زندگینامه ناپلئون هیل – نویسنده

بیوگرافی ناپلئون هيل,زندگی نامه ی ناپلئون هیل,زندگینامه ناپلئون هیل
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 42 امتیاز : 4]

بیوگرافی ناپلئون هیل

در زندگی نامه ی ناپلئون هیل اینگونه آمده است که: ناپلئون هیل 26 اکتبر 1883 در ویرجینیای آمریکا دیده به جهان گشود. خانه‌ ای که او در آن متولد شد فقط یک اتاق در کنار رودخانه‌ ای در ویرجینیا بود. 10 ساله بود که مادرش بر اثر بیماری و تغذیه ناسالم از دنیا رفت. ناپلئون هیل همیشه به کودکان همسن و سال خود که لباس خوب می‌ پوشیدند و خوراکی‌ های متنوع می‌ خوردند با افسوس نگاه می‌ کرد.

بعد از مرگ مادر ناپلئون، زندگی برای ناپلئون سخت‌ تر شد، زیرا پدر بدون توجه به وضعیت مالی‌ اش 2 سال بعد از مرگ همسر ازدواج کرد. از آنجایی که ناپلئون هیل جوان بسیار سرکش و پرخاشگری بود، نامادری‌ اش توانست روح سرکش او را مهار کند و به دلیل علاقه‌ ای که به خواندن و نوشتن داشت به مطالعه کتاب‌ های داستان و خلاصه‌ن ویسی و داستان‌ نویسی روی آورد. به طوری که در 13 سالگی خبرنگار روزنامه ویرجینیا شد و نام گزارشگر کوهستان را برای خود انتخاب کرد.وی پولی را که از این راه به دست می‌ آورد خرج هزینه تحصیل خود میکرد.

ناپلئون هیل کیست؟

ناپلئون هیل در 18 سالگی به این نتیجه رسید که به وکالت علاقه‌ مند است و این میل در او به‌ وجود آمد که می‌ تواند از فعالان حقوق بشر شود؛ به همین خاطر تصمیم گرفت وارد دانشکده حقوق دانشگاه جورج تاون شود، ولی چون از عهده هزینه‌ اش برنیامد، آنجا را رها ساخت. ناپلئون هیل برای داشتن درآمد بیشتر فعالیتش را در روزنامه بیشتر کرد. استعدادش در نوشتن عالی بود و سردبیر از نوشته‌ ها و مقالات وی استقبال می‌ کرد و کار مصاحبه با افراد برجسته و معروف را به او می‌ سپرد. ناپلئون پسری زرنگ و کوشا بود و در هنگام مصاحبه با افراد نامدار، از تجربیات آنان درس می‌ گرفت و در زندگی خود به کار می‌ برد.

بیوگرافی ناپلئون هیل,زندگی نامه ی ناپلئون هیل,زندگینامه ناپلئون هیل

آشنای با ناپلئون هیل استاد بزرگ موفقیت

مصاحبه های ناپلئون هیل با دانشمندان و ثروتمندان

ناپلئون با افرادی چون توماس ادیسون، الکساندر گراهام بل، هنری فورد و ویلیام جنینگ برایان مصاحبه کرد.
می‌ گویند ادیسون در مصاحبه‌ ای که هیل با وی داشت به مزاح به او گفت: اگر تا الان لامپ التهابی را نساخته بودم به جای این که وقتم را با تو تلف کنم می‌ رفتم در آزمایشگاه و به کارم مشغول می‌ شدم.

کتابهای ناپلئون هیل

ناپلئون هیل با دقت و ظرافت می‌ کوشید راه های موفقیت این‌ گونه افراد را پیدا کند. از این رو، سال 1928 کتابی با نام قوانین موفقیت را نوشت که با استقبال خوبی روبه‌ رو شد. با انتشار این کتاب ستاره بخت و اقبال او درخشیدن گرفت و میزان درآمد ماهانه او را به 2500 دلار رساند و این میزان سال‌ ها ثابت بود. سپس کتاب «دینامیت مغزی» را سال 1941 نوشت. وی از سال 1919 تا 1920 در مجله قوانین طلایی هیل، سردبیر بود و سال 1930 کتابی در زمینه راهیابی به موفقیت را نوشت. «ناپلئون هیل » در حیطه موفقیت و رسیدن به ثروت تا حدی به درجه استادی رسیده بود که از سال 1933 تا 1935 مشاور فرانکلین روزولت، رئیس‌ جمهور آمریکا شد و پول خوبی به دست آورد. او سال 1937 در کتاب رشد فکری و ثروت کلیه فرمول‌ های رسیدن به موفقیت را ذکر کرد.

قانون موفقیت ناپلئون هیل,کتابهای ناپلئون هیل,ناپلئون هیل

فروش 30 میلیون جلد کتاب‌

کتاب‌ های هیل هر روز بیشتر به فروش می‌ رفت و مورد توجه همه قرار می‌ گرفت به طوری که وی کتاب علوم موفقیت را که سال 1960 نوشت با بیش از 30 میلیون جلد به فروش رساند.
او سال 1970 در جنوب کارولینا در حالی‌که مشغول نوشتن کتاب «تو می‌ توانی کار کنی و معجزه ببینی» بود در 87 سالگی چشم از جهان فروبست.

قانون موفقیت ناپلئون هیل

می‌ گویند سال 1969 هنگامی که خبرنگار نیوزویک در مصاحبه‌ ای از او خواست که درباره آرزوهایش سخن بگوید درجواب گفت: زمانی که مرد جوانی بودم، آرزو داشتم نویسنده شوم و برای رسیدن به این‌ آرزو می‌ دانستم باید در کاربرد کلمات خبره شوم، اما چون پسر فقیری بودم و قادر به تحصیل در دانشگاه نبودم از درس محروم شدم.
دوستانم توصیه می‌ کردند از آرزوهایم بگذرم و به کار در معدن بپردازم، اما عشق به نوشتن در من وجود داشت. بالاخره با تلاش شبانه‌ روزی توانستم به آرزویم برسم و در کنار کار به نوشتن نیز بپردازم. اکنون آرزویی ندارم زیرا به اهدافم دست یافته‌ ام.

نحوه رسیدن ناپلئون به اهدافش

وقتی خبرنگار نیوزویک از وی پرسید که چگونه به اهدافش رسید گفت: برای موفقیت یک ویژگی هست که فرد باید آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. فرد باید بداند چه می‌ خواهد و برای رسیدن به خواسته‌ اش پافشاری کند.
از سوی دیگر یک روش عالی برای موفقیت در کار این است که افکارتان را روی کاغذ بیاورید. فقط 3 درصد از مردم هدف‌ های مشخص دارند و آنها را روی کاغذ می‌ آورند. این افراد در مقایسه با افرادی که از نظر میزان تحصیلات و توانایی برابر یا بهتر از آنها هستند اما به هر دلیلی هرگز وقت خود را صرف روی کاغذ آوردن هدف‌ های خود نکرده‌ اند 5 تا 10 برابر بیشتر کارایی دارند. من برای رسیدن به اهدافم تنبلی را کنار گذاشتم و با اعتماد‌به نفس جلو رفتم و به خواسته‌ ام رسیدم و توصیه‌‌ ام به همه مردم این است که اعتماد به نفس خود را تقویت کنند، به آرزوها و اهداف خود ایمان داشته باشند و ارزش قائل شوند.

ناپلئون هیل جملات,ناپلئون هیل کیست

چگونه ثروتمند شوید

ناپلئون هیل در کتاب خود به نام بیندیشید و ثروتمند شوید می‌ گوید: هر جا نیروی تصمیم باشد راهی گشوده می‌ شود. اگر انسان‌ ها پای عقیده خود بایستند و پشتکار داشته باشند خواسته آنها به وسواسی دائمی تبدیل می‌ شود و پیروز می‌ شود. فرصت در حیاط خلوت شما کمین کرده است اما گاه بد می‌ آورید و گاه موقتا شکست می‌ خورید به همین دلیل خیلی وقت‌ ها نمی‌ توانید فرصت خوب را تشخیص دهید. ضمیر ناخودآگاه برای موفقیت و شکست مساوی عمل می‌ کند. اگر اندیشه کسب ثروت با هدفی معین و اشتیاق فراوان ترکیب شود راه ثروتمند شدن را به شما نشان می‌ دهد.
به اعتقاد هیل یکی از علت‌ های شکست این است که در برخورد با مشکلات متوقف می‌ شویم و دست‌ از تلاش برمی‌ داریم. ثروت با یک حالت ذهنی آغاز می‌ شود و موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند. آنچه را مغز انسان تصور و باور کند به آن می‌ رسد. نمی‌ توانید به ثروت زیاد برسید مگر اینکه در سر اشتیاق فراوان داشته باشید.

ناپلئون هیل جملات

یک فرمانده موفق قایق‌ ها و کشتی‌ ها را آتش زد و به سربازان گفت: پشت‌ سرتان را نگاه کنید کشتی‌ ها سوخته‌‌ اند و راه برگشت ندارید. آن‌ وقت آنها پیروز شدند.

در سال 1988 یعنی 60 سال بعد بنیاد ناپلئون هیل اصول مهم موفقیت در زندگی که در آن کتاب مطرح شده بود را دوباره مورد آزمایش قرار داد و به این نتیجه رسید که در این اصول بعد از گذشت 6 دهه هیچ تغییری صورت نگرفته است.
ناپلئون هیل در سال 1920 طی تحقیقات خود بر موضوع ضمیر ناخودآگاه انسان مطالعات عمیقی انجام داد. وی همچنین درباره تلاش معتقد است، بی‌ تردید تلاش در رفتار و اعمال انسان برای دستیابی به موفقیت بسیار موثر است، اما اگر شخص تلاشگر فاقد روحیه مثبت باشد آنطور که باید به هدف خود نمیرسد. وی همچنین در تحقیقات خود پی برد که چینی‌ ها درباره تهدید و فرصت جمله‌ ای دارند با این مضمون که چیزی به نام تهدید و شکست وجود ندارد بلکه همه آن‌چه هست فرصت است.
به اعتقاد ناپلئون هیل، هارمونی یعنی اینکه افراد تمام تضادها و تعارض میان خود را برای رسیدن به یک نتیجه یکسان کنار بگذارند.

لطفا به این مطلب رای دهید [رای ها : 42 امتیاز : 4]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *