از تلاش برنداشته ایم فرد شکست خورده ای نیستیم. خودمان را کسی بدانیم که همچنان برای رسیدن به یک هدف تلاش می کند و بهتر است بتوانیم شکیبایی و پشتکارمان را برای یک مسافت طولانی حفظ کنیم.

نگرش قضا و قدر: این نگرش، افراد را از پذیرفتن مسئولیت جایگاهی که در زندگی دارند منع می کند. آن ها موفقیت ها و شکست های خود را به شانس نسبت می دهند. آن ها صرف نظر از تلاش هایی که کرده اند، خودشان را به دست تقدیر می سپارند و معتقدند هر اتفاقی قرار باشد بیفتد بالاخره می افتد. هر روز به آینه نگاه کنیم و با خودمان بگوییم: “من مسئولم”. شاید تمام مراحل زندگی تحت کنترل ما نباشد، اما ما بیشتر از آنچه فکرش را می کنیم روی زندگی مان تسلط داریم و خودمان مسئول شادی و موفقیت مان هستیم. نگرش ما تعیین کننده میزان اوج گرفتن ماست و تنها ما می توانیم پستی های زندگی مان را به بلندی تبدیل کنیم تا در زندگی شکست خورده نباشیم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *