گرایش شگفت انگیز ضمیر ناخودآگاه به زندگی

راه های کنترل ضمیر ناخودآگاه,ضمیر ناخودآگاه,قانون جذب دو
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 4 امتیاز : 5]

رابطه تنگاتنگ ضمیر ناخودآگاه و زندگی با قانون جذب

بیش از نود درصد زندگی ذهنی شخص در کانون ضمیر ناخودآگاه او قرار دارد و اگر کسی نتواند از این نیروی بی کران و عظیم استفاده کند، تمام عمر خود را در حقارت و ضعف به سر خواهد برد.

روش های ضمیر ناخودآگاه انسان همواره به سوی زندگی گرایش دارد و کاملا فعال است. ضمیر ناخودآگاه، جسم و روح را می سازد و پشتوانه ی تمام وظایف حیاتی آن می شود. در تمامی بیست و چهار ساعت شبانه روز بیدار است و حتی لحظه ای خواب و استراحت ندارد. علاوه بر این ها حتی لحظه ای از انسان غافل نمی شود تا او را از هر آسیب و گزندی محفوظ کند.

ضمیر ناخودآگاه همواره از رابطه ای تنگاتنگ با زندگی برخوردار است و درایت و ذکاوت بی انتها، ایده ها و کشش های آن دائما در راستای زندگی قرار می گیرند و آرمان ها و آرزوهای یک زندگی بهتر و مرفه تر از ضمیر ناخودآگاه نشات پیدا می کنند. اعتقادات و باورهای راسخ و محکمی که در خود پیدا می کنید و توانایی مخالفت با آن را ندارید، همان هایی هستند که در ضمیر ناخودآگاه شما جای گرفته اند.

ضمیر ناخودآگاه زبان خاص خودش را دارد و با کشف و شهود و تداعی معانی شما را مجاب می کند و دائما ترغیب می کند که به سمت جلو بروید، ترس و هراس را از خود دور کنید و به فکر آینده خود باشید و بر اساس قانون جذب روی قله های بلند پیروزی و موفقیت جای بگیرید. احساساتی مانند دوست داشتن و کمک کردن به دیگران و نجات دادن مردم از غم و بلا همه با تلقین ضمیر ناخودآگاه انجام می شود.

راه های کنترل ضمیر ناخودآگاه,ضمیر ناخودآگاه,قانون جذب دو

چگونه جسم از روح دستور می گیرد

رابطه ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه به عمل متقابل دستگاه اعصاب مربوطه نیاز دارد. مرکز سیستم سمپاتیک که گاهی هم آن را به عنوان دستگاه اعصاب غیر ارادی می نامند، در توده ای غددی که در پشت معده قرار دارند و به آن مغز شکمی می گویند واقع شده است و این همان کانال مغزی است که وظایف حیاتی بدن را ناآگاهانه تعیین و مشخص کند.

قسمت های مختلف مغز نیز رابطه خود را با فعالیت های عینی و ذهنی روح متقابلا نشان می دهند و به طور کلی ما می توانیم نخست قسمت جلویی مغز و دوم قسمت پشتی را مشخص کنیم؛ در حالی که قسمت میانی مغز دارای صفات مشترک هر دو قسمت می باشد.

دوستان عزیز سایت پرورش افکار در اینجا قصد داریم با ذکر مثال ساده ای به وجه تمایز این دو اشاره کنیم:

رابطه متقابل جسم و روح به این صورت مشخص می شود که اگر مطلبی را به ضمیر خودآگاه خود بسپارید این امر موجب ارتعاش در دستگاه اعصاب ارادی شما خواهد شد که همین سیستم نیز متقابلا جریان مشابهی را در دستگاه اعصاب غیر ارادی ایجاد خواهد کرد. این همان جریانی است که ایده مزبور را به اعماق ضمیر ناخودآگاه یا عنصر خلاق نفس شما منتقل می کند. و این گونه است که افکار انسان در زندگی به صورت حقایق نمود پیدا می کند.

بر اساس قانون جذب هر فکری که توسط ضمیر خودآگاه انسان گرفته و به عنوان یک حقیقت مورد پذیرش قرار بگیرد، به وسیله مغز به سیستم غیر ارادی یا شکمی مغز و ضمیر ناخودآگاه روانه می گردد تا در آنجا قلب گیری شده و در یک موقعیت مناسب به صورت واقعیت در بیاید و در ذهن انسان آشکار شود.

ضمیر ناخودآگاه و زندگی

افراد زیادی بر این باور هستند که اگر انسان مراقب خودش نباشد هوش در این کار مداخله می کند. این حرف تا حدودی با واقعیت مطابقت دارد ولی اشکال کار در این است که ضمیر خودآگاه به طور دائم با پنج حس خود و ظواهر زندگی در تماس است؛ و همین ظواهر اعتقادات و القائات نادرست، خطا، ترس ها و عقاید سست و غلط را ایجاد می کند و روانه ضمیر ناخودآگاه می کند.

زمانی که ترس ها، اعتقادات پوچ و بی اساس و نمونه های منفی تحت شرایط روانی و عاطفی بر ضمیر ناخودآگاه نقش بستند، این ضمیر در آن صورت چاره ای ندارد جز این که خود را با آن نمونه های مشخص که در اختیارش گذاشته شده اند، تطبیق دهد و آن ها را بپذیرد.

راه های کنترل ضمیر ناخودآگاه,ضمیر ناخودآگاه,قانون جذب دو

فعالیت دائمی ضمیر ناخودآگاه

من عینی هر انسانی دائما در تکاپو است تا خیر و رفاه او را تامین کند و پرتویی از هماهنگی ذاتی را در تمام امور زندگی منعکس نماید. ضمیر ناخودآگاه انسان اراده و تمایل خاص خود را دارد و بنا به میل خویش رفتار می کند و روز و شب دست از تلاش نمی کشد.

ضمیر ناخودآگاه به نوعی معمار بدن انسان به شمار می رود و چنان خاموش و محجوبانه رفتار می کند که شما نه آن را می بینید و نه می شنوید و نه حتی متوجه رفتار و اعمالش می شوید. ضمیر ناخودآگاه هر انسانس زندگی خاص خودش را دنبال می کند و تنها هدفش ایجاد هماهنگی و تندرستی و آرامش می باشد و این برداشت را در هر لحظه زندگی می توان احساس نمود.

هر یازده ماه یکبار موجود تازه ای می شویم

برای این که به درستی بیندیشیم و به روش علمی تفکر کنیم لزوما باید شناخت کاملی از حقیقت داشته باشیم. شناخت حقیقت به مفهوم داشتن هماهنگی با هوش بی کران و نیروی ضمیر ناخودآگاه که پیوسته در راستی زندگی در حرکت است می باشد.

هر اندیشه و عمل غیر هماهنگ که از سر غفلت یا انتخاب باشد در نتیجه به شکست و ناکامی و انواع محرومیت ها می انجامد. دانشمندان بر این عقیده هستند که آدمی در هر یازده ماه یک بار پیکر تازه ای برای خودش می سازد. پس از لحاظ جسمی هیچ کس بیشتر از یازده ماه عمر نمی کند. به عبارت بهتر اگر معایبی مانند خشم، حسادت، ترس، اضطراب و بدقلبی و … را در اندیشه خود حفظ می کنید، پیکر نوسازی شده را با عقده های کهنه و قدیمی از سلامتی، نشاط و سرزندگی بر کنار خواهید کرد.

هر انسانی مجموعه کاملی از افکار خویش است، پس بهتر است که افکار سیاه، منفی و ناسالم را از خود دور کنیم. همان طور که برای رهایی از تاریکی و ظلمت به نور و روشنایی نیاز داریم برای رهایی از افکار منفی نیز به جانشین آن یعنی اندیشه های سازنده و مثبت نیاز داریم؛ پس بنا به قانون جذب خیر و خوبی را به دل راه دهیم تا بدی از روزنه ی دیگری ناپدید شود.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *