دانشمندان چگونه از ضمیر ناخودآگاه کمک می گیرند

ضمیر ناخودآگاه,ضمیر ناخودآگاه چیست,قانون جذب دو
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 7 امتیاز : 5]

دیدگاه دانشمندان در استفاده از ضمیر ناخودآگاه (قانون جذب)

بسیاری از دانشمندان بزرگ و نامی از اهمیت ضمیر ناخودآگاه آگاهی داشته اند. بزرگانی مانند کترینگ، ادیسون، مارکتی، انیشتین، پوانکاره و بسیاری دیگر از نیروی ضمیر ناخودآگاه استفاده ها کرده اند و در تمام نوآوری ها، اکتشافات و ابداعات خود از این استعداد درونی بهره های فراوانی برده اند.

پژوهش هایی که در زندگی دانشمندان صورت گرفته نشان می دهد که قدرت ضمیر ناخودآگاه در موفقیت های این دانشمندان سهم به سزایی داشته است. شیمی دان مشهور فریدریش فون استر ادونتیس، یک بار از نیروی ضمیر ناخودآگاه خویش برای حل مسئله ای کمک گرفت. مدت ها بود که دانشمند نامبرده فعالانه تلاش می کرد تا شش اتم کربن و شش اتم هیدروژن فرمول بنزین را برای حل این مسئله ترکیب نماید، اما هیچ نتیجه ای نمی گرفت تا جایی که خسته و درمانده کار را رها کرد و حل این مشکل را به ضمیر ناخودآگاه خویش واگذار نمود.

سرانجام یک روز وقتی در لندن سوار اتوبوس می شد، در کمال ناباوری ضمیر ناخودآگاه او راه حل مسئله را به ضمیر خودآگاهش تحویل داد. این جواب همان چیزی بود که او از مدت ها قبل به دنبال پیدا کردن آن می گشت. این شیمی دان مشهور می خواست جریان گردش اتم ها را که به نام دایره بنزین شناخته شده را کشف کند، و سرانجام در آن روز به هدف خود دست پیدا کرد.

ضمیر ناخودآگاه,ضمیر ناخودآگاه چیست,قانون جذب دو

نیکولا تسلا و یک اختراع ناگهانی

نیکولا تسلا دانشمندی است که در رشته الکترونیک از شهرت فراوانی برخوردار است و موفق به اختراعات بزرگ و ارزنده ای در این زمینه شده است. تسلا زمانی که می خواست دست به اختراعی بزند عناصر تشکیل دهنده آن را در ضمیر باطن خود جمع آوری می کرد و با ایمان و اعتقاد کامل از آن راه حل می خواست و در نهایت آرامش هیچ لحظه ای را برای ترکیب و اصلاح آن ها از دست نمی داد و آن گاه حاصل ترکیب را در اختیار تکنیسین های خود قرار می داد.

خود تسلا در این باره گفته است: «معمولا نتیجه همان بود که من در ذهنم مجسم کرده بودم و ظرف بیست سال حتی مرتکب یک خطای کوچک هم نشدم.»

چگونه یک پزشک توانست داروی بیماری دیابت را پیدا کند

دکتر فردریک بانتینگ پزشک، زیست شناس و جراح معروف کانادایی تمام هم و غم خود را صرف پیدا کردن ضایعات بیماری دیابت نموده بود. در آن دوران طب قادر به درمان و پیشگیری این بیماری مهلک نبود. دکتر بانتینگ شبانه روز زمان زیادی را صرف مطالعه پژوهش های بین المللی درباره این بیماری کرد.

یک شب که با خستگی تمام به خواب رفت، در رویاهایش دید که ضمیر ناخودآگاهش به او توصیه می کرد تا عصاره غدد لوزالمعده معیوب سگی را بگیرد و این همان انسولینی است که از آن به بعد به کمک بیماران دیابتی آمد.

به سادگی معلوم می شود دکتر بانتینگ که از مدت ها قبل تمام فکر و ذکر خود را معطوف حل این مسئله سخت کرده بود، سرانجام با کمک قانون جذب و ضمیر ناخودآگاهش توانست پاسخ آن را دریافت کند.

البته از این مسئله این گونه می توان برداشت کرد که جواب هر مسئله را به راحتی نمی توان دریافت کرد، در نتیجه بایستی بدون آن که ناامید و مایوس شد، صورت مساله را هر شب قبل از خواب به ذهن سپرد و درباره آن به تفکر پرداخت تا در زمان مناسب جواب را دریافت نمود.

چرا گاهی ضمیر ناخودآگاه دیر جواب می دهد

یکی از دلایلی که موجب تاخیر در پاسخ دادن ضمیر ناخودآگاه می شود، ممکن است در نحوه تلقی شخصی از اصل مسئله باشد. مثلا ممکن است فرد به خود تلقین کرده باشد که حل این مسئله نیاز به زمان طولانی دارد.

دوستان عزیز سایت پرورش افکار این نکته مهم را بدانید که ضمیر ناخودآگاه شما زمان و مکان را نمی شناسد. پس با خیال راحت بخوابید و امیدوار باشید که ضمیر باطن شما مسئله را حل خواهد کرد. پس پاسخ آن را امری محال تلقی نکنید و یا به آینده دور چشم ندوزید؛ همین الان که در حال مطالعه این مقاله هستید به خودتان اطمینان دهید که با کمک قانون جذب و ضمیر ناخودآگاه تان مسائل مهم زندگی تان حل خواهند شد و این راه حل ها را پیدا خواهید کرد.

ضمیر ناخودآگاه,ضمیر ناخودآگاه چیست,قانون جذب دو

ضمیر نگهدارنده خاطرات

دانشمندان باستان شناس به خوبی از این نکته آگاهی دارند که ضمیر تمامی خاطرات را در خود نگاه می دارد. از این رو زمانی که آن ها مشغول حفریات می شوند و به آثار باستانی و عتیقه جات برخورد می کنند، تلاش می کنند تا آنچه را پیدا کرده اند ابتدا در ضمیرشان بازسازی می کنند، و آن را به صورت اولیه در آورند. آن گاه گذشته مرده از نو جان می گیرد و احیا می شود.

باستان شناس پژوهشگر به تندیس ها، سفال ها، معابد قدیمی و ظروف عتیقه نگاه می کند و از تاریخی سخن می گوید که بشر هنوز قدرت کلام پیدا نکرده بود و برای سخن گفتن زبان رسمی نداشت و ارتباط آدم ها از طریق ناله ها، اصوات و علامت ها صورت می گرفت.

نیروی دقت و تمرکز ذهن دانشمند، باعث برانگیختن قوای پنهان ضمیر ناخودآگاه او می شود و باعث می شود تا چینه ها و دیواره های معابد را با سقف بپوشاند. استخوان های پوسیده را از گوشت و عضله پر می کند و چشمانشان را سر جایشان می گذارد و آن ها را به راه می اندازد. گذشته در تصور او جان می گیرد و آن گاه متوجه می شویم که برای ضمیر ناخودآگاه زمان و مکان مطرح نیست. پس با نیروی تخیل منظم، مرتب و هدایت شده می توان همگام با متفکران و دانش پژوهان هر عصر و زمان در قلمرو علوم گام نهاد و از بازدیدها و گشت و گذارهای علمی خود نهایت لذت را برد.

نحوه پذیرش دستورهای ضمیر ناخودآگاه برای حل مشکلات

هنگامی که موفق به حل مسئله ی بزرگی نمی شوید و یا قادر به رفع مشکلی نیستید، بلافاصله افکار خود را به طور مثبت و سازنده حول آن موضوع متمرکز کنید. اگر ترس و تشویشی در دل دارید، هرگز آن فکر را به سر راه ندهید؛ چون نحوه اندیشیدن واقعی با هر ایده منفی و ترسناک منافات دارد.

با اجرای دستورالعمل های زیر موفق خواهید شد مسائل و مشکلات خود را حل نمایید. برای این کار ابتدا باید در وضعیت آرام و راحتی قرار بگیرید. به بدنتان فرمان بدهید تا از تب و تاب بیفتد. او ناچار است اطاعت کند، چون نه اراده ای و نه قدرت هوش و ابتکاری دارد. جسم شما مانند صفحه ای عاطفی است که اعتقادات و احساسات شخص را در خود ضبط می کند.

دقت خود را روی مساله موردنظر متمرکز نمایید و سعی کنید تا با کمک ضمیر خودآگاه آن را حل کنید. دائم به لحظه ای فکر کنید که موفق به حل آن قضیه شده اید. به یاد احساساتی بیفتید که از رفع آن مشکل به شما دست می دهد. شادی و رضایت درونی تان را از این کار در نظر بگیرید. بگذارید ذهنتان در آن حالت آرامش و شادمانی آرام بگیرد و به خواب برود.

اگر پاسخ معمای خود را در بیداری به دست نیاوردید، ذهن تان را متوجه موضوعی دیگر کنید. به احتمال زیاد در این گونه مواقع پاسخ مناسب را دریافت خواهید کرد. برای دریافت جواب از ضمیر ناخودآگاه تان همواره در نظر داشته باشید که ساده ترین راه، بهترین آن است.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *