نقش تاثیرگذار تفکر و اراده بر رسیدن به اهداف

رسیدن به اهداف,رسیدن به هدف در زندگی,فرد بی هدف
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 6 امتیاز : 4.3]

تفکر و اراده چگونه سبب رسیدن به اهداف می شود (قانون جذب)

با توجه به آن که تفکر و اراده هیچ گونه گسستگی با یکدیگر ندارند، اکثریت مردم به جای آن که تفکرشان را به سمت خاصی هدایت نمایند اجازه می دهند خودش بر مسیری شناور باشد، این گونه هدف نداشتن تفکر خود نوعی پلیدی و شرارت محسوب می شود. لذا اگر فردی دوست دارد در زندگی موفق شود و زندگی اش به سمت نابودی و گمراهی نرود همواره باید برای تفکراتش هدف تعیین کند.

افرادی که هدف خاصی را در زندگی دنبال نمی کنند همواره دلهره، استرس و اتفاقاتی ناگوار در زندگی دارند که همه آن ها به دلیل بی هدفی می باشد، فرد بی هدف پس از مدتی به فلاکت رسیده، نا امید شده و ضعیف می شود.

رسیدن به اهداف,رسیدن به هدف در زندگی,فرد بی هدف

هدف، مرکز اصلی تفکرات فرد است

انسان همواره باید برای خود هدفی درست و دقیق تعیین کند و سپس تمام نیروی خود را جهت به انجام رساندن آن جمع نماید. هدف وی درواقع باید شامل مرکز اصلی تفکراتش باشد. هدف افراد مختلف است، ممکن است هدف فردی کاملا معنوی باشد و در مقابل هدف فردی دیگر به صورت صد در صدی مادی باشد و همه ی این ها به ویژگی های ذاتی یک انسان وابسته می باشد.

هدف انسان هر چیزی که باشد، او باید تمام قوای تفکر درونی خود را برای به انجام رساندن آن به کار گیرد. درواقع فرد باید رسیدن به اهداف درونی اش را به نوعی وظیفه ی اساسی دانسته و برای آن تلاش کند، او هیچ‌گاه نباید اجازه دهد با عدم رسیدن به خواسته ها و اهدافش، خود را در بین انبوهی از رویاها قرار دهد.

این مسیر، همان مسیر اساسی است که باعث می شود تفکر شما در نقطه ای متمرکز شده و غروری بی جا در شما ایجاد نشود. شما تا زمانی که نقاط ضعفی درون خود داشته باشید و بر آن ها پیروز نشوید، ممکن است همواره در جهت رسیدن به اهدافتان با شکست مواجه شوید. یک شخص پس از آن که بر ضعف هایش غلبه می کند در درون شخصیت خود چنان حس قدرتمندی خواهد داشت که همین قدرت خود باعث می شود تا تفکر موفقیت بی پایان از ذهن فرد خارج نشده و در آینده به فردی موفق در مسیر اهدافش تبدیل شود.

قانون جذب دو

توانایی و تفکر انجام اهداف بزرگ در خود

افرادی که نمی توانند اهداف بزرگی که در ذهن خود می پرورانند را به موفقیت برسانند، باید ابتدا تفکرات خود را بر روی موفق شدن بر هدف ها و ‌کارهای ناچیز متمرکز کنند. این گونه به درون و‌ تفکر خود یاد می دهند که کارهای خود را به نحو احسن انجام دهند و باید‌ تا رسیدن به موفقیت به تلاش خود ادامه دهند. با این روش به درون خود اثبات خواهند کرد که در دنیا چیزی وجود ندارد که به سرانجام نرسد.

بر اساس قانون جذب یک فرد با ضعیف ترین نوع تفکر، اگر بر ضعف درون خود آگاه باشد و بر این اعتقاد باشد که به کمک تمرین و داشتن اراده می تواند نیرو و‌ اراده خود را بیشتر کرده و قادر است وجود واقعی خود را به همگان نشان دهد، تلاش، قدرت و میزان صبر درون خود را روز به روز بیشتر کرده و به روشی خدایی، تفکر خود را به گونه ای تربیت خواهد کرد که هیچ‌گاه موفقیت و پیشرفت از او دور نمی شود.

درواقع این مسئله همانند ضعف جسمی فردی است که عضله های خود را به کمک تمرین و ‌ورزش قدرتمند کرده و هر بار با تمرین بیشتر، عضله هایش قوی تر می شوند. هم چنین فردی که تفکراتی منفی داشته و حس می کند فردی بسیار ضعیف است نیز می تواند با تغییر درون خود و مثبت نمودن تفکراتش، مسیر موفقیت و پیشرفت را برای خود هموار نماید.

طبق قانون جذب اگر بتوانید تفکرات منفی، ‌ضعف و بی هدفی خود را کنار بگذارید، درواقع به یک نیروی قوی دست خواهید یافت و همانند افراد نیرومندی می شوید که شکست تنها وسیله ای برای راهنمایی بهتر آن ها در مسیر موفقیت معنی می شود. این گونه افراد به کمک تفکر قدرتمند خود تمامی شرایط را به نفع خود تغییر داده، با تمام نیرو برای خود هدفی تعیین می کنند، سپس با بهره گیری از تلاش و استقامت خود در آن موفق می شوند.

رسیدن به اهداف,رسیدن به هدف در زندگی,فرد بی هدف

تغییر در تفکرات ضعیف با قانون جذب

می دانیم فردی که از لحاظ جسمی دارای ضعف باشد می تواند به وسیله تمرین های بدنی و تلاش فراوان بر ضعف خود پیروز شود و به فردی جسور و بسیار قدرتمند تبدیل شود؛ در نتیجه به همین ترتیب اگر فردی تفکری ضعیف داشته باشد با تمرین و ایجاد تفکراتی مثبت در خود، می تواند درون خود را قوی کرده و با کمک تفکر ‌مثبت خود، به فردی قوی و قدرتمند تبدیل گردد.

فردی که برای خود هدفی مشخص دارد، برای رسیدن به آن باید مسیری مشخص تعیین نماید و در تلاش باشد جهت رسیدن به نتیجه ی مطلوب از مسیر منحرف نشود. شما باید تلاش کنید ضعف، استرس و دلهره درونی خود را از بین ببرید چرا که ترس خود به تنهایی عامل اصلی برای دور کردن شما از مسیر موفقیت بوده و شما را از مسیر اصلی هدفتان دور می کند. تفکری که همراه با ترس باشد هیچ گاه نتوانسته اجازه دهد تا فرد مسیر هدف را با موفقیت طی نماید، لذا اگر شخصی با این ‌نوع تفکر دست به کاری بزند به شکست ختم می شود. هدف اصلی و قدرت شما برای انجام آن به وسیله ی ترس نابود می شوند.

زمانی که شما نسبت به توانایی انجام کاری آگاهی کامل دارید اراده ی شما بیدار می شود. شک، دودلی و ترس دشمنانی واقعی برای این آگاهی می باشند و باعث می شوند به ازای هر قدمی که در جهت مسیر طی می کنید یک قدم به نابودی نزدیک تر شوید.

شخصی که بتواند بر ترس و اضطراب خود غلبه نماید می تواند با قدرتی تمام در جهت تفکر خود حرکت نماید و با نیروی درونی خود بر مشکلات غلبه می کند. او اهدافش را ذره ذره کاشته و در زمان مناسب درو می کند.

تفکری که با عدم ترس و هدف خود پیمانی محکم دارد بر اساس قانون جذب تبدیل به قدرتی سرشار از نوآوری و خلاقیت می شود؛ لذا شخصی که آگاه باشد همواره تلاش می کند فراتر از تفکرات آشفته و بی ارزش باشد و در نتیجه به اربابی قدرتمند برای درون خود تبدیل می شود.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *